به درک...نمیدونم این احساس مسئولیتی که شما به اونا دارید اون ها هم به شما دارن
اشتباه از شما بوده .چرا حق انتخاب میدی به مهمان؟! زنگ بزن بگو پنشمه شام منتظرم قبول کرد هیچ،قبول نکرد بذار تو لیست سیاه
کلا بیخیال باش منم داداشم سر یه موضوعاتی باهام مثلا قهر کرد
اخرش بعد یه سال یادش افتاد ابجی داره زنگ زد گفتم شماره تو نداشتم
کلا پیگیرش بودم ولی نشون میدادم برام مهم نیست بهم گفته بود وقتی شمارو بلاک میکنم یا شماره تونو حذف خیلی خوشبخترم منم گفتم خوش باشی خودم بلاکش کردم
کلا از نظر من هرچی آدم کمتر زندگی بهتر ارامش بهتر
وای مامان منم برای خواهر کوچیکم همینه
البته به دوتامون ظلم کرده من هوای خواهرمو دارم و حسابش از مامانم جدا میکنم گناه داره
ولی مامانم بد میکنه واقعا
تو به مامانت زنگ نزن ، به خپاهرت زنگ بزن بگو برای اخر هفته شام تشریف بیارید برای پاکشا
اگر تقریبا گفت باشه که هیچی ، اگر هم خواستی شماره شوهرشو بگیر بگو بگم همسرمم زنگ بزنه
اگر بهونه گرفت بگو باشه هرطور صلاح میدونی و دیگه به روت نیار اصلا
گفتن هم بگو دعوت کردم چند بار وقت نداشتن بیان
مامانت میخواد ابرو برا خواهرت بخره بقیه رو هم مهمون کنه
مامان منم دقیقا همین بلا رو سرم اورد ، خونه م جا نداشت بردم رستوران ولی یه مو تو تنم راضی نیود
من باشم به جای شما دیگه اصلا بهشون نمیگم
اگرم زنگ بزنن بگن میاییم الکی بگو بزار بهت جواب میدم دوست شوهرم دعوتمون کرده ببینم اگه تدارک ندیدن ردشون کنم شما بیان
یکم خودتو بگیر
من حس میکنم خواهرت توقع داره خانواده شوهرشم پاگشا کنی برای همون داره بهانه میاره
در مورد تبریکنگفتنم بگم واقعا بیشعور شوهرخواهرت
منم جاریم سه ماه عقد کرد پاگشاشم همراه خانوادش کردم ولی زورش اومد هم تشکر کنه هم عیذ تبریک بگه
ولش کن اصلا بهشون دیکه نگو بنظرم هروقت بخان میان تو رفع تکلیف کردی
ی روز خودت زنگ بزن بگو فردا بیاید بالخره خواهرته اگ اومدن ک خوش اومدن اگرم گفتن نه نمیتونیم بیایم و فلان قیدشونو بزن
به جهنم دیکه هم دعوت نکن بیکاریا
دعوت نکن ،اصلا ب روتم نیار
بزار پیش شوهرش و خانوادهاش ابروش بره
آدما لیاقت ندارن زیاد ک احترام بزاری فک میکنن شخص خاصی ان
بجهنم اهمیت نده خب تو چن بار گفتی دیگه اگه میخواس میومد خوبه عروس وزیر وزرا نشده😆
چقدر هممون میسوزیم از فرق گذاشتن ها
سلام عزیزم
اصن نمیخواد دعوت کنی
دیگه پیشنهاد نده
در ضمن مامانم کلا من براش مهم نیستم دختر اولم رو بعد پنج سال با ای وی اف به سختی باردار شدم چون مامانش چهار ماه پیش فوت شده بو تو سن ۷۵ سالگی ، نه برام سیسمونی خرید نه باهام اومد خرید ، حتی گوسفند هم میخواستم قربونی کنم ، هی کش داد منم گفتم مادرم دیگه خیرم رو میخواد لابد ، دیگه دیدم خبری ازش نشد بعد دوماه قربونی کردم ، خودم پختم ، خودم پخش
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.