۱۱ پاسخ

بچه دوم هم بیاری همبازی پسرت نمیشه دیگه پس شرایط زندگیت بسنج به حرف کسی اهمیت نده واقعا الان هم شرایط مناسبی برای بارداری نیست

الان ک شرایط جنگیه وقت باردار شدن نیست 🥶🥶

به شوهرت بگو وقتی ساخت خونمون تموم شد و از اینجا رفتیم میتونیم بچه دار شیم. اتفاقا این موضوع میتونه مشوقی برای شوهرت باشه تا ساخت خونه رو زود تموم کنه.

نه فعلا بیخیال
ب حرف بچه و شوهر بچه نیارین اونی مهمترین نقشو داره تو بزرگ کردنش شمایید
هر وقت شرایطتتون اوکی شد اون موقع
بچه هم خودتون ببرید پارک و خانه بازی و...
اختیار همین بچتون میگید نداریذ دیگ بچه بعدی....

عزیزم اگ دنبال جور شدن شرایط باشید که همیشه یک چیزی هست،شما اقدام کنید،انشاالله بچه بعدی روزیش رو میاره و خونتون رو جدا میکنید...یک بچه واقعا گناه داره تنها

نه عزیزم . اول ازون خونه برو مستقل شو . بعد دیدی شرایط زندگیت خوبه یکی دیگه بیار .
برو چندتا بازی فکری بخر بشین با پسرت بازی کن .یا عصرها ببرش بیرون یا پارک تا وقتش بگذره .

ول کن، منم عین تو، دومی اومد شدن دوتا، اولی یکمم حرفم گوش می‌کرد دیگه همونم نمیکنه

اصلا بخاطر بچه اول نیار بچه دوم رو فقط شرایط خودتو بسنج ببین میتونی یا ن

اگه اوضا مالیت خوب نیست نیار مث من اشتباه نکن که همیشه عذاب وجدان دارم

بچه منم میگه خودمم دلم میخواد اما چیزی که باعث میشه خوشم نیاد بیارم مادر شوهر و خواهر شوهرمه همیشه بهم میگن بزار ی پسر. گیرت بیاد. 😤

منم پسرم همش میگه من تنهام داداش میخوام همیشه خدا میگه
ولی خداروشکر شوهرم میگه نمیخوام
فعلأ من راحتم چون تصمیم داریم همین یه دونه رو برزرگ کنیم خدا همینو برامون نگه داره
شرایط فعلا خیلی بده برا همه

شمام بگو منم دلم میخواد ولی نگاه به شرایط میکنم هر وقت رفتیم خونه خودمون اقدام میکنم

سوال های مرتبط

مامان آرین و آریا مامان آرین و آریا ۷ سالگی
سلام.من دوتا پسر ۷ ساله و ۲ ساله دارم و الان یکسال و نیمه با شوهرم اختلاف داریم،پارسال درخواست طلاق داد بخاطر حرف یکی که براشون بد نشه درخواستو پس گرفت،دوباره امسال درخواست دادیم در جریانه جلسه اولش بعد از عیده...الان حدود ۹ ماهه پاشو خونه بابام و فامیلای من نزاشته،همه جا تنها رفتم،حتی کسی اجازه نداره بیاد خونمون،ولی بااینحال منو بزور خونه باباش و فامیلاش میبره،بگم نمیام هم تهدید میکنه بچه هارو میبرم، خیلی به خانواده من فحاشی میکنه،همشهری نیستیم همش میگه شما کلاهبردارین،حسودین،تقصیر شماس من خونه نخریدم ماشینمو فروختم، همش پیش بچه ها به من توهین میکنه گاهی هم منو زده،به پسر بزرگم میگه شبیه مامانتی شبیه داییتی،یبارم گفت بدم میاد ازش شبیه شما شده،حالا من میگم چنین پدری نباشه بهتر از اینه که باشهو شخصیت بچه رو خورد کنه از بچگی و اعتماد بنفسشو بگیره،روزی نیس که بهش گیر نده از کارش ایراد نگیره،از یه طرفم میگم نکنه پسرا بزرگ بشن بگن چرا نزاشتی بابا بالای سرمون باشه،اینم بگم که ما اصن باهم خوب نیستیم و اگه بخوام باهاش زندگی کنم باید فقط تحمل کنم،رفت و آمدی هم با خانوادم نداره