من از هفته ۱۲ بارداری تحت نظر دکتر معصومه فوائدی بودم.و اوایل هر ماه و چند ماه بعد هم هر هفته توسط ایشون ویزیت میشدم.و هر سری بمن میگفت من سونوی متخصص دیگه ای رو قبول ندارم و باید خودم سونو کنم.شاید اگه پیش متخصص دیگه ای میرفتم نارسایی جفت منو میفهمید.هر سری سونو میکرد و گاهی ۵ تومن و گاهی ۸ تومن بغیر از ویزیت از من میگرفت.و از هفته ۱۲ تا هفته ۲۹ متوجه نارسایی جفت من نشد.تو هفته ۲۶ بارداری خودم خیلی اتفاقی فهمیدم فشار خونم بالا رفته و سریع مراجعه کردم به مطبش حتی اون موقع هم بمن قرص کنترل فشار بارداری نداد و در هفته ۲۹ بمن گفت خونرسانی به جنین خیلی ضعیفه برو بیمارستان دولتی بستری شو و توسط پزشک آنکال زایمان کن.و خودم جهت اطمینان به پریناتولوژیست دیگه ای مراجعه کردم که این یکی بمن گفت دکترت باید از زیر هفته ۲۰ بارداری بهت قرص آ اس آ میداد و همینطور از همون هفته ۲۶ که باید قرص کنترل فشار بارداری (متیل دوپا)میداد که هیچکدوم ازین کارارو برات نکرد.و الان خیلی دیره برای آ اس آ.فقط قرص متیل دوپا رو بهم داد که دیگه فشارم خارج از کنترل شده بود

۵ پاسخ

متاسفانه بعضی دکترافقط اسم دراوردن وگرنه هیچی بارشون نیست

دکتر فقط نسرین منصوری ، من بیشتر دکترای کرمانشاه رفتم تنها کسی که قبولش دارم و الان ۷ ماه تحت نظرشم فقط ایشونه

منم رفتم به من گف دور سر بچه یه درصده یعنی دوراز جونش عقب مونده بهش باور نکردم گسو پولکی رفتم یه دکتر دیگ گف غلط کرده بیسواد

عزیزم الان حال پسرت خوبه؟
منم تحت نظر فاخری بودم حتی هرروزم میرفتم پیشش یا جواب آزمایشم که میبردم ویزیت میگرفت بااینکه دوقلو باردار بودم برا طول سرویکس منو نفرستاد که ۱۹هفته دهانه رحمم باز شد و بچه هامو ازدست دادم بعداز زایمان زودرسم پیش فیض مهدوی رفتم بهم گفت باید دو هفته یک بار سونو میفرستاد سرویکس رو چک میکرد و سرکلاژ میکرد
الان همش بع خودم میگم کاش به حرف یه دکتر نبودم کاش جای دیگه هم میرفتم که اشتباه کردم

گاهی وقتا عزیزم نباید ب حرف ی دکتر هم پیش رفت
من با لین ک جایی ک میرم از سونوگرافیش خیلی مطمعنم بازم چندتا اخری جاهای دیگه رفتم یا هر چیزی میشد غیر دکترم ب دکترای دیگه نشون میدادم این دکتر مشخص بوده فقط پولکی بوده اخه چ هبره ی سونو ۵تا ۸میلیون والا من ازمایش سلفری ک گرونترین ازمایش هست کلا ۹تومن دادم اونوقت سونو ک نهایت تهش ۲تا ۳تومن داپلر فقط۴اونوقت این همه عزینه ازشما خدا ازش نگذره چطور این پولا میخورن

سوال های مرتبط

مامان ترنم⁦♡⁩ مامان ترنم⁦♡⁩ ۶ ماهگی
سلام بلاخره تونستم بیام و از تجربه زایمانم بگم 🥲

پارت ۱:

من ۲ سال بود اقدام میکردم باردار نمی‌شدم تا اینکه خدا خواست و با آمپول و قرص باردار شدم بارداری خیلی خیلی خیلی سختی داشتم از نشتی کیسه آب که ۲۷ هفته بودم تا قند بالا و پیچیدن بند ناف دور گردن بچه توی بارداری سه بار بیمارستان بستری شدم و آمپول ریه زدم،خود بیمارستان میخواست ۲۹ هفته با وزن ۱۱۰۰ کیلو بچه رو بردارن اما دکترم اجازه نداد گفت تحت نظر باشم تا ۳۴ هفته بعد ختم بارداری بده.تا ۳۴ هفته هر هفته سونو بیوفیزیکال و ان اس تی میدادم و دکترم می‌گفت آب دور بچه خوبه و فعلا صبر کنیم
دوماه تموم شد استراحت مطلق بودم تا تونستم خودم رو به ۳۶ هفته برسونم، هفته ۳۶ دیگه دکترم نامه زایمان طبیعی رو داد
خیلی دوست داشتم سزارین باشم اما گفت بچه سرش پایینه لگنت خوبه اگه طبیعی زایمان کنی بهتره وگرنه بعد عمل سزارین باید یک عمل دیگه هم انجام بدی تا رحمت جمع بشه ........

کولیک رفلاکس شیر مادر تغذیه شیر خشک مدفوع زایمان بارداری
مامان محمد❤️و ایلیا🩵 مامان محمد❤️و ایلیا🩵 ۳ ماهگی
تو پست قبلی تجربه ی باردار شدم با وجود ناباروری تو بارداری قبلیم رو نوشتم ایندفعه می خوام تجربه ی خود بارداری رو بگم که بازم برای من معجزه بود
تو بارداری قبلی بخاطر طول سرویکس کوتاه ۱۸ هفته سرکلاژ شدم که بازم با وجود سرکلاژ ۳۴ هفته کیسه آبم پاره شد وزایمان کردم بعد توی این بارداریم دکترم گفت بهتره که سر کلاژ کنیم چونکه بازم با وجود سرکلاژ زود زایمان کردی منم گفتم انشاالله که لازم نباشه بعد ۷هفته بهم گفت شیاف بزن که گوش نکردم ۱۲ هفته رفتم سونو طول سرویکس ۳۶ بود که گفت خوبه ۱۵ هفته رفتم که بازم ۳۶ بود ( بخاطر چک طول سرویکس دوباره برام سونو نوشت)از هفته ی ۱۲ شیاف می ذاشتم روزی یکی بعد ۱۸ هفته رفتم طول سرویکس شده بود ۴۳😳😳 دکترم گفت عالیه چیکار می کنی گفتم هیچی حتی استراحت هم ندارم چون بچه ی کوچیک دارم بعد گفت شیاف هم نمی خواد بذاری اینم بگم که خودم چون استرس داشتم همش احساس می کردم بچه پایینه و طول سرویکسم اومده پایینو و حالم خوب نیست ولی هر دفعه می رفتم سونو می گفت خوبه بعد تا ۲۷ هفته که لک دیدم از اونجا یه شب درمیون شیاف زدم تا ۳۰ هفته که طول سرویکس ۳۸ بود که دکترم گفت خیلی هم بالاست ونیاز نیست امپول ریه بزنیم در اخر هم ۳۸ هفته برام تاریخ سزارین زد بعد چون سنگین شده بودم از ۳۶ هفته کلی پیاده روی کردم که زودتر زایمان کنم ولی اصلا انگار نه انگار😅
۳۸ که رفتم برای سزارین موقع عمل دکترم گفت بچه خیلی بالاست باید شکمتو فشار بدم که بیاد پایین در این حد بالا بود
گفتم بیام اینترو بگم شاید استرس کسی رو کم کرد چون خودم تو بارداری یکسره دنبال تجربه های بقیه بودم که ببینم کسی بوده با سابقه ی زایمان زود رس بارداری بعدیش خوب باشه که ندیدم ولی خودم خوب بودم
مامان 💙کوچولوی سوم💕 مامان 💙کوچولوی سوم💕 ۱ ماهگی
سلام دوستان آیودی رو گذاشتم امروز ۵ مرداد بود به مدت ۱۰ ساله که همه جور مارک و قیمت داشت از یه تومن تا ۵ تومن که بهترینش مارک آلمانی بود ۵ تومن که قبل گذاشتن قرص مفنامیک بهم داد فشارمو گرفت بعد رفتیم برام گذاشت که درد نداشت و البته دردش مثل یه سوزش خیلی کم داخل شکم بود که خیلی کم متوجه میشید من الان یه ماه و سه هفته س گذاشتم و خونریزی نداشتم خانم دکتر هم گفت الان رحمت نرم هست و برای گذاشتن خیلی خوبه و دردش کمتره که البته درد متوجه زیاد نشدم و بهم گفت تا یک ماه باید قرص شیر دهی رو مصرف کنی بعد یک ماه بیا تا باز چکت کنم اگه خوب بود دیگه احتیاجی به قرص نیست اصلا
چیز سنگین بلند نکنی تا درست جا بگیره و دو بسته هم مفنامیک هم برام نوشت که با قرص جلوگیری بخورم خلاصه خوب بود راحت شدم از استرس تا ده سال البته دکتر میگفت دیگه بیمارستان ها لوله بندی رو ممنوع کردن و اگه تا چند سال دیگه آیودی رو هم ممنوع نکنن خوبه 😐الکی استرس و ترس داشتم راحت بود.
مامان کوهیار🫀🦣🧸 مامان کوهیار🫀🦣🧸 ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت یک🤱

اول بگم که من تو کل بارداریم به غیر از کار های روزمره هیچ نوع ورزشی انجام ندادم و انتخاب صددرصدم طبیعی بود (چون اطرافیان زیاد از زایمان طبیعی تعریف میکردن)
خلاصه که من بچم از ۳۰ هفته صدک رشدش پایین بود و هر هفته سنو داپلر و بیوفیزیکال میدادم تا رسیدیم به ۳۴ هفته و ۵ روز که صدک رشد به ۳ درصد رسیده بود و بچم fgrبود دکترم بهم گفت رو تغذیه ات کار کن و هفته بعد دوباره بیا برای سنو اگه تغییر نکرده باشه ۳۷ هفته ختم بارداری
خلاصه من کلی چیزای مقوی که به بچه وزن میده خوردم
و مجدد ۳۵ هفته ۶ روز با کلی استرس رفتم مطب بعد حدود ۶ ساعت نوبتم شد😮‍💨
رفتم داخل دکتر بهم گفت صدک رشد رسیده به ۹ درصد و خوبه ولی باید تا ۳۹ هفته زایمان کنم (۱۷ فروردین)
من قبل از عید بود که رفتم و دکتر سنو کرد
گفت من دیگه میرم تعطیلات تا ۱۶ فروردین نمیام هر هفته برو بیرون سنو بده منم خوشحال بودم که دیگه ۳۷ هفته بهم ختم بارداری نداده بود دیگه از مطب اومدم بیرون و اون آخرین سنو ی من بود که دادم😁
و خلاصه گذشت تا ۱۶ فروردین که دوباره نوبت داشتم پیش دکترم که بهم ختم بارداری بده ولی من نمیخواستم دیگه پیشش برم برای همین خودم و همسرم رفتیم بیمارستان تا یه ان اس تی بگیرم ببینم وضعیتم چطوره
وقتی رفتم استرس داشتم و حدودا ۴ بار ان اس تی رو تکرار کردم تا خوب شد مامای اونجا کلی باهام دعوا کرد که چرا تا الان بیخیال بودم و حرف دکترم رو گوش نکردم برم سنو و نامه داد که سریعا برم زایشگاه تا اونجا ازم سنو بگیرن
مامان دخترم ماهلین مامان دخترم ماهلین ۱ ماهگی
پارت چهارم تجربه زایمان من

بعد از این که فهمیدم بچم وزنش کم و آی یو جی آر هست، خودمو فراموش کردم گفتم فوقش تا ۳۷ هفته وزن می‌گیره دیگه. شروع کردم زیر نظر دکترا به خوردن غذا های کم نمک و رژیمی ولی مقوی... بچم تازه وزنش ۱۸۶۹ شده بود. الان که فکر می‌کنم اونقدری که مامای بهداشت روی من حساس بود و دقت می‌کرد دکتر متخصص خودم نبود. مامای بهداشت بارها و بارها همون اوایل که ورم کرده بودم و وزنم هی مدام بالا می رفت بهم هشدار داده بود.
در حالی که دکتر خودم هیچ... حتی تو مطبش منو سونو نمی‌کرد فقط سونوهای اصلی رو منو به مراکز دیگه می‌فرستاد..‌. خلاصه تو بخش همه چی عادی بود منم دوباره یه دبه نمونه ادرار دفع پروتئین ۲۴ ساعته جمع کردم و ساعت ۵ صبح تحویل دادم. همه چی خوب بود و تازه خواهرم به عنوان همراه اومده بود که ظهر کلی پرستار و دکتر ریختن سرم و گفتن سریع باید منتقل بشی زایشگاه تحت نظر باشی حالا چرا؟ چون جواب آزمایشم اومده بود دفع پروتئین ام از ۱۰۰۰ و خورده ای شده بود ۲۰۰۰ و خورده ای...اونجا بود که من استرسی شدم و فشارم دوباره بالا رفت و اصلا نفهمیدم خواهرم چطور لوازمم رو جمع کرد و رفتیم به زایشگاه... از این جا به بعدش برای من هر دقیقه از پر از استرس و نگرانی و ترس بود.
نفهمیدم چطور دوباره گان پوشیدم. دوباره بهم سرم سولفات وصل کردن. اونایی که تجربه دارن می‌دونن که وقتی این دارو وارد رگ میشه انگار تو کوره آجر پزی قرار می‌گیری اونقدر که داغ میشی... ضربان قلب خودم و بچم رفته بود بالا. دستگاه ضربان قلب خودم و ان اس تی بچه مدام بوق می‌زد. فشارم باز داشت می‌رفت بالا... وضعیت اصلا خوب نبود‌.

زایمان بارداری بارداری نوزاد