۹ پاسخ

من اصلا نمیگفتم نخور
رفتم تلخک یا صبر زرد از عطاری خریدم زدم سر پستونک هاش گذاشتم جلوش خودش می‌خورد میدید تلخه میرفت یکی دیگه برمی‌داشت بازم تلخ بود دیگه نمی‌خورد پرت می‌کرد اونور شبا هم همینطور میدید تلخه نمیذاشت دهنش

من سرشو قیچی کردم شکل مثلث بعد هر چندروز بزرگترش کردم اولش میذاشت دهنش بهونه میگرفت ولی بعد چندروز دیگه زده شد نخورد

عزیزم سرش زنجبیل بزن اگه باز خواست بشور دوباره بده دیگه ببینه تلخه خودش نمیخوره از دختر من وابسته تر وجودنداشت

من زنداییم سیبیلای داییم و با چسب چسبونده بود روش بچه هرچی میرفت سمت پستونک میدید موعه میترسید فرار میکرد😄
ولی خودم پستونک و نوکش و با قیچی بریدم پسرم هی میزاشت دهنش درمیاورد تا ترک کرد

تلخک من همینو امتحان کردم همون روز نخورد دیگه بهونشم نگرفت واسه عید تو خونه تکونی پیدا کرد بازم نذاشت دهنش پرت کرد اشغالی یه ساله ونیم گرفتم ازش

سوزن بزار سرش بگو آمپول زده توام بخوری زبونت جیز میشه🤭

من پسرمو تدریجی از پستونک گرفتم
اول براش قصه تعریف کردم که بعضی نی نی ها پستونک ندارن کوچولو هستن فرشته ها براشون پستونک میبرن بعد در طول روز اصلاااا بهش پستونک نمی‌دادم فقط خواب ظهر و شب
بعد برای خواب ظهر پستونک ندادم صبر میکردم قشنگ خسته می‌شد که پنج ثانیه رو پا بود می‌خوابید( واسه خوابیدن ظهر بهش فشار نیاوردم اصلا)
بعد هم خواب شب رو گرفتم و ندادم بهش گفتم پستونکت رو دادم فرشته ها ببرن واسه نی نی ها
پسرم هم قبول کرد البته تقریبا دو هفته طول کشید

از ته بزن یه سانت بمونه دیگ یادش میره

تلخک بزن سرش

سوال های مرتبط

مامان فندوقچه مامان فندوقچه ۲ سالگی