۱۲ پاسخ

بوش امد تا اینجا 😍

مجبوریم با مادرشوهرم اینا بریم من نمیخوام برم میدونم شوهرم میگه بریم با اونا هم اصلا خوش نمیگزره ادم وقتی میره بیشتر افسرده میشه

ب ما باشه نمیریم ولی مادرشوهرم داره خودشو جر میده ۱۳ رو باید ب در کرد
کلی ام نوه و بچه دارن
احتمال زیاد بخاطر بچه ها بریم پارک محل

فک کنم خونه
چونکه از هر جهت که بهش فک میکنم نمیشه جایی رفت چونکه از خونه مادرشوهر که تنفر دارم به خونه مامانمم شوهرم نمیره
میخواستم برم بیرون اونم شوهرم نمیره چونکه آقا دلش نمیاد مادر و پدرشو تنها بزاره منم موندم چیکار کنم بهتره که تو خونه خودم باشم

خونه هستیم خیلی ساله دیه جایی نمیریم

هیچی سال اولِ مامانم کنارم نیس تا عصر خونم بعدش میدم سرخاک پیش مامانم

به نام خدا.
تو خونه و تخت خواب

عزیزم عکس ناخوناتو میفرستی

والا میترسم برم بیرون

روستا هستیم همگی اما پدر بزرگم فوت کرده سیزه بدر هم افتاده پنجشنبه شاید بریم سر مزار یک ماه هست فوت کرده هنوز جهلمش تمام نشده نمیدونم شاید بخاطر اون نریم

امن نیست همش میزنن همه جارو نمیتونیم جایی بریم خیلی دلم میخاست بریم🥲

ما احتمالا بریم روستامون

سوال های مرتبط