ببخشیدا ولی به نظرم دقیقا همه جا بردی جز پیش مادرشوهرت
اصلا میتونی درک کنی شوهرت چه فشاری داره تحمل میکنه عزیز ترین کس زندگیش جلوی چشماش داره موهاش میریزه و معلوم نیست تا کی باشه شاید یه روز دیگه یا یه سال دیگه دیگه
خب نه یه بار اصلا یه روز در میون برو خونشون شاید به خاطر این بچه روحیه گرفت حالش بهتر شد قراری که قبلا گذاشته بودید و ول کن الان که شرایط بغرنجه بیشتر برو خونه ی مادرشوهرت اشکالی نداره چون مریضه
عزیزم برو یه سر خونه مادرشوهرت مریضه خدایی نکرده اتفاقی براش بیوفته شوهرت یادش نمیره ها
توی شرایط سخت بنظرم آدما باید پا روی خط قرمزای خودشونم بزارن حتی اگه شوهرت چیزی نگفته باشه واسه بردن خودت پیش قدم میشدی خیلی دلگرمی واسش بود
بیماری عزیز آدم خیلی سخته بنظرم بیشتر از هروقت دیگه ای هوای همو داشته باشین
اصلا این ۴۰ روز چیه فلسفش درک نمیکنم چه لزومی داره تو خونه باشیم
عجب آدمی هستی
خب ببر بخاطر دل شوهرت... اینکارو نکنی خدایی نکرده اتفاقی برای مادرش بیافته تا عمر داره تو رو مقصر میدونه و تو ذهنش میمونه اینو مطمئن باش...
کارمای دل شکستن هم تو زندگیت تاثیر میذاره.
اونکه مامانش مشخصه حالش خوب نیست بنده خدا و معلوم نیست تا کی زندهس همینجا میتونستی محبت خودتو حداقل نشون بدی. نه اینکه وسط مریضی مادرش بچهتو ببری آتلیه و بعدم بگی تا ۴۰ روز نمیخواستم بیرون ببرمش.
چه اخلاق بدی واقعا. خدا نیاره از این عروسا برای هیچکس.
درست میگه
ببین اولا هم خودت هم شوهرت دنبال بهونه بودین انگار . شما باید یه روز قبل میرفتی خونه مادرشوهرت . فرداش آتلیه . مردها همشون همینجورن. الان تو دل خودش میگه نگاه چندساعت تو آتلیه بودیم که زیاد هم واجب نیس حالا مثلا دوماهگی بندازیم چه اتفاقی میخواد بیوفته عکس عکس دیگه قدیم نبود ما بزرگ نشدیم والا شور همه چی رو درآوردن دیگه بعد مادر من مریض الویت اول شده آتلیه . شوهرت توجه میخواد بهت گفته بود باید قبل از اینکه اون بگه تو آماده میشدی میگفتی بعد نهار بریم تا آخر شب برگردیم . الان یک ماه شما زایمان کردی . من بقران زایمان کردم سه روز تو بیمارستان اسیر بودم بچه تو ان آی سیو بود منی که تا حالا بچه کوچیک ندیده بودم انقد سختی کشیدم بااین حالا سه روز بعد نه دوش گرفته بودم نه لباس آن چنان تنم بود نه سر وضعم درست حسابی بود نه توان نشستن داشتم بعد سه روز که مرخص شدم ساعت ۲ ظهر اینا بود شوهرم گفت باید بریم خونه مامانم و گوسفند ببرن منم رفتم بچه رو دادم مامانم نگه داشت همونجا من کلا تو اتاق دراز بودم . بعدش ۴۰ روز موندم خونه مامانم یک بار نگفت بریم و فلان و بچه رو کسی ببینه . یکبار میرفتی تموم میکردی همه زایمان کردن دیگه برو اتاق استراحت کن .رفتنی مامانت هم ببر بده دستش نگه داره . بده مادرشوهرت نگه داره. کینه ای نباش الان دادی شیر میدی .شوهرت اخلاقش افتضاح شمام قشنگ آتو میدی دستش یکم سیاست داشته باش
من با اینکه مادر شوهرم خیلی بهم بد کرده بود هم قبل بارداری هم بارداریم بعد زایمان یه سر اومد بیمارستان ویه بار اومد خونمون بعد شوهرم چند بار گفت دعوت کنم بیان شام گفتم باشه ولی پدر شوهرم نبود نیومدن روز ده بعد حموم رفتن من و پسرم همسرم گفت زنگ بزنم به مامانم شام بریم اونجا من از رستوران شام بخرم با اینکه دلخوشی نداشتم و واقعا هم درد داشتم چون منم سزارین شدم تازه تو این مدت مامانت پیشت بوده من کلا سه روز خواهرم بود بعد خودم موندم و همسرم ولی بخاطر دل شوهرم گفتم باش عزیزم ساعت 8رفتیم تا 11شب اونجا بودیم و برگشتیم .بنظرم توام آنقدر سخت نگیر عزیزه دلم یه روز برو چند ساعت پیش مادر شوهرت بخاطر شوهرت هم شده برو گلم
عزیزممادرش مریضه خدای نکرده اتفاقی میفته یه عمر این حرفو بهونه میکنه بهش زنگ یا پیام بده بگو ما حاضریم بیا اریا رو ببریم پیش مادربزرگش
خودت مادرت باهم برید پیش مادر شوهرت هم عیادت میشه هم نوه اش میبینه نباید حتما شوهرت ببره خودت مادرت برید این همه مسائل بزرگ نکنید
انقد حالش بده ک نمیتونه خودش بیاد ببینتتون؟؟
خب باید بری امروز برو یا فردا برو ک جمعس
مگ میشه مادرشوهرت کلا ندیدتت؟؟؟
واسه من مادرشوهرم اومد خونمون ۱۰ روز اول موند
شاید شوهرت غصه مادرشو داشتع براش سختع تو فشارع اشکال نداره عزیزم شما که مهربونی کن پیام بدع بگو امشب بیا دمبالم ی جعبه شیرینی هم بگیر بریم با بچع دیدن مامانت نیم ساعت بشین بیا
باید میبردی پیش مادرش کارت اشتباه بوده خوبه مریض هست بیچاره بجای اینکه دلشو شاد کنی خواسته ب این معقولی قبول نکردید
میفهمم عزیزم کاش همون بعد اتلیه در حد ی ساعتم شده پیش مادرش میرفتین ب هر حال شوهرت حق داره غصه مادرشو بخوره مادرش مریضه سالم ک نیست بگه وقت داره برا دیدن نوه اش
عزیزم میبردین مادر همسرتونم ببینن گناه دارن بیمار هم هستن لابد چشم انتظار نوه هستن
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.