بابا چندروزه من پستاتو میبینم چرا همچین میکنی آخه
یه عمل کوچیک ساده اس من پسرخاله هام از من کوچیکترن بیست پنج سال پیش بردنشون عمل نه کسی اینقدر ناراحتی کرد نه چیز خیلی مهمی بود واسه هرچیزی اینقدر نه خودخوری کنین نه پدر اهل منزل رو در بیارین بسپارین به خدا به بهترین صورت پیش میره در ضمن بچه تون هم از شما انرژی میگیره بدفاز نباش خبببببب
اینکه بچه خوب بگذرونه یا بد به تو و باباش بستگی داره اگه بهش انرژی بدین شما نترسین شما استرس نداشنه باشین اونم راحت طی میکنه ولی وقتی شما اینجوری میکنی اون بچه به کی تکیه کنه؟اگه واقعا میخای اذیت نشه خودتو جمع و جور کن و بس کن گریه زاری رو
عزیزم . خواهر عزیزم . انشاللله کوچولوت ب سلامتی عمل میکنه و بهتر میشه توکلت خدا باشه دورت بگردم
شما الان اینطوری ناراحتی میکنی خدا نکرده مریض میشی کوچولوت ب شما نیاز داره ب ی مادر قوی و قهرمان ک ازش مراقبت کنه . جای نگرانی نداره عزیزم ابن روزام میگذره روزای خوب میاد کنار هم خوش میگذرونید
عزیزم مادری میدونم دلت آشوبه و نگران درکت میکنم ولی همیشه این از طرف من ب عنوان خواهر کوچیک تر ب یاد داشته باشه همیشه بچت بسپار ب خدا توکلت خدا باشه اونقدری ک شما مراقب بچه هستی هواشو داری خدا جونم چندین برابر شما هواسش هست
تو هر کار خدا ی حکمتی هست توکل به خدا
عزیزم بچت بسپار بخدا و خودت اروم باش .چقدر خودت اذیت میکنی به خودت عذاب وجدان میدی صبور باش .بهت اطمینان میدم پسرت این عمل رو به لطف خدا بخوبی و سلامتی میگذروه .بعدش بخودت میای و میگی چقدر خودمو اذیت کردم.یه نذر کوچیک بکن و اینقدر به خودت و اطرافیانت و حتی بچت سخت نگیر
به نظرم با پسرت صحبت کن یکم آمادش کن که یهو جا نخوره وقتی رفتین بیمارستان بعدم خوراکی و غذاهایی که دوست داره رو ببر براش که بهونه گرفت بهش بدی اجازه بده اسباببازی که دوست داره رو ببره با خودش
بعد عمل هم اسباببازی بگیرین به عنوان جایزه
بچهها به اندازه ما یه چیز رو سخت نمیگیرن زود قبول میکنن شرایط رو خیالت راحت
پسر من ۸ ماهش بود که بیمارستان بستری شد و موقع آنژیوکت همزمان باهاش گریه کردم و هربار ازش آزمایش گرفتن من اشک ریختم ولی ته دلم میگفتم خداروشکر که این شرایط فراهمه و کمک به سلامت بچم میکنه. بنظرم با پسرت فقط و فقط همدلی کن و انقدر استرس نداشته باشه.
من تو ۵ و ۷سالگی سرمو عمل کردم و عمل دومم خیلی سنگین بود ولی هیچ وقت با مامان بابام قهر نکردم
نترس بخدا من شب عمل کردیم ۲ ساعت بعد مرخص کردن اما باید تا صبح میموند دیگ خودمون اوردیم خونه چرا میترسی خیلی راحته
دوست عزیز مادری درکت میکنم، چون هر چی شما بگی من با گوشت و خونم تجربش کردم، بچم دو ماهش پر نشده 10 روز بیمارستان بستری شد پر پر میزدم تو راه روها موقع رگ گیریش، 10 روز کنارش جم نخوردم حتی حموم نمیرفتم بچمو ب هیچکی نمیسپردم ب هیچکی اعتماد نداشتم، انقد خود خوری گریه میکردم تا میومد بغلم ضربان قبلش بالا میرفت، بعد مرخص شدنم من تا ی هفته خودم افتادم با اون حالم باز خودم کاراشو میکردم بس ک حساس بودم، دوباره 6 ماهگیش بخاطر کلیش ی شب بیمارستان بستری شد، بار سومشم 1 سالش بود باز ی شب بستری شد، البته عمل داشت، من خیلی آدم زود رنجیم و اصن صبور و قوی نیستم، مخصوصا با بچم بخوام امتحان بشم ب شدت کم میارم اما بخاطر بچم برای اینک از من وایب خوبی بگیره سعی میکردم قوی باشم،موقعی ک عمل داشت من خودم پاب پاش گشنگی کشیدم تا ب موقعی ک بهش شیر دادم،عمل سختی نیس آروم باش بزار بچه و همسرتم حس خوب بگیرن ازت، میگذره عزیز امیدوارم خیلی خوب و راحت بگذره برا همتون
پسر من مجاری ادرارش هم به خاطر ختنه اشتباه بسته شده بود و باز هم جراحی کرد و بک بار هم به خاطر نمونه گرفتن تیرویید بیهوش شد و هر شش ماه یکبار ازمایش خون و سونو گردن میده ولی من خدارو شکر میکنم صد هزار بار الان قرص تیرویید هر روز صبح میخوره بهم میگفت مامان چرا برای من قرص خریدی من قرص نمیخوام دوست هام قرص نمیخورن جیگرم کباب شد ولی خدارو شکر کردم که مریضی قابل کنترل و پروانه
چرا انقدر ناشکری میکنین والا منم پسرم دوبار عمل شده این حرف ها چیه که پسرتون ناراحت میشه اون به شما نیاز داره ناراحت هم نمیشه برید خدارو شکر کنید عمل مهمی نیست و خیلی راحته من پسرم گره ی تیرویید داشت بهم گفتن مشکوکه و نمونه ازش گرفتن و تا جوابش بیاد من مردم و زنده شدم برید تو بیمارستان ها این بچه های سرطانی رو ببینید فقط خدارو شکر کنید که عمل راحتی هست و میگذره انقدر ناشکری نکنید
ببین خداروشکر بچه شما مریضی خاصی نداره یه عمل سادس به این فکرکن مادرایی که چندماه چندماه بخاطرجیگرگوششون توبیمارستانن وعملای سخت دارن یکم قوی باش تومادری
چندروز نه من ۱ماهه خواب راحت ندارم
چرا اینقدر خودتو اذیت میکنی عزیزم این اتفاق ممکن برا هر کی دیگه هم بیفته روحیه تو حفظ کن بسپرش به خدا خودش کمکش میکنه. خداروشکر کن چیز بدتری نیست دور از جونش میفهمیدی مریضی بدی داره چی پس اینقدر ناشکری نکن مطمئنم عملش از اون چیزی که فکرشو میکنی راحت تره فقط قلبت و آروم کن بسپر به خدا
الهی دور سرت بگردم عزیزم🫂
تازه پیاماتودیدم
خودتوناراحت نکن عشقم
چیزیه که پیش اومده توهم مامان آتوسای پرانرژی شهسانی
مثل همیشه پرقدرت ومحکمی واین عمل هم به راحتی پشت سرمیذارید
شهسان ازهروقت دیگه ای بیشتربهت احتیاج داره چون توفقط مامانشی
بعدعمل هم فقط توبغل خودته که به آرامش میرسه
ایشالا عملش مثل یه چشم به هم زدن تموم میشه
نگران نباش دوست قشنگم🫂🌹🌸
پسر من سه روزش بود انژیوکت زدن بهش عفونت داشت انقدر بدنشو سوراخ سوراخ کرده بودن که خدا میدونه فک کن بچه سه روزه طاقت اورد بچه شما مه ماشالله بزرگه فک کن میخاد بره ختنه بشه برگرده
چرا انقد خودتون رو اذیت میکنید.شما ک نمبدونبد عملش چطوریه.عمل هرکس باهم فرق داره.دختر من ب شدت از امپول میترسه ولی وقتی ازمایش میده بهش میگم درد داره میدونم حق داری گریه هم میکنه شدید زجه میزنه.ولی بعدش با بغله خودم اروم میشه.مطمینا پسر شما هم اگه دردی داشته باشه ک ان شاالله عملش سبک باشه بازم شما رو کناره خودش میخواد.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.