۴ پاسخ

شاید چون میخواستی بری سرکار لج کرده بود 🥲
دلتنگت میشه بچست دیگه قبل سرکار بوس بارونش کن بهش بگو همیشه به فکرشی و دوسداری زود بیای خونه که ببینیش،بگو همیشه سرکار عکساتو نگاه میکنم و خوشحالم که دارمت
ازین حرفا بزن

درکت میکنم .منم شرایط شمارا داشته م .اونام بچه ن دیگ .رفتی ی چی بخر ببر

اوووه درکت میکنم
من اینطوری وقتا تو مسیر منم گریه میکنم
اما چه کنیم مگه غیر اینه بخاطر همین بچه ها میریم سر کار؟

اخی عزیزم اونم حق داره استرس میگیره واسه همین گریه میکنه کارتون چیه امروز نمیرفتی گناه داره حتما دلش تنگ میشه

سوال های مرتبط

مامان 🌈Nil مامان 🌈Nil ۵ سالگی
خانوما شده تا حالا حس کنین معلم بچتون، نه از شما نه از بچتون خوشش نمیاد؟؟
چیکار میکنین؟!
دخترم ۱ ساله میره کلاس آیمت، امروز برای اولین بار ،سر کلاسشون ،رو صندلیش ،های های گریه میکنه ،که معلم درو باز کرد خیلی بی اعتنا گفت مامان نیلا ،بیا نیلا بی دلیل نشسته گریه میکنه!!!!خودشم رفت پیش اون یکی بچه ها که درسشو ادامه بده!!!
رفتم پیش دخترم پرسیدم چی شده، کی اذیتت کرده؟؟اونم با صدای اروم گریه میکرد و میگفت مامان فقط بریم خونمون!!
معلم هم با عصبانیت به من گفت یعنی چی خانوم ، چرا اینطوری میگین!! هیچکسی با نیلا کاری نداشت!
منم دست بچه رو گرفتم اوردمش خونه تو مسیر هم هق هق گریه میکرد اصلا نمیگفت چی شده!
تا اینکه تو خونه طبق حدسیات قبلی خودم که قبلا هم شنیده بودم،
فهمیدم که پسر دوستم توی کلاسشون بهش گفته، نیلا بلد نیس بنویسه!!!
اینم بغض کرده و فشار اومده بهش و گریه کرده!
من الان چه خاکی تو سرم بریزم که دخترم میگه دیگه نمیرم کلاس؟؟
دلم گرفته خودمم استرسی شدم!
موندم اون پسر بچه رو دیدم چی بگم بهش؟؟؟به معلم چی بگم که با بچم لج نیفته؟! به لج
مامان نی نی جوووون مامان نی نی جوووون ۴ سالگی
سلام
من مادر شاغلم ک از دو سالگی و نیم دخترم دوبار برگشتم سرکار .
واقعا خانواده هامون و همسرم حمایت کرده ، از همه مهمتر دخترم که صبوری کرده و این مادر شاغل بودن پذیرفته ....
از لحاظ مالی خوبه همه چی
ولی از لحاظ روحی نمیتونم خونه بمونم و حالم خراب میشه .
و از طرفی دخترم افتضاح شلوغ هست مهمتر از مالی ، روحی بحث بچه بود که واقعا نمی‌تونستم ۲۴ ساعته توی یک آپارتمان بدون حیاط بدون دوست بدون رفت آمد خاصی بچمو نگه دارم ، نمیدونم درک میکنید یا نه
فقط همسرم اینو درک می‌کنه
چون حتی پدر خودم همیشه غر میزنه به همسرم میگه نذار بره سرکار بچه خیلی شلوغ شده ، ولی همسرم میگه بحث مالی نیس ، بچه خودش اذیت می‌کنه ...
احساس کردم باید یه تایمی دور از من باشه ( مهد نمیتونم اعتماد کنم ، کلاس ثبت نام کردم نرفت ، ژیمناستیک بردم نرفت ، سن کم نمیتونه تحمل کنه ) مادر بزرگ امن تربت گزینه.
و‌ فشار کاری مادر شاغل دو برابر مادر خانه دار ، هر چقدر همسر همراهی کنه ولی باز ناهار شام تمام کار خونه ، حتی یه قسمت خرید همه به دوش مادر
اما خدارو شکر راضیم به این انتخاب .