۱۱ پاسخ

اصلا اصلا اصلا نیار اون بچه گناه داره

متاسفم كه اين طوري ميگم ولي صادقانه نظرم رو بخوام بگم، چون همسرت مسئوليت پذير نيست اصرار بر بچه دوم داره. با توجه به اينكه داشتن بچه يك قرار و تصميم كاملا دو نفره است، پيشنهاد مي دم اگر اين مسائل رو در همسرتون مي بينيد و قلبا هم راضي نيستيد، سفت و سخت دربرابرش مقاومت كنيد.

اون قدیم بود میگفتن بچه بیاری درست میشه درست نمیشه هیچ بدتر میشه تا اوکی نشد دومی نیار البته باز تصمیم با خودته

اصلا نیار ابداااا خودتو بدبخت نکن

جدا از خصوصیات همسرتون الان اصلا وقت مناسبی برای بچه آوردن نیست

بااین توصیفات اصلا زیر بار نرو واسه دومی

بچه دوم با فاصله کم واقعا توان و انرژی زیاد ویه همراه مسئولیت پذیر و کمک کننده میخاد به نظرم نیار که واقعا اذیت میشی با این بی مسئولیتی

هرچی بگی هم‌فایده نداره راضی نشو هرچی گفت

همسر من اتفاقا دکتر و مریضی اینا باشه همیشه خودش میاد پیشم یا تب کنه شبا اونم نمی‌خوابه مالی هم اوکییم
اما کمی عصبیه و نمیتونه زیاد با بچه وقت بگذرونه
نمیتونم چندین ساعت پیشش بزارم و برم برا خودم وقت بگذرونم کسی رو هم ندارم ،اینکه دعواش کنه اینا نه ها اصلا هیچ وقت اتفاقا عاشق دخترمه ولی میگه نمیتونم نگهش دارم و این برام سخته بخاطر همین به دومی فکر نمی کنم اصلا

قرص بگیر یواش بخور.سر بی درد خودتم دستما نبند گل من.

برو دستگاه بزار حامله نشی

سوال های مرتبط

مامان شنتیاا مامان شنتیاا ۴ سالگی
سلام‌ یه چیزی خیلی نگرانم کرده راجب پسرم میخوام ببینم طبیعیه یا با دکتری مشاوری مشورت کنم. با اینکه از بچگی به حرفاش گوش دادم سریع
تا حدودی جواب گرفته چیزی خواسته تونستم تهیه کردم هیچ وقت چیزی و نذاشتم خیلی بگه اصرار کنه بعد انجام بدم ولی پسرم نمیدونم اخلاق بد یا خوب حرفاش و خیلی تکرار میکنه در حد قفلی زدن یعنی اگه ی چیزی بخواد بگم فردا تا اون روز برسه همش میگه صبح هم یادش نمیره تا اون کارو نکنی براش ول نمیکنه و این موضوع هم خودمو هم بقیه رو ی جاهایی کلافه کرده مثلا میگه بازی کن ب هرکی ک باشه انقدر میگه تا طرف بلند شه بازی کنه خیلی وسط حرفامون میپره اصلا نمیذاره حرف بزنیم یا حتی من با گوشی هم بخوام حرف بزنم یکاری میکنه یا حواسم پرت شه یا قطع کنم سریع البته ک بگم هرچی من منعطف و سریع براش یکاری میکنم شوهرم برعکس زیاد باهاش بازی نمیکنه ی بازی هم بخواد بکنه انقدر بچه باید اصرار کنه بهش تا باهاش بازی کنه یا هرچی ازش بخواد هی باید بگه بهش هم میگیم باشه ولی باز میگه مثلا دیروز رفتیم بیرون خرید گفتیم پسر خوبی باشی اذیت نکنی برات آدامس که دوس داری میگیریم هر ۳ دیقه ی بار میگفت آدامس میخری آدامس میخری انقدر گفت شوهرم عصبی شد گفت اصلا نمیخرم بعد ی وقتایی رفتار شوهرم باهاش ی جوری میشه من فکر میکنم بچه مشکل داره حس منفی میگیرم عصبی میشم دعوامون میشه ی مورد دیگه هم هست ب شدت تنهاس و فقط من و باباشیم ک باباش اصلا براش وقت نمیذاره باز ی موضوع دیگه هم هست مثلا میگه موز داریم میگم نه میره چک میکنه این مثال راجب هرچی باید بهش ثابت بشه خودم این موضوع دوس دارم که اعتماد نداره زیاد ولی خب نمیخوام ب ماهم اینجوری باشه میخوام حرفمو قبول کنه
مامان زیبا مامان زیبا ۳ سالگی
خانوما ی سوال دارم من ی همسایه دارم که بچه هامون چند روز باهم فرق دارن ی سنن .این خانوم خیلی خانوم خوب مهربون گرچه عقایدامون فرق می‌کنه ولی باهم خیلی جوریم.اما بچه هامون باهم نمیسازن این دوتا بچه وقتی باهم بازی میکنن همش دختر همسایه به ی نحوی میخواد بیاد بهم بگه دخترت با من بازی نمیکنه یا حرف نمیزنه همش منو دخالت میده دختر منم این اخلاقش خوشش نمیاد همش حرصو جیغ می‌کشه و اینکه من زیاد دوست ندارم چون دخترم همش اعصبانی میشه بخاطر کارای اون دختره برم باهاشون بیرون یا خونشون ولی مادر این دختره منو خیلی دوست داره و میگه بچه هستن ول کن من نمی‌دونم چیکار کنم.امروز مثلاً اومدن پیشم دختر همسایمون همش با ناراحتی گریه که دخترت باهام بازی نمیکنه یا چیزای دیگه بعد آخرم ی گلدونم زد شکوند من ولی اصلا به روم نیووردم که ناراحت شدم باخنذه رد کردم ولی خیلی رومخ من هست این بچه گرچه خودم می‌دونم بچه اونم مثل دختر منه ولی همش بهانه جو لجباز هست نمی‌دونم چه برخوردی داشته باشم لطفاً راهنماییم کنین؟...
مامان گوگولی مامان گوگولی ۳ سالگی
باورم نمیشه لباس درست حسابی ندارم یا باید میخریدم یا باید میدوختم…
تصمیم داشتم همه لباسامونو خودم بدوزم که متاسفانه اولین بار که رفتم بازار و نصف پارچه هامو خریدم فرداش اینجوری شد…از ترس یه گوشه افتادم مریض شدم رفتم شهرستان…اونجام جایی نرفتم واقعا از ترس…حالا نه خودم نه دخترم نه شوهرم لباس درست حسابی نداریم☹️لباس اصلا مهم نیس منتهی تازه برگشتم و اینجا تازه مهمونیام شروع شده چون خودم خیاطم واقعا خجالت می‌کشم همه خرید رفتن کامل کامل انگار که هیچی نشده خداروشکر که حداقل خرید رفتن و دارن زندگی می‌کنن خیلی خوشحالم …فقط به این فکر کردم چقدر من‌ ضعیفم و خودمو باختم😑ینی فقط من فوبیا دارم😩😫
خداکمک کنه تموم بشه بریم به روزهای قشنگ و قشنگتر
من اخه آدم خرید اینترنتیم نیستم باید حتما پارچرو لمس کنم😐
شما خرید رفتین؟می‌رید بازار؟من هیجا نمی‌تونم برم حتی خونه مامانم چون اونجا بدتره دلم براشون تنگه تاخالا آنقدر ازشون دور نبودم اونام میگن نمیاییم تو با بچه سختته سره کار می‌ریم مسیر سخته نمی‌تونیم…برای مایحتاح زندگی می‌ریم بیرون خرید و خونه یه سری اقوام که نزدیک خودمن
الان این شومیز و بدوزم شلوارشم باید بدوزم پارچه ندارم باید حتما برم‌بازارررر
برم بنظرتون؟؟؟










کودک پوشک سلامت مادر بچه فرزند
بارداری#بچه#شیرخشک #آموزش کودک
مامان تربچه نقلی مامان تربچه نقلی ۴ سالگی
سلام ... خانومهای شاغل بیاین ......

یسوال خیلی مهم دارم .من دوست دارم که یکاری انجام بدم که سرگرم بشم ولی خب یه دختر چهارساله دارم ‌.اگه راه حلی یا پیشنهادی دارین که من در کنار دخترم باشم و بتونم کاری رو انجام بدم لطفا راهنماییم کنین ...خیلی بلاتکلیفم ..راستش خودم مشکلی ندارم با خانه دار بودنم .ولی یکی از مشکلات من با همسرم اینه که به من میگه باید کار کنی ...خیلی میخوری و میخوابی و خوشی و بیکاری،،،در صورتی که من داخل خونه خیلی کار میکنم هب بچه داری هم جزوشه ...ولی شوهرم میگه کمه 😔...میگه اگ خسته بشی دیگه فرصت نمیکنی غرغر کنی دنبال بهونه واسه حرص خوردن بگردی...درصورتی که من همیشه خوبم ولی یه هفته مونده ب پریودم یکم استرسی و عصبی میشم ...و کافیه یذره فقط یذره گله یا شکایت بکنم شوهرم به حدی ناراحت میشه به حدی دلخور میشه که زندگیمون از هم میپاشه ...بنظرتون یکم غرغرو بودن واسه ما زنا طبیعی نیست؟؟
زنی هست که اصلا غر نزنه و دائم با مهربونی و لطافت فقط با شوهرش رفتار کنه؟؟؟
من فردا وقت مشاوره هم گرفتم ...ولی واقعا نمیدونم با این رفتار شوهرم چیکار کنم که انقدر حساسه رو رفتار و گفتار من ... دوست داره من ایده آل ترین باشم براش ...مستقل باشم پول دربیارم ...آروم باشم ...استرس نداشته باشم و همه ی انسان هارو خوب ببینم ولی خودش اگ از کسی بدش بیاد تحمل نمیکنه😑😢😥😓حتی من که زنشم .دوستان راهنماییم کنین خیلی درمونده ام.
مامان نازگل مامان نازگل ۴ سالگی
,,, سلام مامانای عزیز میشه منو مشاوره بدین چکار کنم ؟من یه دختر سه و نیم ساله اوتیسمی دارم که راه نمیره حرف نمیزنه هیچ کاری نمیکنه اشاره اینا هم نمیکنه که خواستشو بگه من باید حدس بزنم چی میخواد و اینکه بخاطر شرایطش بی قراره جیغ میزنه منو خودشو میزنه بیشتر اوقات اینطوریه و تو مکان های شلوغ شدتش زیاد میشه خب ،بعد اینکه بعداز ماه صفر عروسی جاریم هست من نمی‌دونم باید با این بچه چکار کنم چون می‌دونم خعلی اذیت میشه و هم اذیت می‌کنه همش تو بغلم هست پیش کسی دیگه یا بغل کسی دیگه هم نمیره با این اخلاق و اوضاعش خعلی سختمه برم هم اینکه از لحاظ مالیم اوکی نیستم اصلا بالاخره خرج داره خعلی ازینطرف اگه نرم خانواده شوهرم ناراحت میشن مخصوصا مادرشوهرم خعلی انتظار داره حتما بیایم یبار به گوششون زدم دخترم اذیت می‌کنه میگه خودم میگرمش تو بیا نیایی زشته مردم چی بگم و فلانو بهمان درحالیکه همه می‌دونن دخترم چه شرایطی داره و چقدر اذیت می‌کنه و اینکه تو جاهای شلوغ بدترم میشه لجباز میشه یکسره میزنه منو تو بغل کسی هم نمیره بره هم میزنه اونا رو الان من چکار کنم موندم بخدااا خدا هیچ کسیو با مریضی بچش امتحان نکنه راهنمایی کنید