سوال های مرتبط

مامان کارن و تو دلی🤍 مامان کارن و تو دلی🤍 ۲ سالگی
سلام روزتون بخیر
ببخشید میشه اگه اطلاعی دارید منو راهنمایی کنید؟
کارن دو ماه پیش کاملااااا آمادگی اینو داشت که از پوشک بگیرمش حتی کلی تحقیق کردم و پرس و جو و....همه گفتن اره آماده است
میگم آماده بود یعنی با اینکه مای بی بی میکردم خودش موقع جیش و پی پی میومد بهم می‌گفت که ببرم دستشویی جیش دارم یا پی پی دارم
مای بی بی که بود اصلا خیسش نمی‌کرد دو سه بار در روز جیش میکرد که اونم یا بهم می‌گفت یا وقتی خودم یا باباش می رفتیم میومد باهاشون کارشون میکرد از مای بیبی فراری بود
شبا خودشو خیس نمی‌کرد حتی شده بود تو خواب پاشده گفته جیش یا پی پی
آقا ما اومدیم و از مای بی بی گرفتیمش یکماه هم اوکی بود همکاری میکرد الان هر کار می‌کنم هر چی تشویق می‌کنم محیط دستشویی هیجان انگیز می‌کنم کلی شعر و داستان میخونم با آرامش بهش میگم موقع خطا که مامان دفعه بعد قبل اینکه جیش کنی میخوای بهم بگی بریم دستشویی و....
اصلا فایده نداره فقط پی پی رو میگه جیش رو اصلا نمیگه
می‌خوام دوباره مای بی بی ش کنم
نظرتون چیه؟
چیکار باید بکنم ؟
مامان شیلاجون مامان شیلاجون ۳ سالگی
سلام اومدم تجربمو راجب از پوشک گرفتن بگم
من تازه دو روز بود شروع کرده بود و واقعا هلاک بودم اومدم تاپیک زدم که چقدر سخته و درد دل کنم
خیلی ها نوشتن زوده نباید میگرفتی
اومدم بگم اصلا این حرفها نیست یه وقت تنبلی خودمون رو به پای ناتوانی بچه نزاریم
من روز اول که شروع کردم پاکت خالی پوشک رو به دخترم نشون دادم و گفتم پوشک نداریم باید هروقت جیش داشتی بهم بگی که بریم دسشویی . قطعا که اصلا نفهمید منظورم چیه اما تو ذهنش موند که پوشک نداریم . و خلاصه روز اول که همش میبردمش تند تند دسشویی بحدی که شب گررریه میکرد می گفت نمیام دسشویی و بماند که روز اول و دوم و سوم و چهارم همش تو شلوارش جیش میکرد حتی پی پی
چون واقعا خیلی متوجه نیست چی میگیم بچه چشم باز کرده پوشک داشته . فقط هر سری میگفتم مامان نباید تو شلوارت جیش کنی باید هروقت جیش داشتی بریم دسشویی
بهش بحالت شعر همش میگفتم وقتی میخواد بیاد جیش
باید بریم دسشویی
اینقدر این شعر رو خوندم که با خودش میخوندش و حفظ شده بود
بلاخره روز پنجم گفت مامان جیش دارم
البته هروقت پی پی داره هم میگه مامان جیش دارم(مهم اطلاع دادن هست حالا چه جیش چه پی پی)روز پنجم و ششم یکی دوبار خطا داشت و تو شلوار جیش میکرد که مهم نبود چون هواسش پرت بازی بود وگرنه همش خودش میگفت و میرفتیم
خداروشکر الان روز دوازدهم یا سیزدهم هست حتی وسط بازی هم میگه. این تجربه من بود
گفتم درمیون بزارم باهاتون . فقط چندتا نکته اینکه
دسشویی رو جذاب کنید با برچسب یا یه کوچولو آب بازی
ازهمه مهمتر اصلا عصبانی نشید البته من استیکر خنده و گریه داشتم وقتی نمی‌گفت بهم استیکر ناراحت میزدم وقتی میگفت کلی تشویق میکردم و استیکر خنده میزاشتم براش. بنطرم خیلی سخت بود اما با صبر و تحمل شدنی .