۱۰ پاسخ

اول باید گوشی رو حذف کنی اونم تدریجی.جای گوشی رو بده به بازی و صحبت کردن باهاش،بعد از اون که گوشی حذف شد یه قاشق دست خودت باشه یه قاشق دست اون،بهش بگو من یه قاشق غذا به تو میدم یکی هم تو به من بده،قاشق بعدی رو بگو حالا هر کس خودش یه قاشق بخوره،همینطوری نوبتی تا کم کم یاد بگیره بزاره دهن خودش،و بازی بازی یادش بده.اما زمان بره،چون بزرگ شدن و تو سن لجبازین

بله با غذاهای مورد علاقش شروع کن . اشتها آور هم بده که میلش بکشه بیاد بخوره

پسر من بستگی داره غذا چی باشه ولب تمایلش بیشتر اینه که خودم غذا بدم بهش
مثلا امروز خودم غذا دادم دو بشقاب و خورد اما خودش باشه اروم اروم میخوره
فکر کنم فعلا مشکلی نباشه ما غذا بدیم

پسره منه دقیقا😭

دقیقا دختر منم بخدا

انگار دختر منه خسته ممممممم

خیلی سخته

سلام همدرد جان😀
پسر منم همینه با کارتن و هزار جور کار نهایت چند قاشق بخوره خودش که اصلا دست نمیزنه فقط من باید بدم وزنش هم افتضاح از یک ماه و نیمگی دکتر بردم چکاپ داده همیشه انواع اشتها آور ها و همش بی نتیجه چند هفته است دارم مشاوره میرم هزینه ش زیاده من راهکار هارو می نویسم شاید به درد شما خورد و دیگه هزینه نکردید راهکار اول پدر و مادر و اعضای خانواده سر سفره بشینید برای بچه غذا نیارین اگه خواست یه ظرف بزرگ در حد دیس فقط دو قاشق غذا بریزین داخلش فضای زیاد و حجم‌کم اگه خوردش و خواست دیگه بهش ندید تا حریص بشه یک هفته کامل این روش رو برید اگه نتیجه نداد روش دوم فقط برای اعضای خانواده غذا بیارین اگه بچه خواست بگید غذا نیست اگه می خوای بیا یک کم از غذای مامان یا بابا بخور

منم خودم بهش میدم بابا زوده هنوز همین که بخورن راضیم بعدا خودش مستقل میشه بچه ی ۴ساله خودش نمیتونه خوب بخوره

سلام خوبین دقیقا انگار حرفای منو نوشتین. بلده خودش بخوره ها ولی عادت کرده متاسفانه من بدم اونم بدتر این که با کارتن یا گوشی.بعضی غذاها و که خیلی دوست داره مثل ماکارونی همراه سس خودش میخوره

سوال های مرتبط

مامان araz مامان araz ۳ سالگی
توروخدا بچه های شما هم مریض میشن دهنتون سرویس میکنن؟
دو روز تمام نخوابیدم
دیشب بردیم سرم زدن براش بابت تب و استفراغش
الان ن میتونم بهش دارو بدم
ن غذا میخوره
اگرم حواسشو با کارتون پرت کنم دولقمه بدم بهش سریع عوق میزنه بالا میاره
دوروز تمام بپز بریز دور مثل کوزت فقط این بالا نیاره من لباس میشورم
ظرف میشورم
خونه تمیز میکنم
دیگه بریدم از دستش
گفته کیک بپز پختم آوردم یه بند انگشت دهنش گذاشته دیگه تمام
نخورده
گفته ماکارانی بپز پختم آوردم میگه این چیه دیگه من نمی‌خورم دوتا رشته بخدا دوتا رشته سرچنگال گذاشتم دهنش عوق زده همه جارو کثیف کرده
بابا درک میکنم نمیتونه بخوره منم زیاد اصرار ندارم بخوره ولی زورم نمیرسه دارو هم نمیتونم بدم
بعدم دکتر میگه با معده خالی دارو نده
حتی حاضر نیست آبمیوه بخوره
من ب خوراکی خوردن هم راضیم ک فقط با شکم پر دارو بدم چون با شکم خالی دارو میدم ب دل‌درد و استفراغ میوفته
یعنی ببین این مریض میشه جیگرم پاره پاره میکنه
رسما رد دادم
ولش کردم رو مبل ب حال خودش
دیگه من تلاشمو کردم غذا نمیخوره دارو نمیخوره دکترم میریم با هزار سلام و صلوات و وعده و وعید میتونیم یه سرم بزنیم اونم تا تموم بشه زر زر میکنه مغز آدم میره
دقیقا مثل باباشه
شوهرمم مریض میشه تو این سن ن غذا میخوره ن دارو بعد میگه چرا خوب نمیشم
ب جهنم والا بزار حالش بدتر بشه باباش ببره بیمارستان بستری کنه والا من دیگه کم آوردم
حتی سوپ رقیق کردم پوره کردم فقط دوتا قاشق بخوره هیچی ب هیچی
دیگه مغز من جواب نمیده میخواد زنده بمونه یا ن دیگه با خودشه
من خسته شدم
چقدر حرص بخورم دارو بخور چقدر بپزم بریزم دور