۱ پاسخ

خبببب
پارت بعد😍

سوال های مرتبط

Maman jojo()ivf Maman jojo()ivf قصد بارداری
ادامه تاپیک قبل:
رفتم ازمایش دادم مطمئن بودم مثبت هست و با کلی امید رفتم
جواب ازمایش اماده شد 😐😭😭😭منفی بود اصلا باورم نمیشد دیگه ivf اخرین راه بود چرا نباید جواب بگیرم😭😭😭گوشی رو خاموش کردم رفتم تو اتاق درو رو خودم بستم زار زار گریه کردم جواب هیچ کس رو نمیدادم زنگ زدم دکترم گفت داروها رو قطع کن تا پریود شی دوباره بیا
ی ده دوازده ساعتی گذشت ی ارامبخش خوردم خوابیدم حتی با همسرمم حرف نمیزدم یهو به خودم اومدم گفتم دختر شاید قسمتت نیست بیخیال شد شد نشد دنیا به اخر نرسیده که بچسب به زندگیت خیلی زود خودتو جمع کن
همون شب یهو تصمیم گرفتم دیگه بیخیالی سیر کنم به ارامشم برسم از اون دختر شر و شیطون این دختر منزوی و افسرده اصلا خوشم نمیومد از همه دوستام غافل شده بودم از مهمونیا از گردشام کوه رفتنام
همون شب خودمو ی پیتزا و سیب زمینی سرخ کرده مهمون کردم نشستم فیلم دیدم تصمیم گرفتم ivf رو ادامه بدم اما تا وقتی که جنینام تموم شد اگر نشد بیخیال شم

تو ادامه تاپیکها کامل میگم چه کارها کردم….
#پوشک #بارداری
Maman jojo()ivf Maman jojo()ivf قصد بارداری
ادامه تاپیک قبلی:
مرداد ماه ۱۴۰۳
دکتر بعد اینکه ازمایشها و سونو هامو دید گفت یبار دیگه برات iui میکنیم اگر نشد میریم سراغ آی وی اف
انگار دوباره ی امیدی به دلم افتاد انگار نمیخواستم قبول کنم زیر بار ivf برم
دکتر گفت برو ابانماه بیا تا اونموقع مکملاتم بخور بیا برای ای یو ای
با خودم تصمیم گرفتم به هیچ کس نگم از همه ناراحت بودم انگار مخصوصا مامانم که چرا گفته بود دست نگهدار از همه فاصله گرفته بودم فقط میرم باشگاه سر کلاسام و میومدم اصلا حوصله هیچکسم نداشتم
ابانماه شد چندروز از پریودیم گذشته بود هی منتظر بودم پریود شم برم دارو بگیرم برای iui اما نمیشدم به دلم امید افتاد نکنه حامله ام روز نوبت دکترم بود رفتم گفتم ازمایش بتا بدم مطمئن شم ازمایش دادم اون دوساعت تا اماده شدنش ی حالی داشتم که یهو بیست دقیقه مونده بود جوابش بیاد دیدم افتادم به لک بینی 😭بازم حالم گرفته شد گفتم اشکال نداره میرم دکتر داروها رو بده ای یو ای رو انجام بدم رفتم سونو شدم گفت کیست داری این ماه نمیشه iui کرد برو ماه دیگه بیا😭😭😭همش ضد حالی پشت ضد حالی
ادامه دارد….

#پوشک # ivf
Maman jojo()ivf Maman jojo()ivf قصد بارداری
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۹ ماهگی
سلام خانوما میخواستم از اولین خاطره باردار شدنم بهتون بگم ( انشالله قسمت هر کسی که از این دردسرهای شیرین میخواد بشه )

من ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ شروع پریودم بود و بعد تو عید میخواستیم بریم مشهد تاریخ ۹ فروردین ولی من ۸ فروردین دیدم یکم لکه بینی دارم و شک کردم که شاید تو عید خیلی سرپا بودم میخوام زودتر پریود بشم ، خلاصه که یه تست هم زدم و منفی بود و با توکل خدا قرص ال دی خوردم ( اونم ۲ تا )که پریود نشم و برم مشهد و بعد برگردم و قطع کنم

ما ۱۳ فروردین قرار بود برگردیم که من قرصم رو از ۱۲ فروردین قطع کردم و نخوردم

اومدم و بعد کلی مهمون اومد و سرم گرم مهمون شد ولی من پریود نشدم و خیلیییی درد شدید داشتم ، خلاصه یک هفته بعد قطع قرص شک کردم و تست زدم و همون لحظه با مثبت مواجه شدم ، چیزی که ۵ ماه بود انتظارش رو میکشیدم


انشالله خدا قسمت همه بکنه 🤲
من با خوردن ۱۰ تا قرص ال دی تو ۵ روز الان پسرم بقلمه ، پس اگر ال دی خوردید اصلا نگران نباشید به بچه هیچ اسیبی نمیزنه ( تازه فکر کنم جاشم محکم تر میکنه🤣)