۱۱ پاسخ

وای چجوری دو سه ساعت بچه رو میدی به کسی
من اصلا نمیتونم حتی اگه از بی خوابی بمیرم باید پیش خودم باشه

من یه پسر سه ساله دارم و یه دو ماهه و طبقه بالای مادرشوهرمم ، سر پسر اولم شوهرم مجبورم میکرد بچه رو میبرد پایین بعد میومد بالا که بخوابیم ، یه ساعت بعد میرفت میاورد ، یه بار ملدرشوهرم شنیدم با تلفن صحبت میکرد میگفت آره بابا خونه ما زیاد میاد میمونه و فلان ، یا یه بار رفتم دیدم داره آب قند میده به بچه در حالیکه خودم اصلااا نداده بودم و هزارتا مورد دیگه ، اگرم یه روز من نمیبردم بچه رو خودش میومد ، آرامش نداشتم ، کم کم رفتارمو عوض کردم ، الان هیچکدوم رو نمیفرستم پیششون ، شما هم مادرشی از خودت جداش نکن

منم طبقه بالا مادرشوهرم زندگی میکنم یه دختر ۵ سال دارن یه پسر یه ماه نیم
نهار هم پایین میخوریم هیچوقت بچه هام نزاشتم پایین تا میرم بالا اول میبرمشون بهام بعد میرم اینجوری دوتربیتی میشن اگه بمونن پایین

ای بابا چه سخت میگیرید چه اشکال داره یکی در طول روز کمک حال آدم باشه دختر اون بچه تو هس نترس واسه تو هس اونا فقط کمک میکنن استراحت کنی از خداتم باشه بچه واقعا خسته میکنه آدمو من دست تنهام واقعا دیوونه میشم از صبح تا شب از شب تا صبح باید مراقبت کنم

اصلا و ابدا بچه رو هر روز دست کسی نده هم بچه بهش وابسته میشه هم اجازه دخالت بهشون میدی

اشتباه میکردی میفرستادیش عزیزم دیگه نفرست نزار به اون وای
بسته بشه

عزیزم بهترین کار رو میکنی
بچه فقط دست مادر خودت بده و السلام

اصلا این اشتباه نکن اصلاااااا
من بچم ۶ ماهش بود ۳ ماه مجبور شدم برم سرکار بچه رو پیش مامان خودم میذاشتم
الان پسرمو ب حدی لوس و بد اخلاق و دو تربیتی کردن ک دلم میخاد فقط زار بزنم
تازه ی جوری رفتار میکنن و حرف میزنن انگار اونا پسرمو بزرگ کردن و فقط دلسوزن من مامانش نیستم دختر همسایشونم ازشم بدم میاد خیلی دخالت میکنن تو تربیتش و واقعا اذیتم
اک از الان این کارو کردی مطمئن باش اینو ک وابستگی دوطرفه بینشون درست میکنه و این بعدا ب شدت راه دخالت و چند تربیت شدن و عذاب کشیدنت رو باز میکنه

منم دقیقا اینطوری شد باهام حموم کردم ظهر شب رفتیم خونه پدر شوهرم بعد ک برگشتیم کلیییییی گریه کرد مادر شوهرم میگه چون آوردیش تازه خونمون ایقد گریه میکنه ی هفته گذشت ساعت ۲ شب با همسرم بحث کردیم گفت بیا بریم خونه مامانم یعنی مادر شوهر من رفتیم اونجا بچم خاب بود یهو کلییییی بالا آورد منم ب مادر شوهرم گفتم چون پسر آورد مارو ساعت ۲ شب ایقد بالا آورد گفت نهههه عزیزم چه ربطی داره 😂😂😂😂😂

خب بهش میگفتی بخاطر رفلاکسشه

بله بچه ی خودته پیش خودت بزار باشه

سوال های مرتبط

مامان پسر مامان پسر ۲ ماهگی
سلام مامانا من خیلی دلم گرفته من خیلی مشکل دارم با شوهرم و اوضاع اصلا خوب نبود بعداز زایمانم با اینکه تو بارداری هیچ بدی نمونده بود بهم نکرده باشه نادیده گرفتم به خاطر پسرم و با شوهرم عادی رفتار کردم ... مادر شوهرم سرطان داره وبه خاطر شیمی درمانی داره صورتش سیاه میشه و موهاش میریزه هنوز اینقدر واضح نیست در ناحیه گردنش هست و اونم همیشه روسری سرش هست و دیده نمیشه ... شوهرم دو هفته پیش گف مادرم قبل از اینکه صورتش بهم بریزه بچه رو ببرم ببینه و عکس بگیرم ولی من نمیخواستم بچم تنها بره آخه فقط ۱۵ روزش بود ...منم قرار بود تا ۴۰ روزگی جایی نبرم و اینو به شوهرم‌گفته بودم ولی وقتی گف مادرش اینجور شده هیچی نگفتم ... هفته گذشته خودش اسهال شد جوری که نمیتونست جایی بره ... این هفته هم اول هفته که وقت آتلیه گرفتم برای پسرم عکس یک ماهگی بگیرم بهش گفتم بعد از آتلیه بریم خونه مادرت ... دیروز رفتیم آتلیه پسرم همکاری نکرد خیلی گریه کرد و کار طول کشید ... آخر هم وقتی شوهرم اومد انتخاب کنیم عکسا رو خانومی که سنش بالا بود و عکاسی می‌کرد دید پسرم گریه میکنه گف بدین به من من آرومش کنم شما انتخاب کنید منم دادم اونم دقیقا سالن کناری بچه رو نگهداشت ... بعد از آتلیه منو آورد خونه مادرم من تا ۴۰ روز اینجا هستم ... بعد قهر کرد که همه باید بچه منو ببینن ولی مادر من نباید ببینه... در صورتی که مادرش ۴ روزه بود پسرم اومده بود ولی منظورش این بود تا قبل از ۴۰ همه جا بردی بچه رو ولی پیش مامانم نبردی حالا کجا بردم بچه رو دو بار بردیم دکتر و دو بار بردیم بهداشت دیروز هم بردیم آتلیه فقط همین ...