۶ پاسخ

وااااای من به زایمان نمیتونستم فکر بکنم از درد و استرس. فوق العاده استرس و ترس داشتم. دیروز زایمان کردم
دردای بعدشو نمیدونم چون مسکن میخورم.
ولی خب قبلش که درد طبیعیه. اصلا اصلا استرس نکش بیخودی اینو یه آدمی که فوق‌العاده ترس داشتم دارم میگم.
تو لحظه‌اش که قرار بگیری خدا انقدر کمکت میکنه که باورت نمیشه، با تموم وجودم حس کردم. خیالت راحت فقط به موعد دیدار فکر کن😍
واقعا لحظه‌ای که بچه دنیا میاد اونجاست که هرچی درد داشتی یه دفعه همش ازبین میره و انگار نه انگار.
ان شاالله که زایمان راحتی داشته باشی و بچتو به سلامتی بغل بگیری🌹

اگه زایمان اولته که با همین فرمون برو جلو. چیزی ندونی برات راحت تره😆 ولی از لذت بغل کردن نی نی نگم برات

منم خیلی ترس داشتم جوری ک شبا نمیتونستم بخوابم
ولی انقد شرینه ک دوس دارم دوباره تکرار بشه

بلاخره دیگه نینی میاد تو بغلت و خیالت از همه بابت راحت میشه خیلی خوبه، ایشالا به سلامتی

فقط به دیدن نینی فکر کن
من از الان ترس زایمان افتاده به جونم ولی به دیدنش که فکر میکنم همه چیز یادم میره 🫣♥️

اتفاقا اصلا بهش فک نکن به این فک کن که به سلامتی تموم شد

سوال های مرتبط