۶ پاسخ

دوست منم همینطوره
من یه بچه ده ساله دارم
اون بچش یک‌سالشه
من ک باردار شدم انقد برام گفت و گفت که خدایا
بهش گفتم چرا فک‌میکنی تو فقط مادری؟
مام بچه داشتیم
بچه دیدیم
بهش گفتم طوری رفتار میکنی انکار ننه ی‌هابیل و قابیلی
بهش برخورد😂😂
گفتم به درک
همش هم فاز بد میداد
میگف بچه ات کولیکی‌میشه
بچت نمیخابه پوستت کنده میشه
زردی میگیره میره دستگاه
نمی‌دونم چی‌میشه که آدم انقد نفهم میشه که به یه مادر باردار انقد حس بد بده

مادرشوهر من انقد رو مخ من میره که بچه دنیا ا‌مد اینکارو بکن اونکارو نکن که یبار حرصم درومد بهش گفتم شما سر بچه ها خودت بعد زایمان چی میخوردی؟گفت یادم نیس
گفتم به دنیا اومدن چند کیلو بودن؟ گفت بادم نیست
گفتم کی زبون باز کردن کی راه افتادن گفت یادم نیست
منم گفتم شما که هیچی از بچه هاتونو یادتون نیست چرا نسخه میپیچید برا بچه من؟ دیگه لال شد

😄😄😄 من مادرم ۵ تا بزرگ کرده بازم همه حرفاشو نمیپذیرم و خیلیا رو رد میکنم. خدا رو شکر مقاومت نمیکنه

وای خدا🤦‍♀️
این ادما از عوامل افسردگی بعد زایمانن بقران

حالا شما میگی بچه سه ماهه داره
به من یه کسایی توصیه میکنن که بچه هاشون چهار پنج سالشونه خیلی چیزا یادشون نمیاد اصلا 😐
مثلا به من میگفتن بچه به دنیا بیاد وزنش دو کیلوعه 😐😐😐😐😐😐 بعد من همینجور مونده بودم هی میگفتم نرمالش سه کیلو به بالاعه هی میگفت نهههه دو کیلوعه
خوب شد یادم انداختی یه چیزی اطرافیان بهم گفتن برم اینو بپرسم ببینم راسته یا نه 😂

آی گفتی .... خسته می کنن آدمو با حرفا شون

سوال های مرتبط

مامان ســـلین🪽🐣✨ مامان ســـلین🪽🐣✨ ۷ ماهگی
من شیرم زیاد نیست
اینقدر بدم میاد هی تند تند براش بقیه شیرخشک درست میکنن مخصوصا مادر شوهرم ، سریع بچه رو می‌ذاره بغلش شیر خشک درست میکنه ، باید خودم بگم می‌خوام شیرش بدم وگرنه شیشه رو پر می‌کنه می‌ذاره دهنش
پریشب بابت یک موضوعی هم اعصابم رو خراب کرد ، ما داخل یک ساختمون هستیم ، ساعت ۹ می‌خواستیم بریم خونه مامانم شب نشینی هم همسرم هم بقیه گفتن هوا سرده نبرینش ، وقتی برگشتیم خونه که بچه رو از پیش مادرشوهرم ببرم گفتم بقیه همش دنبال بچه میگشتن ، گفت هوا سرده نباید بچه رو ببری بیرون ، درصورتی که شب قبل ترش بچه رو لای پتو پیچید تا من ببرم بیرون چون بچه های جاریم گریه میکردن میگفتن سلین هم ببریم بیرون
نمیدونم اون موقع سرد نبود هوا یا چون می‌خواستیم خونه مامانم ببریم زورش اومد😏
منم شبش به همسرم گفتم که بیشتر نوه اون طرف حساب میشن چون نه ماه توی شکم من بود و من سختی هاشو کشیدم ، اون موقع زیاد اهمیت نمیدادن بهم حالا که بچه بدنیا اومده یکسره دخالت می‌کنه مادر شوهرم