۱۱ پاسخ

من هفته پیش فرستادمش خونه مامانم و رفتم حموم حسابی و به خودم رسیدن و خلوت با همسر🤪🤣

من از اول میخوابوندم در حموم ونصفه باز میزاشتم هر چند دقیقه چک میکردم
واقعا خدا نگهش میداشت بیدار نشه انقدر تند تند میرفتم همه چی میوفتاد پایین صدا میداد🤣

الان که خیلی زوده هنوز یکم به خودت استراحت بده کم کم میایی رو‌ روال

ولی بعضی وقتا حس میکنم عین کارتن خوابا شدم از وضعیت لباس و شلختگی😂 همش میگم کی برمیگردم به دوران قبل بارداری

رختخوابشو با تخت کنار مادر اگر داری بزار جلوی حموم ک نگاش کنی
منم همیشه اینکارو میکنم

من یه بار گذاشتمش توی اغوشیش پشت در حموم حواب بود
در حموم رو هم یکم باز گذاشتم حموم کردم🦦

بزارش دم در حموم سریع دوش بگیر در بیا

بزارش پیش کسی
یا اینکه در حمام رو بزار باز ک بتونی ببینیش

بذارش جا در حموم در هم باز بذار

بزارش جلو در حموم برو

منم‌میترسم واقعا تنهاش بذارم
میتونی بذاریش در حموم که صداش بشنویی

سوال های مرتبط

مامان هاکان💙🫧 مامان هاکان💙🫧 ۱ ماهگی
سلام مامانا میخوام یه واقعیتی رو تو این تاپیک بگم و دوس دارم یکم هم شده دلداری بشنوم
درسته مادر شدن یکی از بهترین حس های دنیاس و روزای اول انقد شیرینه که با جون و دل همه کارای بچه ات رو میکنی
وقتی میخنده دنیا رو بهت میدن و هزار بار شکر میکنی بخاطر وجود اش
ولی خب چرا از سختی هاش نمیگین ، اینکه واقعا یه جاهایی کم میارم
میشینم به حال خودم گریه میکنم ، حموم میرم میام تا پس فردا که برم حموم هنوز موهام خیسه و وقت نمیکنم خشک کنم
اینکه از شدت بیخوابی به خورد و خوراک امم نمیتونم برسم
واقعا خوشبحال اونایی که شوهر حمایتگر دارن ، شوهر من ته تهش یه چایی بریزه و دو تا ظرف رو از زمین بذاره آشپزخونه
بعد تهش هم غر غر بشنوم که چرا غذا دیر میذاری ، چرا به خونه نمیرسی
حتی یه ساعت هم بچه رو نگه نمیداره من به کارام برسم ، حموم میرم با استرس که یوقت بیدار نشه و شوهرم نتونه نگهش داره
به آینه نمیتونم نگاه کنم ، بعضی شبا از خستگی موقعه شیر دادن گریه میکنم ، دلم بیرون رفتن میخواد ولی نمیشه
نمیدونم واقعا تو این اوضاع راهکاری برای حال خوب وجود داره؟