۹ پاسخ

حالا من که شوهرم ۹۸ کیلوعه چی بگم😂😂همش در حال خوردنه

بفرست بره باشگاه قشنگ عضله سازی کنه

روزانه آجیل اینا بیار
بستنی ، سیب زمینی سرخ کرده ‌کلا میان‌وعده رو زیاد کن
کیک و بیسکویت با چای عصرا بیار بخوره

ول کن بابا مرد پول در بیاره بقیشو ولش کن

ژنتیکی عزیزم

شوهر من غذا خوب میخوره ولی چاق اصلا وزن نمیگیره
۵۸ کیلوئه
ژنتیکی لاغرن

شوهر منم همینه .اوایل ازداوجمون بازبهتر بود ۷۰خورده ی بود بعد از یه مشکل مالی وزنش کم شد دیگم زیاد نشد.منم قبلا خیلی برام مهم بود ولی الان نه برام مهم نیس خورد خورد .نخوردم مهم نیس

دیگه اون ژنتیکش اینه تغییر نمیکنه

اشتباهی تایپ شده میگه من اشتهام اینقده

سوال های مرتبط

مامان رادمهرورادوین مامان رادمهرورادوین ۵ سالگی
سلام،خانومایی که دوتا بچه دارین چطوری برای دومی وقت گیذارین؟ اصلا میتونید اون بازی هایی که با اولی انجام دادین یا کارهایی که یادش دادین به دومی هم یادبدین؟ من کلا دراختیاز بزرگه استم کوچیکه هم که اضطراب جدایی ش شروع شده فقط بغلش میکنم بچه به بغل به رادمهرمیرسم که دادشون درنیاد، خیلی ناراحتم نمیتونم برای دومی وقت بدارم
رادمهر هم خیلی حسادت میکنه به کوچیکه امروز دست پدرش عصبانی بود چندتا لگد محکم به کوچیکه زد مجبور شدم محکم کشیدمش از بچه دورش کردم😔مادرم میگه هیچ کس حوصله رادمهرو تداره توبد تربیتش کردی خیلی لجبازه، رادمهر عمه شو دوست داره عمه هم همش داره بهش تشر میزنه من چسبیدم به رادمهر که کمبود احساس نکنه ولی رادوین بیچاره همش تنهاست موقع غدا به جای اینکه به کوچیکه غدا بدم بزرگه می شینه روی پام میگه غذا بود قبلا اینطوری نبودا، برای رادنهر کلی غذا انگشتی میپختم الان برای رادوین فقط نون میدم دست بچه م هرروز سوپ میپزما عدای خودمونم بی نمک براش جدا میکنم ولی خیلی احساس گیجی و ناتوانی میکنم پام نمیکشه جایی برم😔
مامان پسرم مامان پسرم ۴ سالگی
مامانا
ی راهنمایی کنید
من دیشب نشتم با شوهرم صحبت کردم خیلی مودبانه و اروم
گفتم بهش اگه میخایم به بچه نه بگیم درسته
باید قاطع باشیم باید بگیم نه ( الان پسر من میدونه اگهه من بهش بگم نه واقعا نه هست و دیگه نظرم عوض نمیشه ) ولی نباید دعوا کنیم نباید محکم بزنیم به دیوار که بچه بترسه نباید صدامون و لحن بیانمون تند باشه و تا میتونی با مهربونی قانعش کنیم
( البته که من خودم ۲۴ ساعت پیشش هستم و گاهی دعواش میکنم ) اما من دارم غذا بهش میدم بازی باهاش میکنم حالا این بین دیگه نمیتونم تخمل نمیکنم هرچی یهو اشتباه میکنم و دعواش میکنم بهش میگم اینجور مواقع تو بیا یگو من برم تو اتاق تا ی کم استراحت کنم و تو بچه رو اروم کن... بگذریم که اینجور مواقع من رو بیشتر عصبی میکنه بلند میگه : اره بچه رو بزنش ویشگون بگیر ادب بشه و خودش هم صداش میره بالا هی دعواش میکنه
حالا این به کنار
امروز من رفتم عکس دندون بگیرم ۲۰ دقیقه شد برگشتم تو ماشین میبینم داره دعووااا میکنه با بچه چرا؟ چون اجازه نگرفته و چیزی که اصلا مهم نبوده برداشته ( بابا باید از من اجازه بگیری هرچی میخای برداری)
دوباره رفتیم در مغازه اول کار که داشته با تلفن صحبت میکرده بعدشم که اومد گفتم مواظبش باش من برم کتاب براش انتخاب کنم یهو دیدم بچه زده زیر گریه
میگم چی شدهبگ
بچه میگه نمیخام بگم
دیگه بغلش کردم باهم رفتیم انتخاب کنیم بعدش که اومدیم تو ماشین
یهو باباش شروع کرده
بابا حرف گوش کن اگه گوش ندی مثل تو مغازه میگیرم میزنمت

پسرم ی کم حالت بیش فعالی داره نمیتونه ی جا بشینه شیطونه ولی بخدا خراب کار نیس ازون بچه هایی که خییلیییی شر هستن نیس ازون بچه اروم ها هم نیس