من امشب خیلی خستم هست. از صبح بیدار میشم باید پای بچم بشورم مای بی بی عوض کنم. صبونه بدم بعد بردمش تو تراس گلها نشونش دادم باز اومدم داخل گریه گریه، تاب داره گذاشتمش تاب بازی کردیم بعد ناهار پختم شیر دادم خوابوندمش باز ساعت12 ناهارش دادم عوضش کردم انقد گریه میکرد زنگ شوهرم زدم گفتم بیا ببرم خونه مامانت اینا آدرین حوصلش سررفته اماده شدیم اومد دنبالمون عصرم بردمش پارک محله ای پیش خونه مادرشوهرم کالسکش همرام نبود بغلش کردم دستم کنده شد یکساعت دور زدم تو پارک تا دیدم خستشه رفتم خونه شیر دادم خوابید. بعد باز تکرار همین کارا 😭😭🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ پاهام داره کنده میشه انقد راه رفتم و غذا پختم و بغل کردم و بازی کردمو خودم هیچ کوفتی هنو شام نخوردم اصلا چیزی درست نکردم که بخورم😭هم گشنمه هم خستمه. بعد حوصله نداشتم آدرینم خوابش میومد باز اومد کنارم موهامو کشید و دندونم گرفت با انگشتش کرد تو چشمم😭😭 من سرش داد زدم گفتم دیوونم کردی خستمه ولم کن. 😭😭 بعد چند دقیقه هم اومد بغلم شیرش دادم خوابید الان خیلی عذاب وجدان دارم. همیجور دارم گریه میکنم همش تقصیر شوهرمه که کمکم نمیده کثافت😭بعدم میگه تو روانی هستی وفلانی
بچه شیرخشک گهواره کولیک رفلاکس

۲۱ پاسخ

ول کن‌مردا چه میفهمن اگه راس میگن ۱ روز هم بچه نگه دارن هم خونه تمیز کنن اونوقت میفهمن روانی واقعی کیه

آخ دقیقا شوهر منم همینه همبن الان دعوامون شد دیشب وان پر کرده اگه اب قطع شد از صبح هی میگم وان بچه خالی کن داخل حمام جا نیست
هیچی برداشته کاسه کاسه ریخته داخل مینی واش آخر سر اومده بهو خالی کنه کل زندگیم خیس کرده مبل و سرامیک و جلو دری بعدم یه چی بگم میکه دیوونه کتکاری میکنیم هر چند من اگه خوردم چند تا هم زدم دست و پا و صورتش هم کندم که دیگه غلط نکنه

هممون همینیم خواهر
فقط باید قوی باشی
تو که یکی داری
ما که دوسه تا داریم فکر کن کارمون چند برابره

عزیزمم🫠همه ما‌مادرا همینیم یساعت پیش تاپیک گذاشتم‌راجب‌همین‌مورد🥲هممون عین همیم

یه لحظه هایی بچه رو بذار پیشش یواش بروو اتاق خودتو بزن بخواب، مجبور شه نگه داره، یا ظهرها که میره خونه مامانش تو هم برو، بگو خستم برو بخواب، خودش و مامانش مجبور شن نگهش دارن، تو هم بعدش انرژی میگیری

ناراحت نباش،مردا همینن
مال من از صبح رفته،ساعت ۹ شب اومده
خواهرش زنگ زد بریم پایین خونه مادرشوهرم،من نرفتم،بچه رو هم ندادم ببره،با اخم رفته پایین اومده،نشسته بازی میکنه
اینا آدم نمیشن
ما فقط خودمون رو پیر میکنیم

خوبه که مادرش هست...من تنهام کلا نه شوهرم خونه میمونه نه کسی رو دارم

توهم غذا درست نکن براش خونه رو هم تمیز نکن فقط ب بچه برس . دو روز که غذا نخورد روز سوم مجبوره بچه رو بگیره تا تو‌کاراتو بکنی

منم شوهرم ۵ صبح میره سرکار ده و نیم میاد کلا تنهام و واقعا پدرم دراومده ، تازه شب شوهرم میاد خب من خسته و پاره دلم میخواد بخوابم ولی خب اونم بنده خدا میاد دلمون بره هم تنگ شده و اینا تا ۱۲ میشینم باهاش

واقعا بدون کمک خیلی سخته درکت میکنم عزیزم خداقوت♥️🥹

منم شوهرم اصلا کمکم نمیکنه واقعا خسته شدم

الهی بگردمت🥺🫂
ببین منم دقیقا بعضی روزا شرایطم مثل توعه یجوری که از زمین و زمان متنفر میشم و میگم چه کاری بود بچه آوردم
به نظرم هر طور شده با زبون خوش و تایمایی که با همسرت رابطه خوبه نیازت برای کمک در نگه داری بچه رو بگو و اینکه چه توقعاتی داری ازش
شوهر منم اول کار خاصی نمیکرد ولی انقدررررر گفتم و گفتم در حدی که الان
هم شبا بچه رو میخوابونع هم نصف شب شیر خشک میده به بچه
هم ظهر نگهش میداره من بخوابم
خب همه اینا باری که روی شونه منه سبک میکنه دیگه🥲💛

خودتو ناراحت نکن عزیزم
درکت میکنم منم همینجورم
واقعا ادم بعضی روزا کم میاره🥲🥲
منم هیچکی تا الان ک پسرم 7ماهشه کمکم نکرده حتی شوهرم همش خودم تنهایی
منم سر پسرم بعضی وقتا داد میزنم چون واقعا کم میارم 🥲🥲🥲

الان چند روزعه پسرم مریضه خودمم پر*یود انقدر اذیتم 💔💔
شبا تا صبح بالای سر پسرم نشستم از این طرف درد هم دارم
باید هر روز کلی لباسهای پسرموو بشورم تو این اوضاعی ک دارم
همه اینا میگذرع مادرشی اشکال نداره ی بار سرش داد زدی 🤍🤍

من خو شوهرم سربازه چی میگی نیست خو همه چی با منه

عزیزم درکت میکنم خودتو سرزنش نکن بالاخره توام آدمی کم میاری

عزیزم همه همین راه ها رو میریم در روز...یکم صبور تر باش...کوچولو ها خیلی زود بزرگ میشن دلمون برا این روزا خیلی تنگ میشه...

اولویت اول بچه باشه بعد غذا همیشه اینطوری به همه کارا میرسی تا نخوری جون نمیگیری همش بی حال و کسلی من اول بچمو شیر میدم لباس عوض میکنم و پوشک و... بعد غذا بعدش به کارا میرسم اینطوری همیشه به کارام میرسم حتی بچمم میبرم بیرون

خودت ناراحت نکن بابا از فولاد که نیستیم آدمیم قطعا کمکمون کسی نباشه داغون میشیم
مگه شغل همسرت چیه؟ اصلا خونه نیست یا حوصله کمک دادن نداره؟
البته منم امروز یه قیامتی کردم هم سبزیا پاک کرد هم کنگر که خریده بود خسته شدم آخه ربات که نیستیم نمی‌دونم چرا درک ندارن

هممون مثل همیم💔

چقدر‌منی واقعا کم اوردم درکناراینا من پریودم افتضاحه اوضام

😭😭😭😭وای چقدر با پیامت ناراحت شدم و چقدر تو منی

سوال های مرتبط

مامان آدریَن❤️ مامان آدریَن❤️ ۱۴ ماهگی
سلام خانما. پسرم دیشب ساعت 2 نصف شب با گریه وجیغ بیدار شد هرکاری میکردیم اروم نمیشد اخر پاشیدیم لامپا روشن کردیم بردمش بیرون یکم آب دادم اروم شد اوردمش باز تو تخت ولی تا یکساعت ونیم بیدار بود نمیخوابید به ی بدبختی خوابید باز ساعت4 با جیغ بیدار شد بهش شیر دادم تا ساعت5 داشت شیر میخورد بعدم ول نمیکرد پستونک گذاشتم تو دهنش سینمو کشیدم بیرون🤦🏻‍♀️باز ساعت7 باگریه شدید بیدار شد.
دیشب شامشم خوب خورد اصلا گشنه نبود شیرخودمم خوب میاد، مای بیبیشم دوبار عوض کردم نصف شبی گفتم شاید جاش خیسه . ماساژش دادیم. دلش ماساژ دادم پاش کمرش، فایده نداشت. از صبح تالا هم آرومه ولی همش بغلمه تا میذارمش رو زمین گریه میکنه که بغلم کن. چشه یعنی🤦🏻‍♀️بخدا از خستگی دارم میمیرم نه خواب دارم نه خوراک صبحونه هم نتونستم بخورم فقط ی کیک وچایی سرپا خوردم. از بس این بچه نمیذاره. نابود نابودم 😭😭 خیلی خستمه خوابم میاد دستم مچم درد میکنه. گشنمه تشنمه. موهامم هنوز شونه نکردم 🥲🤒
#شیر #رفلاکس بچه نوزاد گهواره کولیک
مامان سبحان مامان سبحان ۱ سالگی
دیشب خدا بهم رحم کرد🥲 دیروز بچم رو بردم بیرون اومدیم خونه بچم آروم بود یهو بچم خوابید تو خواب همش گریه میکرد همش با خودم میگفتم برم اسفند دود کنم برای بچم چیزیش نشه وقتی از خواب بیدارش شد همش گریه می‌کرد گریه بند نمیشد خواهر شوهرم اومد سرگرمش کرد آروم شد خواهر شوهر هم بهم گفت براش اسفند دود کن گفتم بهش غذا میدم بعد به بچم غذا دادم سپردمش دست باباش رفتم براش زغال بزارم تا اومد انگار یه چیزی خورده بود تو گلوش گیر کرده بود چ‌وضعی بود😑شوهرم که فکر میکرد نون خورده تو گلوش گیر کرده بهم میگفت بهش آب بده تا بره پایین 🤦🏻‍♀️ولی من اینکارو نکردم پشتش زدم تا یه یکم بالا اومدیکم خون هم اومد بردم بیرون زدم پیشتش تمام غذایی که خورد بود رو بالا آورد با کمی خون دیدم یه تکه پوست تخمه هم بیرون اومد😑😑گلوش رو بریده بود تا اومد بیرون 🥲🤦🏻‍♀️ از یه طرف هم مادرشوهر تا دید اومد شروع کرد به فوش دادن من عصبی بود 😅😐همش اسم‌مردن میورد 😑😒 بچت میمورد بچت فلان میشد