۱۸ پاسخ

ای واااااای
بعد میشینیم میگیم چرا مردا برامون کاری نمیکنن🤦🏻‍♀️ گاهی وقتا خودمون مقصریم.. مثل منکه امسال تولدم حال و روزم خوب نبود هرچی گفت بریم هرچی دوس داری بخر گفتم نمیخوام گفت ۲۰ تومن میزنم به حسابت ،مثل خنگا گفتم نمیخوام🤦🏻‍♀️

یعنی باهات قهر نکرد؟

طفلکیییییییی
بگو ک عذر خواهی کردی؟

واییییییییییی
نمیدونستی خب
عزیزم
تولدت مبارک گل

واااای منم از اینجور گند زدن‌ها زیاد داشتم،درکت میکنم اوووووف

چه شوهر مهربونی خدا واسه هم نگهتون داره،تو ماشین چیزی نگفته بهت یا دعوا نکرده،حالا اگه شوهر من بود میگفت میخواستم سوپرایز کنیم خرابش کردی اینا صدتا حرف بارم میکرد،قدرش رو بدون عزیزم تولدتم خیلی مبارکه

سورپرایز ها مردا همیشه بدموقع هست😂 متن روش بدتر دل آتیش میزنه🥲
تولدت پرتکرار لبات خندون❤️

عب ندارع عزیزم شب از خجالتش دربیار😁🙈🙊

عزیزممم بنده خدا🤣
تولدت مبارک خوشگلم😍❤️

دیگع روز تولدت باید منتظر همچین سو پرایزی باشی دختر
ایندفعه حواست جمع کن 😄😂
تولدت مبارک قشنگم 💕💕

خب وقتی دیده بود مریض هستید باید به تعویق مینداخت

ول کن حق داشتی

آخی چقد تو ذوقش خورده بیچاره

وایییی🤦‍♀️🤦‍♀️😶

بنزین رو اتیش شدی😪😂😖

واااای 🥲

😐😐😐😐 یا خدا
چه متنی هم نوشتم من از خجالت اب شدم
بیا باهم بریم یه گوشه به کار زشتمون فکر کنیم 🙄😶

من میرم تو افق محو بشم توهم بیا🫥🚶🏼‍♀️

سوال های مرتبط

مامان سید کوچولو مامان سید کوچولو ۳ سالگی
سلام چطورین
مادرشوهرم برای بچه های خواهرشوهرم اسباب بازی خریده تو خونه خودش گذاشته ک وقتی میان بازی کنن ، یکی دوباری که پسرم با شوهرم رفتن اونجا ، پسرم دوتا ماشین کوچیک دربو داغون با خودش آورده
پریشب رفتیم خونه مادرشوهرم ، پسرم گفت مامان جون ماشین میدی بازی کنم مادرشوهرم گفت ندارم مامان یکی دادم بردی خونتون ، بقیه اسباب بازی ها رو هم دادم ب پسر عمه هات بردن خونشون برای اونا بوده (خودش همه رو خریده ) پسرم رفت تو اتاق یدونه ازین پمپ بنزینای کوچیک اورد بازی کرد بعد موقعی ک میخاستیم بیایم پسرم گریه میکرد ک اونو هم با خودش بیاره من خودم بدم میاد پسرم جایی بریم چیزی بیاره ، تا حالا هم اینکارو نکرده ، مگه یکی دوبار خونه مادرشوهرم خلاصه اون شب پسرم گریه میکرد ک میخام بیارمش من هی میگفتم نه ، یهو مادرشوهرم رفت سمت پسرم اون میکشید پسرم میکشید انقددددد ناراحت شدممممم هی میگف این مال امیر حسینه میاد گریه میکنه و محکم از دست پسرم میکشید ، منم پاشدم پمپ بنزینو از دست پسرم گرفتم گذاشتم تو اتاق و اومدم
یکی دوتا ماشین کوچیک کهنه هم خونمونه اونارو هم میخام بفرستم خونشون شوهرم میگه ولش کن اون همه اسباب بازی برا اونا خریدن دوتا ماشینم پسر ما اورده ، ولی من از رفتارشون ناراحت شدم ، دوتا ماشین کهنه ارزش نداره واقعا که اینطوری رفتار بکنن