چرا اطرافیان اصرار دارند که باید کم کم بچه رو از پوشک بگیرم دیگه واقعا نمیددنم چه جوری باید بگم که بهشون بی احترامی نشه
اخه مگه بچه یک سال میتونه خودش بره دستشویی که من بخوام شروع کنم از پوشک بگیرمش
چون خودشون این کارها رو کردند باید حتمل بقیه هم همین کار بکنند...
چرا ماها عادت کردیم تو کار بقیه نظر بدیم
من واقعا دارم رو خودم کار میکنم که تو سال جوید اصلا اصلا تو کار هیچ کس دخالت نکنم هر کس میدونه خودش، خود طرف عقل داره میتونه تصمیم بگیره..
من تصمیم گرفتم به دخترم تا جایی که بدنم کشش داره شیر بدم احتمالا تا همون پاییز که دوسال بشه یعنی قبل دوسالگی از شیر میگیرمش
ولی درباره پوشک گرفتن واقعا تصمیمی ندارم
ولی حالا که هوا گرم میشه تو خونه پوشکش نمیکنم ولی اینکه بخوام از پوشک بگیرمش حالا حالا اصلا قصدشو ندارم ...

شما چی؟اگه دوست داشتید بگید تا چه زمانی به نینی هاتون شیر میدید و تا چه زمانی پوشکشون میکنید🥰


بچه پوشک
شیرخشک
بارداری
زایمان
فرزندپروری

شکار دیشب از ماه

تصویر
۲۰ پاسخ

من شبا خیلی اذیتم میکنه احتمالا یه ماه دیگه از شیر بگیرم‌برای پوشاک خودش هروقت خواست🤣

به من بگن میگم بلد نیستم از پوشک بگیرم اگر شما بلدید دو هفته ای بمونم خونتون از پوشک بگیرمش بچم حسابی به جیشه به خونشون

دو شب اول مقدا شیرشو کم کردم شب سوم‌دیگه بهش ندادم هرچی هم بیدار شد فقط اب بهش دادم باید خیلی مصمم باشی حتی اگه مریضم شد شبا بهش شیر ندی اصلا اینم بگم من چندماه پیش از شیر گرفتمش ولی این چندماهه کم بیش شبا اذیت میکرد ولی الان یه دوهفته است تا صبح میخابه

توخونه پوشک نمیکنی جیش نمیزیزه

نگو باید بچه رو از پوشک بگیری از شیر خشک بگیری یاد بده خودش دسشویی کنه هزار تا حرف دیگه

منم تا دوسالگی شیر میدم انشالله بعد از اون از پوشک میگیرم دختر بزرگمم یه ماه قبل از دوسالگی شیر دادم بعد تولدش از پوشک گرفتم خیلی راحت از هر دوتاش جدا شد

من میگم فعلا زوده و دیگه اهمیتی ب ادامه حرفاشون نمیدم

به حرف هیچکس توجه نکن

من ک اصلا نمیخوام سخت بگیرم
هروقت خودش خواست دیگه پوشک نمیکنم

منم عین خودت

منم ایشالا تا ۲سالگی بهششیر میدم
و اینکه کم کم دارمروش کار میکنم رو لگن بشینه
اما قصد گرفتن ندارم فعلا

یکی از سختی های مادر بودن اینه بقیه میشن دایه عزیزتر از مادر
مث مادرشوهر من میگ دیگ بش شیر خشک نده میگم مگ میشه شیر خشک همون شیر مادر من از الان این بچه شیر ندم میگ شیر گاو بده میگم شیر خشک هم نیاز بدنش میگ ن اینا هیچی بدرد نمیخوره واقعا آدم خونه خودش راحت تره میای پیش خانواده ها هرکی یچیزی میگ روان آدم بهم میریزه

والا من بچه سه سال میشناسم پوشکش میکنن. بچه باید اول امادگیشو داشته باشه. یک سال و چهارماه چجوری بگه جیش داره

چرا مهم برات بگن واقعن بزار بگم توجه نکن

سلام عزیزم دقیقا درست میگی ب بچه چ اخه دخالت میکنن منم بابت پوشک گرفتن فعلا اصلا قصدندارم چون بهترین تایم ۲/۵تا۳/۵سالگیه از شیر گرفتنم میخوام۱۸ماهگی ب بعد دیگه بگیرم الان یه بعدازظهر میخوره وقبل خواب شب

مادرشوهرمنم همینه منم جوابش نمیدم میگه دختراون ۸ماهش که بوده میگفته دستشویی داره😅

منم خسته شدم واقعااا

عزیزم منم مادرهمسرم اصرار داشت بگیرم الان منم گفتم من هیچ علاقه ای ندارم زود بگیرم گفتم به موقعش که از نظر روانی و جسمی آماده ست میگیرم و روانشناس هم گفت زمان دو سالگی به بعد هست هرکی هم بگه من همین و میگم
هی میگن پوشک گرون شده گفتم نهایت از خورد و خوراک میزنیم اما بچه رو زود از پوشک نمیگیرم که چندسال دیگه تازه عوارضش خودش و نشون بده

منم میذارم هروقت خودش امادگی نشون بده

هیچی عزیزم باید اصلا توجه نکنی به حرفاشون
اطرافیان منم گاهی میگن
منم میگم پسرمنم آمادگی نداره تا ۲ سال و نیم از پوشک نمیگیرم بیشتر میسوزن🫰🤣

سوال های مرتبط

مامان ‌‌‌ایلیا مامان ‌‌‌ایلیا ۲ سالگی
روی صحبتم بیشتر با ماماناییه که تازه مادر شدن، مادرایی که مثل اون روزهای خودم حس می‌کنن توی یک باتلاق گیر افتادن و قرار نیست هیچ وقت از توش دربیان و هیچ کسی نه درکشون می‌کنه نه می‌تونه کمکی بهشون بکنه، مامانایی که با وجود این که جوری عاشق نوزادشونن که تا قبل از اون عاشق کس دیگه‌ای نبودن ولی خسته‌ن و بی‌نهایت احساس تنهایی می‌کنن، می‌خوام بگم خیلی از ماها این شرایط رو تجربه کردیم، حالا بعضی‌ها کمتر بعضی‌ها بیشتر، من خودم تا سه ماه اول فقططططط نشسته بودم داشتم بچه شیر میدادم چون شیرم کم بود و دائم زیر سینه بود پسرم و واقعا حتی حموم رفتن هم برام سخت بود چه برسه به کارای خونه و آشپزی، این در شرایطی بود که بارداریم هم برنامه ریزی شده نبود و درست تو شرایطی که من درگیر دفاع ارشدم و مقاله و شروع دکترا و این مسائل بودم پیش اومد، با این که هیچ وقت ناشکری نکردم بابتش ولی خییییلی خییییلی سخت گذشت، فکر می‌کردم دنیا دیگه برام تموم شده و همه اهداف و آرزوهامو باید ببوسم بذارم کنار، ولی اگر بخوام منصف باشم هر چی جلوتر رفت بیشتر تونستم به روتین زندگی خودم قبل از به دنیا اومدن بچه نزدیک شم،
ادامه تو کامنت
مامان برزین مامان برزین ۱ سالگی
سلام خانومها اول از همه چیز یک نفس آروم بکشید بعد سعی کنید ببینید چرا خودتون رو دوست ندارید
چون اگه خودتون رو دوست داشتید بچه هاتون رو هم همون جوری که هستند دوست خواهید داشت چه چاق چه لاغر
چه بی خواب چه خوش خواب چه خوش خوراک چه بدغذا

نباید که همه انسانها در این کره خاکی یک اندازه باشند مثل تموم آدمهای الان که همشون لب بادکرده دماغ عمل و گونه بادکرده
واقعا یکبار از خودمون بپرسیم این بچه از وجود من
من همین جوری دوستش دارم
می‌دونم اطرافیان خیلی حرف میرنند چرا لاغر چرا چاق چرا حرف نمیزنه
چرا چرا چرا
ولی اصلا براتون مهم نباشه فقط بچه خودتون رو همه جوری که هست دوست داشته باشید

دخترم الان شش سال جز شیر مادر روزی دو سه قاشق غذا چیزی نمی‌خورد ولی الان ماشاالله هم میخوره هم قد و وزن مناسبی داره چون من هروقت گفتند چرا بهش نمی‌رسی ریزه گفتم نمی‌تونستم برای شما مهمه باشه چشم اینبار بیشتر بهش میرسم به جون بچم نه بهش شربتهای اضافی دادم فقط مولتی بهداشت و آهن لیپوزفر

پسرم کلا فرق داره عاشق شیر خشک الان تو 17 ماهگی شیر خودم کلا قطع کرد و نخورد خوش غذا است هرچی بزاری جلوش میخوره ولی لاغر چقدر بلند
خوب چکار میتونم انجام بدم

پس لطفاً بچه خودتون رو با بقیه مقایسه نکنید

شیر خشک شیرمادر بچه
پوشک