بعد از زایمان همه چیز تغییر میکنه اما اطرافیان انتظار دارن مادر تغییر نکنه
خدا هیچ کسو گیر آدم بی درک نندازه 🤲🏻🤦🏻♀️
بشدت باهات موافقم ودرکت میکنم
همه این سختیهای تو برای من دوبرابره
سخته ولی میگذره غصه نخور
میگذره عزیزم اون اوایل واقعا سخته اما قلقلش دستت میاد منم بچه اولم و تو شهر غریب دست تنها شوهرمم بعضی شبا سرکار بود برمیگشت خسته بود
بچه گریه میکرد منم باهاش گریه میکردم
ولی کم کم که بزرگتر شد نمیگم خیلی راحت شدما ولی خیلی همه چی بهتر میشه شیرین تر میشه بیرون میرین دوتایی خیلی خوبه
الهیییی عزیزم ، شرایطت خیلی سخت شده ، درکت میکنم ،نمیدونم واقعا چیبگم ، خواهرم الان دقیقا شرایط تو رو داره ،اونم میگه شوهرم حمایتم نمیکنه و هی به ما میگه من هرچقدر بهتون توضیح بدم شرایط منو نمیفهمید ، واقعا نمیدونم چیبگم فقط میگم بشین. با شوهرت صحبت کن شاید یکم درک کنه ، واقعا بعضی اوقات این مرد ها روی اعصابن ، منم زیاد نمیتونم کار خونه بکنم اون روز رفتم دیدم دستشویی موهای صورتش و با ماشین زده ریخته ، اونقدر جیغ داد کردم احساس میکردم فشارم رفته بالا
اون قسمت حموم رفتن و خشک کردن موهاا🥲
از بعد زایمان بخدا روی هم رفته ۱۰ بار تمیز و مرتب شونه نزدم موهامو 🥲
همش ته دلم میگم
به چند سال دیگه فکر کن بچه بزرگ شده خودت جوونی خیلیا آرزوی این دارن که جای تو باشن این سختیا واسه اینه که دست تنهایی
واقعاسخته کاملا حرفات درسته...منم واقعابعضی وختاکلافه میشم...ولی باز بخودم میام...بعضیا کمکی دارن همیشه تابچه راه میفته اینا من خودم ک ندارم بخدایکی ع دوستام دوتا بچه پشت هم اورد اصن نفهمید چجوربزرگ شدن انقد مادرش کمکش میادا الان حتی اونوبیشتروابستشن بچه هاش...
ولی به مرور نینی قلقش میاد دستت یکم راحت تر میشی با شوهرتم حرف بزن حداقل یکی دوساعت نگهداره حمومی بیرونی جایی برو یا بده یکی نگهداره دوتایی برین بیرون. من یبار رفتم کلی بهتر شدم🫠
سختی که خیلی داره همسر آدم هرچقدر کمک کنه بازم یه عالمه کار هست یا اونی که میخای نیس الان دو هفته اس خونه ما دعواش شوهرم هرچی میگه اعصابم نمیکشه میپرم بهش بدتر میشه میگه که بهم محل نمیدی حواست نیس چیزی بخاد درست نکنم اخلاقش عوض میشه انتظار داره مثل قبل یاشم🥲یه بچه ی خودشم حسودی میکنه
پریود شدم امروز خونریزیم خیلی شدیده کمر درد زیاد دارم شلوارم خونی شده بود خودم متوجه نبودم شوهرم گفت خونیه برو عوضش کن
با این اوضاع امروز گفتم بچه رو بگیر دارم میمیرم نیم ساعت دراز بکشم بیام
نیم ساعتم شد یک ونیم ساعت اصلا نفهمیدم کی خوابم برد
بعدشم که اقا کج کرده بزور اومده نهار خورده حرف اینام بزور میزنه
منم شرایط شمارو دارم شوهرم حتی ظرفم نمیزاره آشپزخونه حتی به بچه دست هم نمیزنه بعدم غر میزنن بخاطرکارای عقب افتاده منم حالم خیلی بدمیشه به هیچی نمیرسم یه دختر۶ساله دارم ک شب ادراری داره یه پسر۲ساله و یه نوزادپوشکی واقعااز بپز بشور بساب هلاک شدم دیگه
درکت میکنم عزیزم منکه برای نیم ساعت خواب جون میدم مامانمم پیشم نیست تنهام واقعا سخته اما چاره چیه باید قوی بود
من مشکلم با بارداری فقط ترکای خیلی زیاد و قهوه ای و قرمز رنگ رو شکممه🫠
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.