۱۳ پاسخ

عزیزم قرار نیست که خونه هارو بزنه که انقدر آشفته ای قرار نیست همه مردم بمیرن چرا اینجور میکنید با خودتون

چرا اشکم ریخت با خوندن تاپیکت
چقدرررر دلم. کبابه برای بی گناهی و مظلومی بچهامون
نمیدونن چخبره ولی دارن تباه میشن💔💔💔💔💔

به دلم افتاده امشب توافق میشه

دورود بهت ک بهمون یادآوری کردی خیلی کارات خوب بوده تو بهترین مادر دنیایی

با این دلنوشته اشکم در اومد❤️❤️❤️❤️

چی شده دوستان
چی قراره بشه
چ خبر شده؟

عزیزممم چقد قشنگ نوشتی🥹 چقد حرفای غبار گرفته ی دلم بود🫂

همشهری جونم منم از روز اول عید ک فهمیدم پسرم باید عمل شه انگار ی مامانِ دیگ شدم.مهربونترم.هر لحظه کیگم شه‌سان مامان عاشقته‌ها.خودم حس میکنم دیگ عصبانی نمیشم.
داد بزنم؟عمرااااا
بگه بیا بازی کنیم بگم خستم؟هرگز بلکه بیشتر بازی میکنم
ما ادما فقط نیاز ب ی تلنگر داریم تا قدر لحظه لحظه زندگیمونو بدونیم.

بچهامونو باید جوری بزرگ کنیم از الان در این سن کم بتونن بدون مادر دوام بیارن

از اینکه گفتی حلالیت گرفتی قلبم به درداومد چشام پر اشک
چقدر الکی به بچه هامون سخت گرفتیم
حلال کن دخترم سختی هایی که دنیا بهم داده بود رو سرتوخالی کردم💔💔💔💔💔💔

عاااااااالی گفتین😍😍👏👏👏👏👏

خدا حفظتون کنه♥️♥️توکل به خدا🤲🤲🤲🤲

خدا بزرگه خاهر خودش هوامون داره

به به دستور دونات رو بزار ابجی

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۴ سالگی
امروز بعد از مدت ها روز خوب من و پسری بود
ناهار داشتیم( دیروز درست کرده بودم)
شامم گفته بودم همسر املت درست کنه که زحمت کشید شام از بیرون خرید🫠 پس کلا وقت داشتم با ایلیا باشم
از مهد اومد خونه و تا ما ناهار بخوریم ی بستنی خورد و یکم میوه
و بعدش به باباش گفت بیا نقاشی بکشیم
بعد نقاشیش یکم پپا پیگ نگاه کردیم و چرت عصر زدیم

به سختی بیدارش کردیم😅 یکم خوراکی خورد و شروع کردیم به آشپزی مادر و پسری
ی تعداد کوکی درست کردیم و وافل
هم خورد و هم برای مهدکودکش گذاشت🙂 بعدش یکم خونه سازی بازی کردیم
مامانم اومد بهمون سر زد و یکم چای و کوکی خوردیم پیشنهاد داد باهاش بریم خونه دوستش اما هرکار کردیم آقا ایلیا راضی نشد که نشد😅🫣 دروغ چراا دوست داشتم برم ولی خب قول داده بودم امروزم برای ایلیا باشه
مامان رفت و. همسرمم رفت پیاده روی
من و ایلیا قرار گذاشته بودیم بریم تو حیاط دوچرخه سواری و سه چرخه سواری و اسکوتر بازی( تو ده دقیقه یک ربع همه رو انجام داد بچم🤣)
قبل بازی هم تصمیم گرفتیم بریم لوازم تحریری تو کوچمون مقوا بخریم بزنیم رو دیوار و نقاشی بکشیم

همه این کارا واقعا خیلی انرژی نگرفت و عوضش کلی حال خوب و انرژی به جفتمون داد
کاش بشه تعداد روزای بیشتری اینطوری وقت بذارم براش
درسته امشب دیر خوابید ولی ارزش داشت که برای ترمیم رابطه و جبران نبودن هام وقت بذارم♥️