توروخدا بچه های شما هم مریض میشن دهنتون سرویس میکنن؟
دو روز تمام نخوابیدم
دیشب بردیم سرم زدن براش بابت تب و استفراغش
الان ن میتونم بهش دارو بدم
ن غذا میخوره
اگرم حواسشو با کارتون پرت کنم دولقمه بدم بهش سریع عوق میزنه بالا میاره
دوروز تمام بپز بریز دور مثل کوزت فقط این بالا نیاره من لباس میشورم
ظرف میشورم
خونه تمیز میکنم
دیگه بریدم از دستش
گفته کیک بپز پختم آوردم یه بند انگشت دهنش گذاشته دیگه تمام
نخورده
گفته ماکارانی بپز پختم آوردم میگه این چیه دیگه من نمی‌خورم دوتا رشته بخدا دوتا رشته سرچنگال گذاشتم دهنش عوق زده همه جارو کثیف کرده
بابا درک میکنم نمیتونه بخوره منم زیاد اصرار ندارم بخوره ولی زورم نمیرسه دارو هم نمیتونم بدم
بعدم دکتر میگه با معده خالی دارو نده
حتی حاضر نیست آبمیوه بخوره
من ب خوراکی خوردن هم راضیم ک فقط با شکم پر دارو بدم چون با شکم خالی دارو میدم ب دل‌درد و استفراغ میوفته
یعنی ببین این مریض میشه جیگرم پاره پاره میکنه
رسما رد دادم
ولش کردم رو مبل ب حال خودش
دیگه من تلاشمو کردم غذا نمیخوره دارو نمیخوره دکترم میریم با هزار سلام و صلوات و وعده و وعید میتونیم یه سرم بزنیم اونم تا تموم بشه زر زر میکنه مغز آدم میره
دقیقا مثل باباشه
شوهرمم مریض میشه تو این سن ن غذا میخوره ن دارو بعد میگه چرا خوب نمیشم
ب جهنم والا بزار حالش بدتر بشه باباش ببره بیمارستان بستری کنه والا من دیگه کم آوردم
حتی سوپ رقیق کردم پوره کردم فقط دوتا قاشق بخوره هیچی ب هیچی
دیگه مغز من جواب نمیده میخواد زنده بمونه یا ن دیگه با خودشه
من خسته شدم
چقدر حرص بخورم دارو بخور چقدر بپزم بریزم دور

۱ پاسخ

بعضی مریضیا ادم اشتهاشو از دست میده باید صبر کرد چندروز بگذره فعلا خردخرد و کم چیزایی که میل داره رو بده

سوال های مرتبط

Mari
Mahlin🐣💛 Mari Mahlin🐣💛 قصد بارداری
چیه این زن بود؟؟؟
چیه این مادر بودن؟؟
دسته جمعی رفتیم مسافرت یکی از اعضا ی بیشعور مریض بود و همه رو مریض کرد اول همسرم بعد دخترم من تو مسافرت توی سه روز سر جمع ۶ ۷ ساعت خوابیدم بعد اونم دخترم مریض شد چند شب درست درمون نخوابیدم خودمم مریض شدم پریودم هستم شدید خونه بهم ریخت از صبح خودمو بستم به قهوه و انرژی زا که خونه رو بتونم تمیز کنم الان نشستم به این فکر کردم چرا دکتر نرفتم😐چرا نگفتم که منم مریضم و یکمم من استراحت کنم😶 چرا همه تو مریضی استراحت دارن ولی من یه نفس دارم میدوئم دخترم بد داروعه هر بار سره دارو دادن دلم میخاد خودمو جرررر بدممم از بس دادو فریاد که نمیخورم با وعده وعیدم نمیخوره با داد و دعوا نمیخوره با نازونوازشم نمیخوره اصلا به زورم میدم میخوره ولی به یک ثانیه نمیکشه دس میندازه دهنش عووق میزنه میاره بالا کلا از اول همین بود میگم خدا اینو مریض میکنه که جون منو بگیره با خودم میگم با این حجم از اذییت کردنش تو مریضی من ۲ سال دیگه بستری میشم تیمارستان قطع به یقین😐😐😐 سر همین دارو نخوردنش دوشب پیش رفت زیر سرم دیشبم بردمش دکتر باز امروزم زنگ زدم دوتا قرص داد گفت تو ابمیوه حل کن بده بخوره این کارم کردم یه قلپ زد گفت بیمزززس نمیخام دوتا مشت کوبیدم تو سرم گفت باشه میخورم😒یه قلپ خورد زد زیر گریه که دیگه نمیتونم بخورم دوس داری من بالا بیارم ماهلین نداشته باشی🤦‍♀️