من خودم سنتی بود اولین بار وقتی اومدن خاستگاری دیدمش
قیافش یکم اخموعه ومغرور میاد همین قیافه تخسش منو جذب کرد وجواب مثبت دادم😆چون همیشه اینجور پسرا بیشترمیپسندیدم😆
۷سال دوست بودیم خانواده هامخالف بودن اما به هرسختی بودبه هم رسیدیم الان ۳تابچه داریم پسرم ۱۲ فروردین ۱۸ساله شد
تو فیس بوک اون موقع اینستاگرام نیومده بود
تویی عروسی آشنا شدیم مهرش افتاد به دلم اما بعد از ذهنم انداختمش بیرون اما هرکاری میکردم بهش فکر نکنم نمیشد🤦بازم امی امد تو ذهنم
ما سنتی بود منو به مدت ۱۰ سال دیده بود من میرفتم دانشگاه و سرکار از جلوی مغازه دوستش رد میشدم هر سری دوستاش میگفتن بیا همین دختر و بگیر میگفته نمیشناسمش نمیشه و بعدها که فهمید خواهر دوستشم با کله اومد خانوادش داداشمو میشناختن و البته داداشمم گفت پسر خوبیه زنش شو چون خودم اصلا نمیخاستمش میگفتم هم چاقه هم بی مو هست 🤕😂😂😂
همسرم معلمم بود🫠😂
من تو خیابون دیدمش خواهرم کنارم بود به خواهرم گفتم یه پسر الان دیدم خیلی به دل نشست خواهرمم بچه مثبته گفت برو گم شو چرت نگو
بعد شبش همون پسر اومد خاستگاری
خانوادم راضی نبودن ۳ماه طول کشید با کلی دعوا بالاخره راضی شدن
من منشی دندون پزشکی بودم .
گوشیم زنگ خورد دیدم به آقای هست
گفت گوشی فلان ویک شماره آخر رو اشتباه زده بود وهی زنگ میزد پیام میداد ک از صدات خوشم اومد و فلان
میشه یکبار همو ببینیم
با دکتر مشورت کردم گفت خب بیاد حالا مگه چیه
اومد همونجا همو دیدیم و بعد فهمیدم که داداش زن دایی هستن ایشون 🫣🤣
فامیل بود ولی تقریبا دو سال دوست بودیم
فامیل خیلی دوریم
من از کربلا اومدنی منو دیده بود و بعد یماه اومدن خاستگاری
وقتی دیدمش حس کردم از قبل دوسش دارم 😐
ولی الان پشیمونم !😂
دوست بودیم یه مدت خیلی طولانی قصدمون از اول ازدواج بود خانواده راضی نمیشدن
من سنتی
فامیل دور هستیم اما من تا حالا ندیده بودش
اون منو دیده بود
دیگه بعد از ۳ بار جواب رد بالاخره قبول کردیم
اولین بار ک دیدمش یکم بهم شک وارد شد چون با عکسش فرق میکرد یکم
اما تو برخورد اول خیلی شوخ و با ادب بود
تو سالن اجتماعات دانشگاه
تو خیابون😂 البته دوسش با دوستم دوست شدن بعدا ما، اونا کات کردن ما ب ازدواج ختم شد😆
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.