هفته ای یه بار
زنگ اصلا نمیزنم
معمولی
من دوسش دارم خوبه دلسوزه برام❤️
هفته ای ک هفت روز من هشت روزش خونشونم
چون غریبم از خانوادم شهر ها دورم. شدن خانواده دوم برام واقعا عالی هستن چه خواهر شوهرام چه مادر شوهر پدر شوهرم
این مدت بارداری با وجودشون برام عالی پیش رفته
مادرشوهر و پدرشوهر ندارم
ولی با خواهرشوهرام خیلی خوبیم و مرتب پیش هم میریم و میایم ، مثل خواهریم
ببینید مادرشوهرا فکرمیکنن پسرشونو شما دزدیدین اگه بزارین پسرش بره بهش محبت کنه خودتون کیف کنید تشویق کنید که محبت کنه به مادرش شوهرتونم مدام بگه زنم همش میگه برو به مادرت سربزن براش کادو بخر واینا
مطمعن باشین سر ازجونتون میکشن بیرون اروم میشن
من خودم چندسال این مشکلو داشتم زمانی که وا دادم دیگه به شوهرم نچسبیدم اروم شد
خوبه.خداروشکر هوای همو داریم جفتی و یه جورایی رفیقیم هرروز یااون خونه ماست یا مااونجا
من مادر شوهرمو ۶ سال پیش از دست دادم. به خاطر نبود اون بود که نه من نه شوهرم هیچکدوم نخواستیم بچه دار شیم عزیزه قلبم بود بمیرم واسش پسرمو ندید و از دنیا رفت🥲
حتی لقمه هم گرفته گذاشته دهنم وقتی پیشش بودم یمدت اونجا زندگی کردم پیش اون
ض خونم طبقه بالاشونه من قبل از بارداریم چن روز یک بار گاهییم کم تر میرفتم پایین گاهییم میرفتم تو کارا کمک میکردم ولی از وقتی باردار شدم هفته ای یا بیشتر تا زمانئ که بخوام از پله ها پایین بیام برم دکتر یه سر بهشون میزنم
مادرشوهرم هرروز زنگ میزنه ازش فاصله هم بگیرم ولکنم نیست نه من نه شوهرم توهمه چی دخالت میکنه هیچی هم حالیش نمیشه خودشودانامیدونه 😂😑دیونه شدم ازدستش بچه هاشم ازدستش فرارین فقط من اینجاتهت فشارم الآنم میگه نزاربی حست کنن بی هوش شو بی حسی کمردردپیش میاره اومدمن بی هوش شدم دیگه هوش نیومدم اون وقت چی اصلانمیفهمه
خداروشکر تماس اصلا نداریم
خونشونم هفته ای یه بار
قبل عید چندباری بیشتر خونش رفتم هواشو گرفتم کمکش کردم اشپزخونه تمیز کرد سال تحویل پررو شد یه حرفی بهم زد فهمیدم مادرشوهر ،مادر نمیشه ولیاقت نداره باهاش خودمونی بشی و ازش فاصله گرفتم
مثل قبل رسمیوخشک میرم ومیام تا یاد بگیره حد خودشو بدونه بی ادب
معمولا هفته ای یبار ولی خب گاها هم زود زود میریم زنگ هم گاهی هر روز بهم زنگ میزنه گاهی هم ماهی یبارم نمیزنه منم وقتی کارش داشته باشم میزنم ولی روزی شش هفت بار با پسرش حرف میزنن
طبقه بالاشون هستم
زنگ اصلا...
هفته ای یه بار میرم خونشون
اگه تو راپله تو حیاط ببینمش سلام و علیکی داریم باهم 😅
تو یک خونه با هم زندگی میکنیم. رابطمونم خوبه.
هر وقت دعوت کنن میرم
متاسفانه هردوشون فوت کردن ، اما وقتی بودن خیلی خوب بودیم دوسشون داشتم واقعا ، خیلیم منتظر بودن بچمونو ببینن متاسفانه اجل مهلت نداد 💔
هر روز اون بهم زنگ میزنه هر دو سه روز هم بهش سر میزنم تنهاس همیشه
نه زنگ نمیزنم
بتونم هفته ی بار میرم
بد جلو شوهرم خودشو خوب نشون میده وقتی هم شوهرم نیس هرچی از دهنش درمیاد میکه🥴
هروقت برم روستا در حد یه سر زدن میرم بقیشم خونه بابامم
زنگ نمیزنم زنگم بزنه جواب نمیدم حوصله چرت وپرتاشو ندارم
متوسط رو به بد😂
تو یه ساختمونیم،زنگ اصلا نمیزنم،ب اونم گفتم زنگ نزنه وگرنه ج نمیدم
هفته ای یکبار و اکثرا ۲،۳ هفته یکبار میرم اونم اگ مهمون اومده باشه خونشون
هفته ای ی بار ناهار میریم
رابطمون معمولیه زنگم نمیزنیممگر اینکه باهمکار داشته باشیم
من دیوار ب دیوارم باهاش هر پنج شنبه خواهرشوهرم بیاد میرم خونشون درحد چندساعت وگرنه نمیرم بقیه روزا
طبقه سومه خونه مادر شوهرم
بیشتر از ی ساله نرفتم
معمولی در حد رفت و امد
هفته ای دو هفته ای یبار میرم
زنگم نه نمیزنم
خانواده شوهرم کلا افغانستان هستن و من اصلا اونارو ندیدم
خیلی کم زنگ نمی زنیم.
من خيلي نميرم برمم با شوهرم ميرم ن اون تو كارم دخالت ميكنه ن من احترام همو نگه ميداريم
من حتي بخودم اجازه ندادم تو اين ٥ ساله ازدواجمون برم اتاقشون مثلا بالكنشونو ببينم اونم همينطور حدمونو رعايت ميكنيم مشكلي ام پيش نميومده خداروشكر
من طبقه بالاشونم شوهرم هر شب میره پایین اما من هر موقع دعوت کنن میرم جدا از اون اگه غذا بیاره بالا هم میبینمش
هر دوروز زنگ میزنیم هفته ای ۲بار میبینیم همو،خوبه
من خوب بودم، هر روز تلفنی صحبت میکردیم تقریبا هم هر روز اون زنگ میزد،
ولی تو این بارداریم سر یسری رفتارا و حرفاش ازش متنفر شدم و دیگه حتی دوست ندارم تو چشاش نگاه کنم. الان سه چهار ماه میشه که نه جواب تلفنشو دادم نه خونشون میرم نه اجازه دادم اون بیاد
ی وقتایی زنگ میزنم در حد ۱ دقیقه
یه وقتایی هم کلا کاری نداریم😐
خونه هم جدیدا کردمش هفته ایی یک بار اونم به زور چون خرگوش دارن بوش اذیتم میکنه😩
تیره تار 🤣🤣🤣
هر وقت بگه بیایین
نه
نه
من ماهی یه بار میرم خیلی هم حرف نمیزنم
خوبه همش قیبت میکنیم 😉🤩 اونم کی خواهر شوهرمو
آره میریم هر روز یا یک روز درمیون
اره هم اون زنگ میزنه هم من
طبقه بالاشونم ازش متنفرم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.