۱۲ پاسخ

منم افسردگی گرفتم اتاق بچه ام هم هنوز نچیدم کلا خوب نیستم 😔

خدا خودش بهمون نگاه کنه 😔🤌🏻

مهم تر اینکه به خاطر شرایط تو خونم تو تهران نیستم و این داره شکنجه میده منو واقعا، نه پسرم یه شب تو اتاقش موند، نه میتونم با ذوق از همه وسایلش استفاده کنم

همه همینیم
ما هم کلی قرض و بدهی داریم، دیگه پس اندازای خودمم درآوردم داریم خرج میکنیم البته شکر،ولی خوب شرایط واقعا سخت شده برای همه

من کل روزهای جنگ تو تهران بودم جایی رو نداشتم برم.همش فکر میکردم تا زایمانم همه چی درست میشه دو روز دیگه باید سزارین بشم.اما نه تنها تموم نشد شدیدتر هم شده. موندم بعد زایمانم اگه برق و بزنن من حتی توان اینو ندارم از تهران خارج شم.شبانه روز از صدای انفجار ترس جنگ تاصبح خواب وبیدارم
فقط خدا کمکم کنه حس میکنم حتی دل و دماغ ندارم دخترمو بغل کنم

من خیلی خیلی حالم بد بود این چهل روز۴۰۰ روز گذشت برای من جنگ هم اضافه شد و واقعا سخت ترسن روزام بود امیدوارم زودتر تموم بشه بریم سر نونه زندگی مون خیلی شرایط بدی

همه مون همینیم خسته کلافه دلمرده

من استراحت بودم قرار بود ماه هفتمم برم خرید برای نی نی ولی از شانس بد وضعیت کشور اینجوری شد هیچی براش نگرفتم از یه طرفم پدر همسرم بیمار شده کسی نیست ازش نگه داری کنه اونم خونه ی منه با این وضعم باید صبح ظهر شب فقط توی آشپزخونه باشم داروهاشم بابد مدیریت کنم الان یک ماهه وضعیتم اینه من کلافه ترررینم

اصلا خوب نیستم اولین تار مو تواین دوران سفید شد ازغصه و استرس و نگرانی واقعا

تصویر

منم خیلی استرس دارم از همسرم دورم به خاطره این شرایطش دارم دیوانه میشم همش دست به دعام زود تمام بشه

منکه بچم دنیا اومده ندارم خرجش کنم چ خاکی تو سرم کنم

داغونم ۲۵ روز مونده ب زایمان اسباب کشی دارم هیچی هم خونه پیدا نکردیم😭😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان 🩷✨دخمل مامان 🩷✨دخمل روزهای ابتدایی تولد