۱۰ پاسخ

به نظرم به خودت فرصت استراحتم بده
اگر خونه بهم ریخته بود فقط چشماتو روش ببند. درس هم بذار یکم سرحال تر شدی بخون. مستعد افسردگی هستی بخاطر همون میگم.

من تو‌این دوماه افسردگی بعداززایمان گرفتم حتی شده فکر خودکشی کردم از ناراحتی وتنها راهش اینه که بع فکر کارای خونت نباش فقطط بخواب وقتی بچت خوابید تا افسرده نشی..دختر من ازوقتی واکسن دوماهگیشو زدم افتضاح بی خوابتر شده کولیکشم بدترشدهگ

عزیزم کلا بچه که میاد تا دو ماه مادر همین حس حال داره ، خوب میشه میگذره ،باید یه کمکی بگیری یا یجوری برنامه ریزی کنی که به خودت هم ووقت بدی

بچت تو حموم ارومه؟من هر وقت شوهرم نباشه بخوام برم حموم بچه رو میخوابونم میذارمش جلوی در حموم،بعد خودم میرم حموم خودمو می‌شورم بعد بچه رو برمیدارم میبرم داخل میشورمش.گاهی اوقات شده وقتی دارم خودمو می‌شورم بچم بیدار میشه،درو باز میکنم بچه رو با خودم میارم تو حموم ی پارچه ی حوله ای داریم پهن میکنم رو زمین کف حموم بچمو میذارم روش هی باهاش حرف میزنم هی روش آب میریزم ک سردش نشه.همینطوری هم خودمو می‌شورم.بعد ک خودمو شستم بچمو می‌شورم میایم بیرون

منم بچه اولم همینطور بود غذا هم نمیخوردم بچت الان تایم خوابش زیاده گاهی اوقاتشو بخواب بقبه رو به کارت برس

ببین من مامانم نزدیکه
ولی کارامو خودم میکنم دست تنها هم هستم اصلا یه اینچیزا فکر نکن
منم نه میرسم حموم برم نه میرسم غذا درست کنم
هفته پیش تب و لرز داشتم پریود هم شدم دلانا هم مریض شد تب و لرز کرد خودم تنها با اون حالم نگهش داشتم بدون کمک همسرم حتی کارای اونم میکردم
اینارو گفتم بدونی همه شرایطشون مثل توعه غصه الکی نخور
فقط بیشتر به خودت اهمیت بده ظرفا کثیفه بزار باشه تو استراحت کن مهم نیست دوروزه ظرفا توی سینک واقعا اصلا نه جون دارم بشورم نه دلانا می‌زاره که برم همش بیداره

خیلی سخته واقعا درکت میکنم ، ولی بهم ریختگی خونه رو بذار بعدا بهش برس ،اگه بدنت کم خواب باشه نمیتونی از بچه هم درست نگهداری کنی
کاش نزدیکم بودی میومدم کمکت عزیزم 😔

ببین وقتی بچه بیداره بگیر بغلت یا با آغوشی کارای خونرو بکن غذا درست کن وقتی خوابه استراحت کن

قرار نیس ک همه کارارو ی روزه انجام بدی ی روز ک بچه خابید توام باهاش بخاب فرداش ک خابید خونه تمیز کن ی روز دیگ درس بخون ی روز غذا درس کن تا یکم زندگیت رو روال بیفته زمان میبره عادت کنی ب خودت سخت نگیر برنامه ریزی داشته باش

عزیزم وقتی بچه خوابه شما هم بخواب مثلا ۳ساعت اینا
بچه دوباره میخوابه به کارات برس
اولویت اولت خوابت باشه
بیدار شد بزار تو کریر ببر بزار رو اپن به غذات برس و خونه

سوال های مرتبط

مامان آراز 🩵 مامان آراز 🩵 ۲ ماهگی
لطفاً قبل از اینکه قضاوتم کنید، حرفامو بخونید…

چند وقته واقعاً بریدم. وقتی پسرم خوابش میاد و هر کاری می‌کنم نمی‌خوابه یا خیلی بی‌قراری می‌کنه، با اینکه هزار بار سعی می‌کنم خودمو کنترل کنم، بعضی وقتا سرش داد می‌زنم. بعدش انقدر عذاب وجدان می‌گیرم که می‌شینم گریه می‌کنم، بغلش می‌کنم و ازش معذرت‌خواهی می‌کنم.

من کمک خاصی ندارم. شب‌ها همسرم چند ساعت کمکم می‌کنه، ولی کل روز تنهام. تازه فقط بچه خودم نیست، بچه سه‌ساله جاریم هم از صبح تا شب پیش منه. چون تو یه آپارتمان زندگی می‌کنیم، بیشتر وقتا پیش منه و واقعاً دیگه از توانم خارجه. نه استراحت دارم، نه حتی چند دقیقه وقت برای خودم.

از اون طرف هم خیلی به پسرم حسودی می‌کنه. نمی‌تونم حتی یه لحظه تنهاشون بذارم، چون یا می‌زنتش یا می‌خواد محکم بغلش کنه و می‌ترسم اتفاقی براش بیفته. بدتر از همه اینکه مامانش انگار اصلاً براش مهم نیست.

دیگه حتی فرصت نمی‌کنم به خودم برسم، خونه رو تمیز کنم، غذا بپزم یا حتی بعضی وقتا با خیال راحت برم دستشویی.

من و همسرم هم دیگه مثل قبل وقتی برای هم نداریم. اون از سر کار خسته برمی‌گرده، منم از صبح تا شب خسته و کلافه‌ام. از اون طرف هم همش مهمون میاد و میره و انگار هیچ‌وقت فرصت نمی‌کنم یه نفس راحت بکشم.

بعد از زایمان افسردگی گرفته بودم. الان نمی‌دونم دوباره همونه یا فقط از شدت خستگی و این همه فشار به اینجا رسیدم. فقط می‌دونم خیلی خسته‌ام… هم از نظر جسمی، هم از نظر روحی.

اگه کسی شرایطی شبیه من رو تجربه کرده، ممنون می‌شم تجربه‌شو باهام به اشتراک بذاره. فقط لطفاً قضاوتم نکنید، چون واقعاً دیگه احساس می‌کنم توانم داره تموم می‌شه