تمرکزت رو بگذار روی بچت... اون نمیخواد زنگ بزنه ... فرض رو بر این بگذار اونا با تو بر نمیخورن... قضیه رو بپذیر ... گریه و زاری بچت رو استرسی میکنه... اونا رو با همین خصوصیت اشون بپذیر ... متاسفانه ادم نمیشن... شاید فردا روزی یه زنگم بزنن اما چون اخلاقشون با تو اینطوریه از یه جا دیگه کم میگذارند
امان از مادرشوهرا که فقط بلدن یه حرفی بزنن که دل آدم بشکنه...خیلی درد داره ولی ارزش نداره برا یه آدم بی ارزش حرص بخوری و برابچت مشکل به وجود بیاری...من که از رفتار زشتشون مدتیه که کاملا رسمی و خشک برخورد میکنم اصلنم اهمیت به حرفاش نمیدم
مادرشوهرت احتمالا میخواسته حرصش سر اینکه نرفتی شمال رو خالی کنه، اینجوری زهرش رو ریخته
اتفاقا باید بی تفاوت رد میشدی تا حس نکنه مهمه
اینم بگم کارت درست نبود با مادر شوهرت بحث کردی هم سر بارداری جاریت هم سر قهر شوهرت اصن نباید بهش زنگ میزدی…. برا جاریت اون ذوق کرد زنگ زد بهت توهم دوق میکردی تبریک میگفتی چه اشکالی داره
خب زنگ نزنه بهتر ، خودتو درگیر قضایای اونا نمیکنی وقتی کمتر ببینی و کمتر باهاشون حرف بزنی ، والا من که اینجوری راحت ترم هم خودم هم زندگیم . تا حالا هم کوچک ترین بی احترامی نکردم ولی خب آدم باید بیشتر بفکر خودش و زندگیش باشه تا حرف و حدیث دیگران
چه گیری دادی ول کن دندون لق خانواده شوهر بزار باشه همون گوشه
بشنو و رد شو
عزیزم منم باردارم مادر شوهرم همسایمونه ولی دریغ از یه زنگ یه سر زدن هیچی ولی جاریم باردار بود حتی کارای خونشو هم میکرد ...البته من خودم خیلی خیلی خیلی راضیم طرفم نیادا ولی خب ادم گاهی وقتا توقع داره ... غصه نخور خدا بخواد برات خدا هواتو داشته باشه بنده خدا کیه ...
مادر شوهر منم زنگ نمیزنه با اینکه یه دونه عروس داره خدایی ادم ساده ای هستم خیلی خوبی کردم بهشون به شوهرمم میگم معلوم نیست چی کار در حق مامان و خواهری من کردی که زنگ نمیزنن در هر شرایط مامان و خوهراش رو خوب میگه
نمیدونم قضیه چیه ولی منکه آدم بحث و دعوا با ی نفر ک ۶۰ سالشه نیستم اصلا خجالت میکشم از سن و سالش
عزیزم منم مادرشوهرم زنگ نمیزنه
من تو شهر غریب هستم شوهرم هر چند روزی ۴۸ ساعت فیکس بخاطر شغلش خونه نیست
منم تنها شبا میترسم بخاطر بچه بخوابم
باورت میشه الان رفته روستاشون که من نرم شب خونه شون بخوابم 😔
آنقدر دلگیرم
شوهرمم حتی کفری شده از دستش
پارسال هم باردار شدم همین کار رو کرد
دو قلو هام سقط شدن بعدش بیمارستان نیومدن حتی
۱۷ روز بعد سقط اونم شوهرم گفت بهشون اومدن سر زدن
تازه میگفتن تقصیر زنت بوده استرس داشته همه ش
من که دیگه این سری نمیبخشمش
حتی برای جنسیت میخوام برم نمیخوام بگم بهش
نباید دعوا میکردی الان متهم به حسودی میشی
همون اول که زنگ زد مژدگانی خواست باید میگفتی خوبه والا منم حاملم کسی مژدگونی نخواسته بود از ما
دوتا تیکه مینداختی سوزشش از این دعوا خیلی بیشتر بود
فدای سرت اصلا غصه نخور بفکر نی نی جونت باش بخاطر دیگران به خودت استرس و غم وارد نکن چوب کارشو میبینه به زودی
دلتو شکسته جوابشو میگیره
توجه نکن عزیزم هوای شوهرتو داسته باش سمت اونا کشیده نشه باهات بد رفتاری کنه
چته دختر چیشدع
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.