۱۹ پاسخ

مال ما برعکس پسرم پیش من میخوابه
باباش تو حسرته

من و پسرم که از روزی که به دنیا اومده با هم روی تخت دو نفره می‌خوابیم 😍

حالا من و پسرم روی تخت میخوابه شوهرم بنده خدا اون طرف روی زمین تشک میندازه

منم تنهامبخوابم‌پدر پسر بقل‌هم‌دست بگردن میخوابن

من و لیام از وقتی دنیا اومده رو تخت دونفره ما میخوابیم
و باباش یا پذیرایی یا اتاق لیام

بازم خوبه من دلم برا دوتایی کنار هم خوابیدنامون دلم برا رابطه جنسی سکس آرامشم تنگ شده پسرم پیش من میخوابه و چون شوهرم همش سر کاره ۱۱ شب جدا میخوابه که صبح زود بره سر کار و اقا ماهان تنگ من که باباشو حرص نده

ماهم همینه وضعیتمون خواهر

عزیزممم🥹

چرا جدا نمیخوابونی؟ اول شب پیشش باش بعد که خوابید برو تو اتاق خودتون
وسطای شب هم که گریه کرد برو پیشش تا بخوابه
چند شب اول اذیتی داره ولی کم کم عادت میکنه
این فاصله خوابیدن شما و همسرت خوب نیست عزیزم

هم دردیم🥺😩
تازه بین زن و شوهر هم جداییه
عین پیرمرد پیرزنا شدیم😫😩

من تختم خراب شده بود انداختم رفت تو بارداریم بعدشم نشد بخرم سه تایی تو اتاق رو زمین میخوابیم تازه خانوم جدیدا میگه بهم نزدیک نشین دستتون بهم نخوره خخخ

درخواست دادم

من که یک سالگی جداش کردم بخدا راحت شدم😅

منم حیلی ناراحتم دختر پیش من روی تخت میخابه شوهرم تنها پایین تخت

آراد خیلی بد میخابه قبل ب دنیا اومدن الین واسه آراد رخت خواب میزاشتیم منو شوهرم رو تخت میخابیدیم.از وقتی الین اومد ۴تایی تو پذیرایی میخابیم من و شوهرم وسط میخابیم الین بغل من آرادم بغل باباش اصن دوس ندارم بچه وسطمون بخابه. ی پسر عمه دارم ۱۳سالشه هنوز وسط ننه باباش میخابه

برعکس من تو اتاق میخابم
همسرم ودخترم توی هال پیش هم

پسر منم بغل باباش میخوابه .

درکت میکنم دختر منم همش پیش باباش خوابه منم جام جداست😂

منم همینطور😭

سوال های مرتبط

مامان آوش مامان آوش ۳ سالگی
امروز عحب روز عجيبي شروع كرديم،صبح همسرم خواست ساعت ٧نيم بره سركار آووش بيدار شد يهو تا ساعت ١٠ ي بند گريه كرد منم بات ميام سركار البته همسرم ساعت ٩نيم رفت ديگه هرجوري بود😐خوب اين از صبحمون😆عصري باز نوبتمه برم خونه بابا اينا باز آووش جا ب جا ميشه و تا ساعت ٤صبح بيدار ميمونه خدا ب دادمون برسه🫠از اونورم ك بايد ساعت ٧بيدار شم كارا بابا🫠پريودم هستم😂👌🏼بينظيره عاليه😂😂😂يعني قشنگ پوستم از بي خوابي و استرس داغون و پير شده اين مدت🙂موهام سفيد شد تو اين ٣سال ولي پوستم ديگه خيلي تو روحيم تاثير گذاشت😂خووب بيان ي چيز از آووش واستون تعريف كنم دو روز پيش بردمش دكتر چون مريض بود،بعد از اونجا بردمش پارك بازي كنه يكم،آووش همش دنباله اينه بچه ها بيان باش بازي كنن هي صداشون ميكنه دخترا آقا پسرا بيان بام دوست شين ولي هيچكي بش توجه نكرد يهو از بالا سُرسُره داد زد گوووساله هااا من اينجاااام😐😂همه نگاه ها برگشت رو آووش😂😂😂😂نميدونم بخندم يا گريه كنم😂😂😂😂


فرزندپروري فرزندپروري شير ببلاك