سلام بلاخره تونستم بیام و از تجربه زایمانم بگم 🥲

پارت ۱:

من ۲ سال بود اقدام میکردم باردار نمی‌شدم تا اینکه خدا خواست و با آمپول و قرص باردار شدم بارداری خیلی خیلی خیلی سختی داشتم از نشتی کیسه آب که ۲۷ هفته بودم تا قند بالا و پیچیدن بند ناف دور گردن بچه توی بارداری سه بار بیمارستان بستری شدم و آمپول ریه زدم،خود بیمارستان میخواست ۲۹ هفته با وزن ۱۱۰۰ کیلو بچه رو بردارن اما دکترم اجازه نداد گفت تحت نظر باشم تا ۳۴ هفته بعد ختم بارداری بده.تا ۳۴ هفته هر هفته سونو بیوفیزیکال و ان اس تی میدادم و دکترم می‌گفت آب دور بچه خوبه و فعلا صبر کنیم
دوماه تموم شد استراحت مطلق بودم تا تونستم خودم رو به ۳۶ هفته برسونم، هفته ۳۶ دیگه دکترم نامه زایمان طبیعی رو داد
خیلی دوست داشتم سزارین باشم اما گفت بچه سرش پایینه لگنت خوبه اگه طبیعی زایمان کنی بهتره وگرنه بعد عمل سزارین باید یک عمل دیگه هم انجام بدی تا رحمت جمع بشه ........

کولیک رفلاکس شیر مادر تغذیه شیر خشک مدفوع زایمان بارداری

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان لیام😍😍 مامان لیام😍😍 ۴ ماهگی
تجربه زایمان پارت اول
خودمو اماده کرده بودم برا زایمان طبیعی خیلیی میترسیدم اما دیگه مجبور بودم تا اینکه ۳۷ هفته رفتم دکتر که سونو انجام دادم وزن بچم ۳۷۰۰ بود دکترم گفت به احتمال زیاد بخاطر وزن بالا طبیعی نمیتونی و باید سزارین شی از اون روز دیگه فکر سزارین افتاد تو سرم و گفتم هیچ جوره زیر بار زایمان طبیعی نمیرم هفته بعدش رفتم پیش دکترم فکر کردم با این حال نامع میده برا سزارین اما گفت که نه نمیتونه اینکارو کنه رفتم زایشگاه پرسیدم که گفتن همچین چیزی نیست باید درد زایمان طبیعی بکشی اگع نتونستی میبرن سزارین یا اینکه وزن بچه بالای ۴ کیلو باشه شب و روزم استرس شده بود شوهرمم خیلی غصمو میخورد چون میدونست خیلی میترسم هرکاری هم کرد برا اینکه نامه سزارین بدن اما هرجا رفتیم ناامید برگشتیم هر هفته سونو دادم هفته ای تقریبا ۲۴۰ گرم بیشتر میشد و استرس منو شوهرم بیشتر ۳۸ هفته و چهار روز با شوهرم رفتم رایشگاه تا راضیشون کنم که بخاطر شرایط اونموقع زودتر سزارینم کنن تا برم شهرستان اما اینقد بداخلاق بودن که با گریه برگشتم خونه دیگه خانوادمم منو شوهرمو دعوا کردن که چرا اینهمه سختش میکنین
مامان 🎀آهو جونم🎀 مامان 🎀آهو جونم🎀 ۸ ماهگی
مامان 🩵Michael🩵 مامان 🩵Michael🩵 ۶ ماهگی
#پارت ۶
گفتم نمی‌دونم گفت دردات مال همین عفونت ادراریت هم هست می‌دونستی گفتم نه والا من تازه جواب ازمایشم رو گرفتم شما دیدید گفت این ۷ تا آمپول رو بگیر با دوتا قرص یکی سفیکسیم یکی دیگه هم بود خشک کننده بودن رفتم از داروخونه خریدم بردم براش نشونش دادم ۴ تا آمپول رو بهم همون شب زد گفت این ۳ تا هم فردا بیا برات بزنم گفتم باشه دیگه فرداش هم رفتم آمپول هام رو زدم یک هفته بعدش هم رفتم تو ۳۶ هفتگی ولی خب بخاطر اینکه هنوز عکس بارداریم رو نگرفته بودم رفتم عکسای بارداریم رو هم گرفتم تا ۳۶ هفته ۳ روزگی رفتم برای سرکلاژم دکتر سونو آخریم رو دید که مال لگن و چرخش بچه بود دید بچه سرش پایینه داخل سونوم نوشته بودن لگنم هم سرکلاژم رو باز کرد دکترم معاینمم کرد گفت لگنت کاملا برای زایمان طبیعی خوبه و الان هم بچت کاملا تشکیل شده و میتونی زایمان کنی ولی خب دکترم چون زایمان طبیعی انجام نمی‌داد فقط سزارین میکرد یکم برا طبیعی ترسیده بودم گفتم نمیشه سزارینم کنید گفت چون سنت کمه لگنت به این خوبی که من دیدم باز میشه چرا میخوای خودتو از الان نابود کنی گفتم من نابود شدم سرکلاژم که کردی از این سوزنه خب دیگه کمر نشده برام گفت اون سوزن یه بار زدی اگه الان بازم بخوای بزنی تازه اون دوز بی حسی که برات زدم برای سرکلاژت چون سر ۱۵ دقیقه تموم شد کم بود برا سزارین ۷ لایه شیکمت پاره میشه دوز بیشتری بیحسی میخواد تازه کلی عوارض هم داره گفت بیا برو برات قرص گل مغربی نوشتم ولی چون تو دهانه رحمت الان ۲ سانت بازه نمی‌خواد بخوری هر ۱۲ ساعت ۱ دونه سوراخ کن داخل بزار پیاده روی کن رابطه داشته باش ورزش کن پله برو بالا پایین گفت ولی اگه سعی کنی بتونی تحمل کنی ۳۸ هفتگی زایمان کنی خیلی بهتره بچه رسیده تر میشه
مامان آقا ارسلان مامان آقا ارسلان ۴ ماهگی
نقاهت بعد از زایمان طبیعی و سزارین

📌 دوره نقاهت بعد از زایمان برای هر مادری متفاوته، اما هدف نهایی همه مامانا برگشتن به زندگی عادی و مراقبت از نوزاد، توی زایمان طبیعی، بدن سریع‌تر به حالت قبل برمی‌گرده، اما توی سزارین نیاز به زمان و مراقبت بیشتری داری اینجا تفاوت‌ها رو برات میگم

❓نقاهت بعد زایمان طبیعی چطوره؟
✅ معمولاً ۲ تا ۶ هفته طول می‌کشه تا بدن به حالت عادی برگرده
🔻خونریزی واژینال تا ۶ هفته می‌تونه ادامه داشته باشه که توی هفته‌های اول سنگین‌تره و کم‌کم کم می‌شه
✅ درد پرینه یا محل بخیه با نشستن توی آب ولرم و استفاده از کمپرس سرد قابل کنترله
✅ می‌تونی از روز اول پیاده‌روی آروم داشته باشی و بعد از ۲ هفته ورزش‌های سبک رو شروع کنی

❓نقاهت بعد سزارین چطوره؟
❌ حداقل ۶ هفته تا ۲ ماه طول می‌کشه تا بهبودی کامل حاصل بشه
✅ خونریزی واژینال معمولاً خفیف‌تر از زایمان طبیعیه، اما تا ۴ تا ۶ هفته ادامه داره
❌ درد و ناراحتی محل بخیه تا چند هفته باقی می‌مونه و باید از بلند کردن اجسام سنگین و خم‌شدن ناگهانی پرهیز کنی
✅ می‌تونی بعد از ۲ هفته پیاده‌روی ملایم رو شروع کنی، اما ورزش‌های سنگین تا ۸ هفته ممنوعه
مامان پسرچه آلوچه 💙 مامان پسرچه آلوچه 💙 ۳ ماهگی
من از هفته ۱۲ بارداری تحت نظر دکتر معصومه فوائدی بودم.و اوایل هر ماه و چند ماه بعد هم هر هفته توسط ایشون ویزیت میشدم.و هر سری بمن میگفت من سونوی متخصص دیگه ای رو قبول ندارم و باید خودم سونو کنم.شاید اگه پیش متخصص دیگه ای میرفتم نارسایی جفت منو میفهمید.هر سری سونو میکرد و گاهی ۵ تومن و گاهی ۸ تومن بغیر از ویزیت از من میگرفت.و از هفته ۱۲ تا هفته ۲۹ متوجه نارسایی جفت من نشد.تو هفته ۲۶ بارداری خودم خیلی اتفاقی فهمیدم فشار خونم بالا رفته و سریع مراجعه کردم به مطبش حتی اون موقع هم بمن قرص کنترل فشار بارداری نداد و در هفته ۲۹ بمن گفت خونرسانی به جنین خیلی ضعیفه برو بیمارستان دولتی بستری شو و توسط پزشک آنکال زایمان کن.و خودم جهت اطمینان به پریناتولوژیست دیگه ای مراجعه کردم که این یکی بمن گفت دکترت باید از زیر هفته ۲۰ بارداری بهت قرص آ اس آ میداد و همینطور از همون هفته ۲۶ که باید قرص کنترل فشار بارداری (متیل دوپا)میداد که هیچکدوم ازین کارارو برات نکرد.و الان خیلی دیره برای آ اس آ.فقط قرص متیل دوپا رو بهم داد که دیگه فشارم خارج از کنترل شده بود
مامان الینا و نیکا مامان الینا و نیکا ۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین اورژانسی
پارت ۱
من تا ماه هشتم با استراحت و داروهای زیاد مثل انسولین و آمپول دور نافی و آ اس آ کشوندم اول ماه هشت رفتم سونو گفتن آب دور بچه زیاد و باید هر هفته بیای سونو ....من همچین چیزی نشنیده بودم و کلی ترسیدم....یکی میگفت پله نری میترکه...ماما بیمارستان میگفت اگه کیسه آب بترکه بچه هم براش خطر ایجاد میشه و خلاصه من با تنگی نفس تا هفته ۳۵کشوندم رفتم سونو گفتن آب دور بچه زیادتر شده ....و هر یک شب درمیون باید نوار قلب بدی و هر هفته سونو بدی...دیگه کار من شده بود هر لحظه چک کردن تکون های بچه و رفتن برای نوار قلب گرفتن....تا هفته ۳۷ که یک شب با دخترم که ۶ سالشه و شوهرم رفتیم بیمارستان ۱۷ شهریور برای نوار قلب ...اونجا بچم تو ماشین بود با شوهرم و خودم رفتم بلوک زایمان....ماما نوار قلب گرفت و گفت خوب نیست تکرار بشه....دوباره نوار قلب گرفت و گفت باید بستری بشی گفتم خانوم اجازه بدید ب همسرم بگم شرایطمو گفت میخواید لوس بازی در بیارید باید بری بیمارستان خصوصي پول بدی اینجا این خبرا نیست منم گفتم اتفاقا من اصلا اینجا نمیخواستم زایمان کنم برای نوار قلب هم چون روز در میون بود مجبور شدم(آخه بیمارستانی ک میخواستم زایمان کنم هر دفعه نوار قلب یک تومن بود)گفت پس رضایت بده و برو منم رضایت دادم و رفتم تو ماشین ب همسرم گفتم اینجوری شده گفت بیا بریم بیمارستان مادر ببین اونجا چی میگن به دکتر خودت هم زنگ میزنن میپرسن...خلاصه رفتم بیمارستان مادر
مامان 🎀𝒴𝒶𝓈𝓃𝒶 🎀 مامان 🎀𝒴𝒶𝓈𝓃𝒶 🎀 ۶ ماهگی
سلام 👋 بعد از دوماه اومدم تجربه زایمانم رو بگم
پارت یک
من هفته ۳۶ رفتم مطب دکترم که نامه سزارین بده و دکترم به ۳۸ هفته ۵روز نامه داد و یه سنو نوشت که یک روز قبل عمل برم و درمورد بیمارستان از دکترم مشورت کردم دکتر گفت بیمارستان حصوصی بهتر رسیدگی میکنن و من قرار شد برم حصوصی و یک روز قبل عمل من رفتم سنو بچه بریچ بود و شبی که من میخواستم برم عمل من یه سردرد شدید گرفتم تا ۳ صبح دکترم گفته بود بعد اذان صبح بیا من قبل اذان بلند شدم آماده بشم کیسه آبم پاره شد و به دکترم زنگ زدم گفت زود خودتو برسون بیمارستان منم میام من رفتم و زود بستری شدم و خرکات بچه رو چک کردم کم بیشتر می‌شد که منو ساعت ۷ بردن اتاق عمل خیلی میترسیدم که دکترم و کادر درمان باهام صحبت می کردن و استرسسم کم میشد و آمپول بی حسی زدن و یه پرده کشید جلوم من دیگه نفهمیدم تا این که گریه دخترم اومد اصلا باور نمی کردم که پرستار آورد بهم نشون داد و منو بردن بخش اصر بی حسی که داشت می رفت من خوابم میومد پرستار دخترم رو آورد و گذاشت روی سینم و کمکم کرد که شیر بدم و من شیر نداشتم برد اون طرف بهش شیر داد آورد و باز گذاشت روی سینم و من اتاق خصوصی
گرفته بودم منو بردن اتاق و با شوهرم کمک کردن گذاشتن روی تخت و دکترم اومد همه چیز برام گفت چه کار کنم و بعد بی حسی چی بخورم رفت بعد دخترم رو آوردم کنارم
بقیه پارت بعدی
مامان 🎀آهو جونم🎀 مامان 🎀آهو جونم🎀 ۸ ماهگی
بلاخره منم تصمیم گرفتم تجربه زایمانم رو بزارم بعد از دوماه😀تجربه زایمان من پارت🩷 یک🩷

زایمان من زایمان طبیعی بود که در ۳۹ هفته و چهار روز زایمان کردم

خوب حالا میریم سراغ تجربه زایمان من من از هفته ۳۰ به بعد هر هفته سونو می‌دادم برای چک وضعیت جنین چون می‌خواستم ببینم حالش چطوره کلاً
تا ۳۷ هفته و ۶ روز من یه جورایی می‌شد گفت که استراحت مطلق بودم چون فقط یه کار کوچیک می‌کردم و غذا می‌خوردم و همین خونه بابام بودم و زیاد تحرکی نداشتم ۳۷ هفته و ۶ روز رفتم پیش دکترم گفتم که می‌خوام معاینه لگنی بشم ببینم لگنم مناسب زایمان طبیعی هست یا نه و دکترم معاینه لگنی انجام داد و گفت که مناسب هست و دهانه رحمت یک سانت بازه و من از ۳۸ هفته دقیق شروع کردم به تحرک ورزش پیاده‌روی‌های طولانی مدت و سنگین ورزش‌هایی که بهداشت بهم گفته بود همشو توی خونه انجام می‌دادم پله میرفتم و .....
آخرین سونوایی هم که رفتم همون ۳۷ هفته و ۶ روز بودم که که آب دور جنین ۱۴ بود من هفته ۳۹ دقیق صبح ساعت پنج از خواب بیدار شدم رفتم سرویس و وقتی اومدم بخوابم گفتم بزار برم ی لقمه غذا بخورم گشنه نمونم رفتم و داشتم گردو عسل آماده میکردم که بخورم یکدفع حالم بد شد بالا آوردم درحدی یکدفعه ای بود نتونستم خودمو به روشویی برسونم و توی سطل زباله آشپزخانه بالا آوردم و خیلی حالم بد بود تا صبح روز بعداز همون صبح هربار که میرفتم سرویس و خودمو میشستم ی حس لیزی اون قسمت ناحیه خصوصی داشتم و هرچی میشستم بازم لیز بود نگو کیسه آبم پاره شده
مامان دیانا♥️ مامان دیانا♥️ ۸ ماهگی
تجربه زایمان.#پارت یک
بالاخره اومدم از تجربه زایمان بگم.من زایمان سزارین اورژانسی انجام دادم و خودم دوست داشتم طبیعی زایمان کنم و چون سابقه ورزش بدنسازی داشتم قبل بارداری و خودم مربی یوگا بودم تا ۳۸هفته کلاسامو برگزار کردم خودمم از اول بارداریم ورزش کردم.از ۳۳هفته روزی نیم ساعت پیاده روی رو هم شروع کردم واینم بگم من ممنوعیت نداشتم.۳۸هفته معاینه شدم و۱سانت بود دهانه رحم و پزشکم گفت که ادامه بدم ومنو مدام زیر دوش اسکات میزدم و پیاده رویمو طولانی تر کردم ولی دریغ از درد گرفتن تا اینکه دکترختم بارداریمو زد برای۲۴ آذر.۱۹اذر من مشکوک شدم به نشتی کیسه آب و رفتم بیمارستان و بعد از چکاپ گفتن همه چی اوکیه و دهانه رحم ۱/۵ هست و جمعه ۲۱برم برای زایمان القایی.جمعه ساعت ۸صب رفتم بستری شدم و منتظر شدم تا دکترم بیاد چکاپ شم و القا رو شروع کنن که ساعت ۱۲ازم ان اس تی گرفتن و یهوپرستار گفت بخواب سوندتو بزاریم بری سزارین ومن چون روش زایمانم رو سپرده بودم به دکترم نپرسیدم برای چی احتمال دادم بخاطر وزن دخترم شایدگفته.ساعت یک دخترم به دنیا اومد و من قشنگتریننن حس دنیا رو تجربه کردم و برای همه که دلشون میخواد مادر بشن دعا کردم.وفردای عمل متوجه شدم که دخترم مدفوع کرده بود و به این دلیل سزارین شدم.
مامان آیهان مامان آیهان ۱۳ ماهگی