۶ پاسخ

آخی طفلک نازم 😔
الان فقط اولویتت دادن مایعات و بهبودش باشه سارا جون.. میدونم خیلی سخته اما حتی یکی از دلایل مرتب بیدار شدنشم کوفتگی بدن ناشی از بیماری ویروسیشه.. به امید خدا حالش خوب بشه رو اشتها میفته و اصلا شبا بیدار نمیشه که بخوای نگران ترک شیر بشی

مریضیش خوب شه شیرشم ترک میکنه.شاید از گرفتگی بینی و اینا بیدار مبشه و بعد یاد شیر میفته

منم شیر این بچه رو تدریجی کم کرده بودم رسوندن بودم به دو سه مرتبه در شبانه روز
مجدد بخاطر این ویروس لعنتی طفلی همش میچسبه بهم که شیر بخوره خودم بدنم کم آورده

نصفه شب نمیتونی به جای شیر لقمه یا مثلا پنکیک کم شیرین و مغزیجات بدی؟
باور کن اگر عادت کرد خیلی سخت‌تر از قبل ترک میکنه😔

گلم خودتو ناراحت نکن اگه شیرمیخوره حتما براش درست کن و بابتش خودت رو سرزنش و نگران نکن...
چون دوماه ترک کرده دوباره ترک میکنه‌.دختر منم همین بود.ترک کرد.اما بخاطر ویروس دوباره خواست و دادم.تا خوب شد قط کردم و اونم دیگه اصن نخواست.
گلم اینطوری ازاین لحاظ خوب ک آب بدنش کم نمیشه و بدنش میتونه در برابر مریضی مقابله کنه و خدای نکرده کارش به بستری نکشه

ای عزیزم بلا به دور
واقعا غذا نخوردن بچه عین عذابه برای مادر

سوال های مرتبط

مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۲ سالگی
اولین تجربه من از شیر گرفتن دلسا رو میگم شاید بدردتون خورد
خوب از اونجایی که دلسا هم شیر خشک میخوره هم شیر خودمو ولی عادت بدی که داشت باید حتما موقع خواب سینه تو دهنذمیشد و انقد مک میزد تا خوابش ببره و من تو مهمونی یا ماشین همش تو عذاب بودم کم کم دوساعت من و مک میزد و تا میخواستم در بیارم بیدار میشد حتی شده بود شب تا صبح زیر سینه م بود و من اصلا خواب راحت نداشتم دیگه گفتم کم مونده روانی بشم این که شیر خشک میخوره و شیر من هم کمه اونقدی نیست دیگه بسه و عزمم و جزم کردم و صبح دیگه واقعا رد داده بودم از این اوضاع تا قبل اینکه از خواب بیدار بشه سینه رو رژ لب زدم و این هم طبق عادتش صبح که بیدار میشد دنبال می می میگشت و همش نق میزد و دید قرمزه شوکه شده من هم گفتم زخم شده و هی آخ و اوخ کردم 😅که نخوری مامان دردش میگیره اونم هیچی نگفت و یجورایی تو شوک بود یکم بازی میکرد دوباره میومد نگاه میکرد تا ظهر که باید می‌خوابید و داستان بدخلقی این شروع شد و دلسا که باید ساعت ۳ می‌خوابید با گریه و بهونه های الکی ساعت ۶ عصر خوابید و تایم ظهزش بهم خورد ولی اصلا نذاستم گریه کنه مدام باهاش بازی کردم و خوراکی های که دوست داره رو دادم بهش و کلا آزاد بود هر کاری دوست داشت میکرد و بردمش برف بازی و بالاخره این وسطا هی بهونه می‌گرفت ولی مشغولش میکردم تا موقع خواب هم همش سینه میخواست و با گوشی مشغول کردم و چشماش خسته شد و خوابید ادامه تو کامنت