صبح بخیر 🌞
همسرم امروز ساعت ۵ صبح رفت چون میخواست به یه پروژه تو دماوند سر بزنه به محض بیدار شدن ریش تراش اش رو برداشت و رفت بیرون تو خواب و بیداری با ناراحتی فکر کردم خوب دیشب ریش میزدی چون وقتی ریش میزنه سرویس رو میترکونه و من دیروز کل خونه رو مرتب کرده بودم و مطمئن بودم برای اینکه بیدارمون نکنه میره سرویس مهمان از طرفی کلی امروز کار دارم و اصلا وقت تمیز کردن مجدد سرویس رو ندارم! راس ۶ که بیدار شدم دویدم سمت سرویس و دیدم مثل دست گل تمیزه ریش تراش اش هم گذاشته رو کنسول و بهم پیام داده:
صبح بخیر میدونستم امروز خیلی درگیری تا جایی که بلد بودم سرویس رو تمیز کردم ببخشید دیشب از خستگی یادم رفت ریش هام رو بزنم برای چک آپ رز میام ❤️
میخوام بگم دوست داشتن همینقدر ساده است ، دقت به نیاز ها و جزئیات ساده ی درخواست ها مثل تمیز نگه داشتن یه سرویس
دنبال عشق های رمانی و هالیوودی نباشید همیشه 😋
پینوشت: کنسول رو طراحی کردم دادم ساختن کاسه سینک رو از خیابون شیراز خریدم آینه رو خودم قاب گرفتم دادم ساختن و چون خیلی سنگین بود با کلی تمهیدات چسبوندیمش به دیوار کاشی های کف هم از سری کلکسیون طرح های ایرانی کاشی تبریز هست!
دوستهای جدیدم این توضیحات رو برای این میدم که دوست هام ازم خواستن چیزهایی که طراحی کردم و دادم ساختن رو باهاشون شیر کنم
#رفلاکس شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد

تصویر
۲۶ پاسخ

خدا شوهرت حفظ کنه و دم پدر و مادرش گرم که اینجوری تربیتش کردن😍😍
چقدر کیف میکنم از زندگیهای نرمال آدمهای نرمال
الهی همیشه همینجور با درک و معرفت کنار هم به زندگی زیباتون ادامه بدین♥️♥️♥️🙏🏻🙏🏻🙏🏻

چه با سلیقه ای شما❤️❤️

جونم به این همه سلیقه و عشق ❤️❤️

یه سری دستگاها هست خودش عمرمان ریش رو مکش میکنه نمیذاره بریزه
پدر همسر من داره فکر می‌کنم برند براون باشه از فرانسه گرفته بود خیلی خوب بود راضیه اصلا ریش نمیریزه

ذهن خلاق🥰

پایدار باشین کنارهم عزیزم😍😍😘😘

صبح که پیامتو تو کانالت دیدم یاد همسرم افتادم نزدیکه نه ساله ازدواج کردیم تا حالا ریشای تو سرویس ریخته شدشو ندیدم و به این فکر کردم که تا حالا ازش تشکر نکردم

کاش شوهر منم انقدر شعورداشت🤣😍

عشقتون جاودانه♥️🌹

به نظرم نشون دادن دوس داشتن از گفتن خالیش خیلی مهم تره و شما چقد خوشبختید که همسری با این درک و توجه دارید.
خوشبختیتون پایدار❤️

خداحفظ کنه چنین پدر مادرایی رو که تو تربیت بچشون کم نمیزارن ♥️

چقدر شما و همسرتون مثل شخصیت های رمان هستین🥹خوشبخت بمونین🩵

یه عالمه سلیقه‌ای قشنگ به به

عزیزم درخواست دادم قبول کن 🤗🩵

با سلیقه و زیبا🌸🤍

هزارآفرین بهشون.انشاالله عشقتون همیشه پایدارباشه عزیزم😍

زندگیتون سراسر از این دوس داشتنهای ساده و زیبا❤️🌹

واقعا دوست داشتن همینه اهمیت دادن به نیازهای خانما خودش دوست داشتنه حالا میخواد کار بزرگی باشه یا کوچیک

آدم سرحال میاد اینچیزا رو میبینه

چقد لذت بردم،افرین

چقد خوب چقد همسر خوبی دارین
ایشالا همیشه پایدار باشید

میشه عکس از کابینتای خونتونم بدی!؟
نیاز ب ایده دارم سلیقت مثل خودمه😍♥️

واقعا همین توجه های ریز و ساده خیلی مهمه خیلی

خدا حفظتون کنه🤩

میشه بقیه خونتم عکس بدی

پایدار باشه عشقتون🥰

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
یه دوستی بهم گفت روتختی ات رو از کجا خریدی؟
گفتم خودم طرحش رو کشیدم پارچه خریدم دادم برام دوختن
خندید گفت تو خونه ات چیزی هست آماده خریده باشی؟ فکر کردم دیدم راست میگه همه چیز جز سرویس خواب رو خودم کشیدم دادم ساختن حتی مبلمان و میز نهار خوری و آباژور هام رو ....
لوسر وسط حال خونه هم تو چکسلواکی دادم ساختن و آوردم!
حتی کمد سرویس بهداشتی رو هم نقاشی کردم دادم ساختن
کنسول توی راهرو میز تلویزیون میز وسط خونه همه چی
یک دفعه با فکر کردن به این موضوع خونه برام خیلی جای قشنگ تری شد🥺🥺❤️
یادمه وقتی مطب ام رو تحویل گرفتم و درستش کردم صاحبخونه که اومد برای تمدید قرار داد انقدر از دیدن مطب شوکه شد که به اجاره بها ی سال جدید هیچی اضافه نکرد 🌱
وقتی رفتم کلینیک کار کردم یه جور پرونده طراحی کردم برای اطلاعات بیمار که الان بعد سیزده سال هنوز داره از همون پرونده تو کل کلینیک ها استفاده میشه🫠
واسه همینه شاید تو ذهنم مدام دارم وطن رو نقاشی میکنم اونجوری که دلم میخواد خیابون هاش رو درست میکنم اداره هاش رو آدم ها رو جای درست میزارم و کثیفی رو ازش پاک میکنم من نرفتم و موندم چون من دوست دارم هرچیزی رو که دارم خودم درست کنم 😔 من دوست دارم وطن رو درست کنم وطن رو درست کنیم اون جور که لایقش هستیم 🕊🌱
ما بی بی
رفلاکس رفلاکس رفلاکس
شیر خشک شیر خشک شیر خشک
نوزاد نوزاد نوزاد
بارداری بارداری بارداری
مامان دونه انار مامان دونه انار ۱۲ ماهگی
دارم فرو می‌پاشم دیگه از خستگی🤐
امروز صبح قبل بچه ها بیدار شدم، نماز صبح خواب مونده بودم...صبحونه خوردیم و همسرم رفت. توی این دو ماه به اندازه انگشت های دست هم صبحونه نخورده بودیم با هم...🥲
بعدش اومدم پیش بچه ها هی میخواستم بخوابم نمی‌شد... یه کلیپ دوره‌م رو دیدم و چند تا پیام رو جواب دادم و آخرشم به زور خوابم برد و یکی دو بار هم این وسط بلند شدم شیر آماده کردم براشون. یه یکی دو ساعتی مجموعا تونستم بخوابم و بعدش دیگه کلا بیدار شدم، پوشک بچه ها رو عوض کردم و براشون شیر آماده کردم، رختخواب محمدعلی خیس شده بود چون شیشه شیر فاطمه رو شب قبل خواب از سر خستگی توی رختخواب نینی جا گذاشته بودم و ریخته بود روی تشک و لباسش🥲 خلاصه جمع و جور کردم گذاشتم یه گوشه تا بعدا بندازم لباسشویی
آوردمشون توی پذیرایی و برای خودم قهوه درست کردم. پذیرایی و آشپزخونه رو در حد چند دقیقه جمع و جور کردم و یه کم پیش بچه ها نشستم و باهاشون نقاشی کشیدم چون خیلی آویزونم می‌شدن حدس میزدم که نیاز دارن براشون وقت بذارم👶🏻👧🏻❤️
یه کم قرآن خوندم، نماز ظهر رو خوندم و بعدش ناهار که از شب قبل مونده بود رو گرم کردم بخوریم، بعد از ناهار هم خونه رو مرتب کردم مخصوصا لباس ها که اندازه‌ی چند تا سبد جمع شده بود😁 همه رو مرتب کردم گذاشتم سر جاش، لباس کثیف ها رو هم ریختم لباسشویی، چند تا هم لباس داشتیم که توی مینی واش باید شسته می‌شد و چند روز یه گوشه مونده بود، کار اونا رو هم انجام دادم و زباله های سرویس رو جمع کردم
وسط این کارا شونصد بار صدای دعوا و گریه بچه ها اومد، هر جا میرفتمم پشت سرم میومدن زار میزدن🥴 انقدر براشون شعر خوندم تا کم کم همراه شدن😄

فرزند پروری
👇🏻👇🏻👇🏻
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
امروز بدترین ورژن مرجان بودم
۶ و نیم با رز بیدار شدم با یه سر درد عجیب کل دیشب را کابوس میدیدم شیر دادم و پوشک عوض کردم بعد طبق روال آماده کردن صبحانه و قهوه و پیاده روی صبح و گوش کردن نصفه و نیمه پادکست جوری که وسطش با بداخلاقی قطعش کردم و به همسرم گفتم تمرکز ندارم باشه یه روز دیگه اومدم با رز خونه و اونم رفت دفتر رز خوابید نهار گذاشتم و به چندتا نرونده رسیدگی کردم بیدار شد هرکار کردم نهار نخورد حوصله بازی باهاش نداشتم و فقط براش وسیله ریخته بودم که کاریم نداشته باشه چشم به راه همسر اومد و رز رو تحویل دادم و افتادم رو تخت بعد پیشنهاد داد بریم بیرون دم دستی ترین لباسم رو پوشیدم رفتم و رز انقدر تو ماشین اذیت کرد که گفتم فقط برگردیم رسیدیم خونه هرکار کردم شامش رو نخورد سر بچه ام داد زدم و غذا رو ریختم سطل زباله همسرم برد خوابوندش و الان بدون مسواک روتین پوستی اومدم تو تخت خواب میخوام بخوابم
راستی کلی چیز ناسالم خوردم چیپس کیک برنج اضافه و ....
اینجور حالم خراب بود چرا؟ نمیدونم
این عکس ۸ ماهگی خودمه در حالی که به خاطر دندون به شدت حالم خراب بوده امروز دقبقااااا حال این عکس بودم
#شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
ظهر بخیر
رز شدیدا تب کرده دارم پاراکید میدم سعی میکنم هرجور شده آب بهش بدم چون شیر و غذا نمیخوره
زنگ زدم دایی همسرم که متخصص اطفال هستن و گفتنعقط تب رو سعی کن کنترل کنی دارویی نداره و یه دوره سه روزه داره
قرار بود امشب خانواده همسرم یرن خونه مادرم برای عید دیدنی و بعد شام بیان منزل ما از اونجایی که مامانم مسن هستن و آرتروز شدید دارن دیروز رفتم منزلشون رو مرتب کردم خریدهاشون رو کردم و اومدم
شب هم رفتم با همسرم خریدهای خونه خودمون رو کردم اومدیم همسرم رفت جلسه ساختمان و من رز رو خوابوندم و تا ۱۱ شب وسایل رو جا به جا کردم از ۵ صبح بیدار شدم به آشپزی کردن و جمع و جور و ساعت ۹ یکدفعه دمای بدن رز رفت بالا تن شویه کردم دوش گرفتم باهاش ولی تهش هنوز بالاست و من غمگین ترینم 💔
من خیلی زن محکمی هستم این رو همه ی اطرافیانم میدونن ولی در قبال رز بی نهایت ضعیف و زود کم میارم متاسفانه ...
حال دلم من اصلا امروز خوب نیست
تو کانال بله هم نتونستم چیزی بزارم رز بهتر شه مجدد کنارتون هستم
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
یکی دوتاتون پرسیدید تایم بندیم برای رسیدن به کارام چطوریه؟ بعد فکر کردم واقعا تا حالا بهش دقیق نشدم ! پس امروز براتون نوشتم
۵ و ربع صبح رز بیدار شد شیر آماده کردم شیر خورد پوشک و لباس عوض کردم دوتایی صورت شستیم مو شونه کردیم مامان روتین پوستی کرد و بعد رفتیم سراغ جمع کردن لباس شسته ها بعد یه صبحانه برای بابا و مامان و یه صبحانه برای دختری بابا بیدار شد و رز خوابید 😶 ما صبحانه و قهوه خوردیم بابا تا دوتا تلفن زد مامان ماکارونی رو آماده کرد بدون روغن اضافه و نمک تا رز هم بخوره ! بعد هشمزخونه تمیز کردم رز بیدار شد لباس پوشوندم صبحانه اش رو برداشتم و راس ۸ زدیم بیرون برای پیاده روی تو ماشین صبحانه اش رو خورد بعد مدت ها 😋 بعد پیاده روی رفتم تره بار خرید کردم تو راه رز تو ماشین خوابش برد راس ده رسیدم خونه خریدها رو شستم خورد کروم خشک کردم جا به جا کردم برای نهار سالاد درست کردم آشپزخونه رو تمیز کردم همسر محترم هندوانه قاچ کرد و یک ربع یازده تا یازده هم استراحت و صرف هندوانه 🍉 ۱۱ رز رو سپردم بابا میان وعده بده و رفتم سرکار تا یک یک اومدم رز ده دقیقه بود خواب بود نهار خوردیم آشپزخونه رو جمع کردم الانم استراحت تا دو دو میرم مجدد سرکار تا سه سه رز رو تحویل میگیرم تا ۴ و نیم که باباش جلسه داره تو این فاصله نهار میدم بهش و خودم یه قهوه بخورم و یکم بازی باهاش کنم و بعد تحویل میدم میرم سرکار تا ۷ بعد هم میپوشم رز رو میبرم پارک سر کوچه یکم هوابخوره و بیارمش خونه و بعد روتین خواب و منم احتمالا بعد انجام کارهای خورده ریز خونه زود بخوابم 😄
دستور صبحانه رز رو میزارم چون بعد مدت ها طلسم غذا نخوردن اش رو شکست
شما از صبح چه کردید؟
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۳ ماهگی
من عاشق رسیدگی به گل و گیاه هستم هرچند بعد تولد رز گل های تو خونه رو خیلی سبک کردم🌱 تو گیاه هایی که داشتم زامفولیا بسیار گل مقاومیه کم توقع زیبا و استوار !
امروز صبحانه رز حلیم نخورد آوردم خونه نیمرو نخورد خوابید بیدار شد ماهی و سبزیجات بخار پز رو نخورد پنکیک سیب و کدو حلوایی نخورد چند برش نازک کبابی از بوقلمون رو له کرد و فقط اندازه یه قوطی کبریت خورد سیب زمینی تنوری ها رو مالوند همه جا و حتی اتفاقی هم تو دهنش نبرد خوابید بیدار شد اوتمیل جو و موز و خامه قفل رو شکست و یک پیاله پر خورد بعد دو هفته این کامل ترین وعده غذایی اش بود. امروز تمام مدت پای پروژه و گاز بودم پروژه رو رسوندم رز هم غذا خورد که امیدوارم ادامه دار شه، خونه رو مرتب کردم رز رو حمام بردم و سپردم بابا شیر بده و بخوابونه و اومدم اینجا 🫠
وارد نشیمن خونه که شدم چشمم افتاد به این گلدون زامفولیا و به این فکر کردم چقدر شبیه مامان هاست ! مامان هایی که از کله سحر تا آخر شب صدتا نقش رو همزمان مدیریت میکنن با کم ترین توقع و مقاوم ترین حال . البته یه لیوان بزرگ آب به ایشون دادم خودمم یه دمنوش آماده کردم و یکم استراحت کنم برم سراغ روتین پوستی. یادتون باشه شما جز خودتون کسی رو ندارید مراقبتون باشه گل های زیبا و مقاوم خونه 🌱
#فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر