۲۵ پاسخ

چون طبقه بالاشون هستی و مثل بقیه نیستی که تهش هفتگی بیای یه سر بهشون بزنی نمیشه خط و نشون واضح کشید بهتره با سیاست رفتار کنی و بچه را تنها نفرستی خودت باش بری و بعدم با خودت بیاریش بالا.هر چند می‌دونم تازه زایمان کردی و سخته
کار اونا هم اشتباه بوده قطعا ولی به چیزی هم بهت بگم از دوست داشتن و ذوقشون برا نوه بوده هر چند بازم میگم اشتباه بوده
همین اول کاری اخلاقتو بدونن بهتره قشنگ بکو حقیقتش فعلا کوچیکه بزرگ شد قطعا تایم بیشتری را باهاتون میگذرونه اینطوری هم اخلاقت دستشون مییاد هم دلخوری پیش نمییاد
چون بخای نخوای بالاسرشون زندگی می‌کنی و ممکنه خیلی باشون مجبور باشی تعامل داشته باشی
البته این نظر منه

اتفاقا با سیاست برخورد کن منم بالای مادرشوهرمم
اونقد بعدا کمکت میکنه ک حد نداره
جوری رفتار کن دوروز دیگ روت بشه کمک بخوای
اینم درنظر بگیر اوناهم ذوق نوشونو دارن
اگ خانواده خودتم اینکارو میکردن بازم همین برخورد رو داشتی؟

خیلی هم کار خوبی کردی گفتی بیارنش
دیگه این خونواده شوهرا هم شورشو درآوردن با این کاراشون
اصلااا بچتو نزار پیششون
حالا ممکنه بعضی وقتا اومدن خونت ببیننش حالا یکمم بغلش‌کنن عیبی نداره ولی پیششون بمونه دیگه ینی چی اشتباهه نزار

اصلاااا نوازد رو دست کسی نده اگرم میدی خودت کنارش باش...ی وقت اگ خدایی نکرده ناخواسته سرش ضربه بخوره و بهت نگن میخوای چیکارکنی اونوقت؟؟؟!!!
به هیچکس نده چ خونواده خودت چ خوانده شوهر

از همون اول میخ محکم بکوب که بعد دردسر میشه
من با حرف های عین این که نوشه اونم دوستش داره رفتم جلو مادرشوهرم ده روز خونم بود نمی‌داشت بچه رو بغل کنم حتی
اصلا به دلت ذره ای رحم راه نده👍

بچه ی تازه به دنیا اومده چ دلیلی داره دپر از مادرش باشه مگه شیر نمیخواد رسیدگی نمیخواد
والا من الانم دل نمیخواد کسی بچمو بغل کنه میشنم کنارشون جمدهم نمیخورم قشنگ منتظرم تا از دستشون بچمو بگیرم
به شدت روش حساسم براشونم جا افتاد
اصلا رودروایسی نکن
بگو نمیتونم بچم ازم دور باشه نگرانش میشم
اگه اتفاقی براش بیفته خدایی نکرده کی جوابگوعه

کارشون اصلا صحیح نبوده ، بچه مراقبت مادرشو‌میخواد و شیر میخواد اگر بزرگتر بود حالا ی چیزی نه دو روزه که ممکنه از بی حالی خواب رفته

سر حرفت بمون اگر هم حرفی زدن بگو بچه به گرمای اغوش مادر نیاز داره و باید شیر بخوره... هرموقع خودم لازم بدونم میبرم پایین.

همه کاراشو خودت انجام بده، خودتو حساس رو بچه نشون بده. حتی نزار زیاد بغلش کنن، اشکال نداره اول ناراحت میشن بعد عادت میکنن

اصلا کارشون درست نبوده اگر بچه بزرگتر بود شاید ولی نه بچه دوروزه که خیلی مراقبت از جانب مادرش میخواد

عزیزم اگر بچه رو‌ببرن حمام یا هرکاری دارن حتی برای نکه داشتن بیان خونه خودتون خیلی بهتره که تحت نظارت خودتون بلشه.درسته نوه شونه بیشتر کارا از روی ذوق زدگیشونه ولی ممکنه همین دوست داشتن به تربیت بچه اسیب بزنن(نه اینکه از قصد باشه شاید شما یک رفتاری رو بشدت زشت و ناپسند باشه از دیدگاهتون ولی از نطر اونا هیچ مشکلی نداشته باشه بعد همین باعث دو تربیته شدن میشه)اینکه حساس باشی و به بچت احترام بذاری حتی همون بچه یک ماهه دقیقا اوناهم همون مدل خودتون باهاش برخورد میکنن
این تجربه و نظر من بود

باید همون موقع که زنگ زدی گفت خوابه میگفتی اخی میترسم قندش بیفته باید سرساعت شیرش بدم بعدم اصلا چرا دادی اونا بشورن،خدانکرده بچه سُر بخوره کسی گردن نمیگیره..حالام خودت ناراحت نکن بیخیال باش انگارن انگار خودشون به هوا بچه میان بروی خودت نیار

منو دخترعموم با فاصله ٥٠ روز زايمان كرديم
من حساس نيستم ولى اون شديدا حساسه بچه رو از خودش جدا نميكنه
يه دورهمى باهم بوديم كسى جرات نميكرد به دخترش دست بزنه هى ميگفتن حساسه
ولى پسر من مدام بغل اينو اون بود😕
به نظرم خيلى حساس نشون بده خودتو

منم بالای سر مادرشوهرمم وقتی دلارا میره پایین با باباش تا من کارارو بکنم حمومی چیزی برم زنگ میزنم بیان میگن بچه خوابه بعضی وقتا که شوهرم باشه میگم خب اشکال نداره با باباش پایینه حواسش هست ولی اگر تنها باشه به خاطر برادرشوهر کوچیکیم که هنوز بچست و پیش فعاله میترسم تنها بزارمش میرم دنبالش میگم دلم براش تنگ شده دیگه بریم خونه خودمون

چرا همه نسبت به خانواده شوهر گارد میگیرن؟؟
من اومدم بالا خونه مادرشوهرم تا چهل روزگی بچم میمونم
مادرشوهرم خیلی بیشتر بهم میرسه تا مامان خودم
اگه جایی هم بخوایم بریم بچه هامو میذارم پیشش خودموشوهرم میریم برمیگردیم(البته بچه هام بیشتر وابسته خودمن تا شیر میخورن)بعدش ک ازشیر میگیرم راحت میشم

عزیزم بچه خودتو کار خیلی خوبی کردی گفتی بیارنش …بچه باید پیش مادر خودش باشه اصلا نزار عادت کنه که پیش مادربزرگ و عمه بمونه و تربیتشو خراب کنن …بهتر با خودت بره و با خودتم بیاد و با اونا وقت بگذرونه اونا هم خودشون باید درک داشته باشن محترمانه باهاشون حرف بزن و شرایط توضیح بده

اصن نباید میذاشتی ببرنش میگفتی اول بچمو ببرین تو خونم حمام بعدش ک شیردادم خوابید خودم میرم

منم عین توام طبقه بالا روز اول ک‌اومدم از خونه مامانم انقدر گارد داشتم ک بچه رو پایین نزارم
الان خودم میدم پایین مادر شوهرم خدا پدرشو بیامرزه خیلی کمکه

اگر الان محکم وانستی دو روز دیگه بیچاره میشی ،

جای بچه پیش مادرشه

کارخوبی نکردن حق داری ولی اصلا اهمیت نده وکارخودتو انجام بده

من بودم که هیچی نمیگفتم …ولی اونم ناراحتی نداره که گفتی بچرو بیارن پیش خودت بعد حموم بچه گشنش میشه راحت تر شیر خودتم میخورد…ولش کن الکی ناراحت شده

والا اصلا محل نده 😏

من جای تو بودم خودمم میرفتم باهاشون بچمو تنها نمیزاشتم بعدش که بچه خوابید خودم میرفتم حموم

دوستم میگه من رفتم حموم،از حموم اومدم بیرون دیدم مادر شوهرم با سوزن گوش دخترم رو سوراخ کرده،اونم تو سه روزگی🙁

سوال های مرتبط

مامان یزدان مامان یزدان ۷ ماهگی
پارت دو زایمان من
منو بردن اتاق عمل فوری رو تخت نشوندنم بعدش بهم دلداری میدادن ک سالم بچتو بغل میگیری چون بچم افت قلب پیدا کرده بود
بعدش بی حسی زدن منو درازوندن پاهام بی حس شد بعدش شروع ب کار کردن بعدش بهم رسیدگی کردن دیدن من دارم از حالم میرم چند تا سرم پشت سرم هم دستام میلرزید بعدش بچه رو ک در آوردن صداشو نشنیدم بعدش با چند تا ضربه ک بهش زدن صداش اومد دلم آروم شد ولی بچمو سیاه کبود کرده بودن
خب خلاصه منو دوختن دادن ب بخش بچمم بردن مامان بیچارم آنقدر گریه کرده بود ک نگین شوهرمم ک داشت سکته میکرد منو ک آوردن بخش مامانم آروم شد شوهرمم ک من تو اون حال هی منو می‌بوسید 😍😂خیلی حال داد ولی بعدش نی نی آوردن گذاشتن رو من شیر دادم بعدش اون شب موندم فردا دکتر اومد گفت باید ی روز دیگ بمونی من نگران شدم شوهرمم همین طور بعدش من سوال کردم گفتم چرا گفت باید از سر بچت سونو بگیرم لز کتفش از لگنش گفتم چرا گفت باید بررسی شه اونقدر گریه کردم گفتم خدایا نظر میکنم بچم طوریش نشه هزار بار بچه منو بردن آوردن ی بار گفتن جیش نکرده ی بار گفت ریفلاکس باید چک بشه اوفف خیلی بد بود دو روز بعدش دکتر نوزاد اومد نگاه کرد سونو انجام دادن هیچ مشکلی نبود ب جز سرش ک درد طبیعی کشیدم ب سرش فشار اومده بود یکم نمیدونم آب یا خون جمع شده بود زیر پوستش اونم دکتر گفت میره و از فشار ی چشش خون بود چون سر بچه بالا بود فشار ک بهم میومد انطوریش گرده بود اونا هم نفهمیدن گیجا خب خلاصه اومدم خونه خودم همه ریختن سر بچه من نتوستم‌استراحت کنم‌ خواهرشوهرم فوری بچه دوروزه رو برد حموم کونشو شست حموم‌ماهم‌یخه فوری لباسشو عوض کرد گلا بچه شده بود عروسک بار دوم‌ک‌خواست عوض کنم نذاشتم
مامان حامی مامان حامی ۴ ماهگی