۶ پاسخ

زایمان طبیعی بعد دنیا اومدن بچه انگار نه انگار حامله بودی و زاییدی

عه مبارکه زایمان کردی ،منم 14 فروردین زایمان کردم طبیعی

عزیزم دکترتون کی بود ؟

چه قدر قشنگگگگگ🥺🥺🥺🥺
ایشالله که بچتم قشنگ و صالح و عاقل بزرگ بشه و زیر سایه پدرو مادرش🥺🥺انشالله که منم تجربه کنم🥲

مبارک باشه دعا کن منم زودتر دردم بگیره زایمان کنم

عزیزم هزینه بیمارستانم لطف میکنی بگی

سوال های مرتبط

مامان هانا🩷و ماهان💙 مامان هانا🩷و ماهان💙 ۶ ماهگی
پارت ۴ تجربه زایمان
من هعی زور میزدم دکتر میگف تروخدا زور نزن بذار اماده شیم 😑😂
من میگفتم دست خودم نیستتتتت
دکتر سریع اماده شد بعد گفت زور بزن چند تا زور زدم دکتر هم یکم کمک کرد و بچم بدنیا اومد. بعد موفع در اومدن جفت دکتر کفت سرفه کن منم کردم گفت دوباره. دفعه دوم محکم سرفه کردم خون پاشید طرف دکتر خیلییی خجالت کشیدم دکتر گفت عیبی نداره.
جفتمم در اومد و بخیه برام زد. دانشجوها هم بودن و نگا میکردن یکیشون همش هواسمو پرت میکرد باهام حرف میزد و از بچم عکس میگرفت
دکتر واقعا خیلی بخیه هامو خوب زد. دست دانشجو هم نداد همشو خودش زد. با اینکه زایمان قبلیم نصف بخیه هامو دانشجو زده بود.
دکتر خودش گفت بخیه هاتو یجور زدم اصلا انگار نه انگار که زایمان کردی. بخیه هام تموم شد شکمم ماساژ دادن و قد و وزن بچمو گرفتن وزنش ۳۸۰۰ و قدش ۵۸
پرستار اومد به دکتر گفت میشه دوباره چک کنید اخه ۵۸ مطمعنید؟ بعد‌دکتر گفت دوباره اندازه گرفت گفت درسته.
بچمو دیدم و خیلی حس خوبی بود. ولی خیلی لاغر بود مونده بودم چجور اخه ۳۸۰۰ وزنشه. ذکتر گفت بخاطر قدشه
بخیه هام تموم شد ماما همراه بهم کمک کرد بچمو شیر دادم بهم خرما و ابمیوه داد خوردم. بعد که بچم شیر خورد و لباسشم دادن ماما همراه ازم خداحافظی کرد و رفت منم رفتم بخش
مامان بچه مامان بچه ۲ ماهگی
پارت آخر زایمان طبیعی
ماماعه به مامانم گفت هروقت موهاشو دیدی صدام کن که ببریمش اتاق زایمان من آخراش دیگ درد زیادی نداشتم فقط حس زور داشتم که ماما میگفت هروقت حس زور داشتی زور بزن ول نکن یکم حال نداشتم بخاطر اون دردا ولی دیگ زوره خودش میومد منم موقع زور زدن ول نمیکردم که سریع به دنیا بیا مامانم موهاشو که دید ماما رو صدا زد من رفتم اتاق زایمان مامانمو بیرون کردن اونجا ۵ دقیقه ای زایمان کردم یه خانومه هم اومده بود شکمو فشار میداد گفتم خانوم دنده هام شکست من خودم دارم زور میزنم دیگ بعد ول کرد بچه یو ربع به پنج به دنیا اومدو نافشو که زدن خشکش کردن گذاشتنش رو سینم بعد ماماعه بخیه زد بی حسی زده بود درد بخیه زدن حس نمیکردم ولی موقعی که توشو نمیدونم با گاز بود باند بود چی بود تمیز می‌کرد یکم درد داشت ولی درکل همه گفتن خوب بود زایمانم خودمم راضی بودم خدارشکر.. خیلی از سزارین عوارضاش بهتر بود الانم که سرحالم خدارشکر فقط بخیه هام هنوز نیافتاده ولی میتونم همه کارامو بکنم ولی باید مراعات کنی که زودتر خوب بشی به نظرم میارزه چون خیلی زود تموم میشه و فراموش میکنی
مامان امیر حسین🦉🦋🧸 مامان امیر حسین🦉🦋🧸 ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت «۷»


تا اینجا زایمان تموم شد حالا موقع بخیه شد😵‍💫😵‍💫😵‍💫یک دفعه خونریزی شدید کردم واژنم به شدت ورم کرد که همینا بخیه زدن.رو سخت می‌کنه ماما هرچقدر سعی کرد بخیه تمیز بزنه نشد که دکتر روصدا کردن اومد از شدت خونریزی کردنم تعجب کرد فکر کردن هماتوم دارم هی چک میکردم آخرش معلوم نشد چیه دلیل این همه خونریزی و ورم دکتر از اول بخیه هام روباز کرد وبخیه زد تقریبا پنج بار هی باز میکردن بخیه هامو وباز بخیه میزدن چون خونریزی زیاد بود نمیدیدن درست تقریبا یک ساعت و نیم فقد درگیر بخیه زدن بودن وتمام .
میشه گفت جمعا تواون یکی اتاق نزدیک ربع ساعت کمتر طول کشید زایمان کنم ولی بخیه زدن خیلی طول کشید
و اینکه از بعدش بخوام بگم اینکه میگن زایمان کنی راحتی میتونی راحت راه بری واین حرفا همش چرت وپرته نمی‌دونم شاید من چون خیلی زیاد بخیه خوردم وهی بخیه هامو باز میکردن اذیت شدم ولی درکل من بعد زایمان خیلی اذیت شدم به زور از جام پامیشدم ربع ساعت طول می‌کشه تا انجام بلند بشم🔴🔴 البته فقد من اینجوری بودم کسایی که با من زایمان طبیعی کردن اینجوری نبودن🔴 نشستن برام خیلی سخته وبدترین کاری که درحق خودم کردم این بود زیاد از بخیه هام مراقبت نکردم عفونت خفیف گرفتم و بخیه های بیرونی باز شدن🥲باز دوشنبه باید برم بخیه بزنن برام🤕😮‍💨
حتما اگه زایمانتون طبیعیه از بالشت دوناتی استفاده کنین موقع نشستن که به بخیه هاتون فشار نیاد موقع عطسه یا سرفه بین واژنتون روبادست بگیرید که باز نشن بخیه ها قدم هاتون رو اروم آروم پردازیم با شامپو بچه بشورید هر موقع رفتین دستشویی حتما خشک کنید خودتون رو
مامان دلسا 🥹❤️🌱 مامان دلسا 🥹❤️🌱 ۱۱ ماهگی
#...تجربه زایمان طبیعی ۲
خلاصه اومدم رو تخت و دکترم با تکنیک تنفسی ک بهم میگفت زور و تنفس و ... میزدم
ماما اومد یه امپول زد پایین ک منو میگی از ترس داشتم میمردم دستا دکترم ک کنارم بود گرفتم و گفتم میخواد چیکار کنه نه تروخدا میترسم و این حرفا
گفت اگ دختر خوبی باشی گوش بگیری بخیه نمیخوری
زور زدم و نفس عمیق کشیدم و یهووووو دلم خالی شد انگار دردم تموم شد حدودا چهار دقیقه این طول کشید
و من صدای گریه‌اشو ۳۰ ثانیه بعد خالی شدن دلم شنیدم و راااااحت شدم و دکتر گفت باید سرفه کنی خداروشکر بخیه نخوردی و عااالی بودی
دیگ زن داداشم اومد لباس تن دخترم کرد و نشونم داد و کلی ذوق کردم
بعد از زایمان زنداداشم بردم حموم و تمیزم کرد اخه حین زایمان سرنگ از دستم پاره شد و دستم خونریزی کرد فراوون
اومدم بیرون از حموم چایی و آب و ابمیوه خوردم و ب حدددددی خوابم میومد ک نگو حتی گفتن بچه رو شیر بده گفتم تروخدا بذارید بخوابم دیگ دخترمو شیر دادم و هنوز نخوابیدم😂
از دکتر زایمانم خیلی خیلی خیلی خیلی راضیم حین زایمان هرچی میگفتم مهربون رفتار میکرد آب میداد بهم میخوردم و از رفتار ماما و پرسنل راضی بودم ...