۴ پاسخ

خسته نباشی عزیزم
همه ما مثل شما هستیم، تحمل کن و صبوری کن که نتیجه زحماتت رو خیلی زود به بهترین شکل خواهی دید

وااای خود منی تو

بیا بغلم انگار خود منی🥲

آهن و دی بدنت و چک کن اونا تامین باشه بزنن تو گوشتم عصبی نمیشی

سوال های مرتبط

مامان تربچه نقلی مامان تربچه نقلی ۴ سالگی
سلام ... خانومهای شاغل بیاین ......

یسوال خیلی مهم دارم .من دوست دارم که یکاری انجام بدم که سرگرم بشم ولی خب یه دختر چهارساله دارم ‌.اگه راه حلی یا پیشنهادی دارین که من در کنار دخترم باشم و بتونم کاری رو انجام بدم لطفا راهنماییم کنین ...خیلی بلاتکلیفم ..راستش خودم مشکلی ندارم با خانه دار بودنم .ولی یکی از مشکلات من با همسرم اینه که به من میگه باید کار کنی ...خیلی میخوری و میخوابی و خوشی و بیکاری،،،در صورتی که من داخل خونه خیلی کار میکنم هب بچه داری هم جزوشه ...ولی شوهرم میگه کمه 😔...میگه اگ خسته بشی دیگه فرصت نمیکنی غرغر کنی دنبال بهونه واسه حرص خوردن بگردی...درصورتی که من همیشه خوبم ولی یه هفته مونده ب پریودم یکم استرسی و عصبی میشم ...و کافیه یذره فقط یذره گله یا شکایت بکنم شوهرم به حدی ناراحت میشه به حدی دلخور میشه که زندگیمون از هم میپاشه ...بنظرتون یکم غرغرو بودن واسه ما زنا طبیعی نیست؟؟
زنی هست که اصلا غر نزنه و دائم با مهربونی و لطافت فقط با شوهرش رفتار کنه؟؟؟
من فردا وقت مشاوره هم گرفتم ...ولی واقعا نمیدونم با این رفتار شوهرم چیکار کنم که انقدر حساسه رو رفتار و گفتار من ... دوست داره من ایده آل ترین باشم براش ...مستقل باشم پول دربیارم ...آروم باشم ...استرس نداشته باشم و همه ی انسان هارو خوب ببینم ولی خودش اگ از کسی بدش بیاد تحمل نمیکنه😑😢😥😓حتی من که زنشم .دوستان راهنماییم کنین خیلی درمونده ام.
مامان مایکی💕 مامان مایکی💕 ۳ سالگی
دلنوشته . چقد دلم برای خودم تنگ شده . همیشه باخودم خلوت میکردم ، شعر مینوشتم ، کتاب میخوندم ، به رویاهام فکر میکردم ، برنامه میچیدم و تلاش میکردم
الان حتی یادم نمیاد رویام چی بود؟!
تو تمام دوران مادر بودنم حتی یک روز یک نفر نبود بچه رو بش بسپرم و باخودم خلوت کنم شاید گاهی پدرش ولی درحدی نبوده که خیالم بابت بچه راحت باشه و به خودم فکرکنم واقعا مادربودن این شکلیه؟ تو نیست بشی؟ دیگه نباشی؟ دیگه رویاهات حتی یادت هم نیان؟! شاید اگه حداقل از نظر مسائل مالی مرفه بودم و اینقد دغدغه نداشتم دلم برای خودم نمیسوخت! به خودم گفته بودم من که خانواده ی پولداری ندارم آدم تنهایی ام هستم با کسی که عین خودم باشه ازدواج نمیکنم پس چی شد؟! چی شد که یادم رفت اونم مثل من تنها و بی پشتوانه اس! خسته ام
همیشه فکر میکردم تو سن ۴۰ سالگی به همه هدفهام رسیدم . الان درآستانه ۴۰ سالگیم . باورم نمیشه اینقد از زندگی عقبم . منی که خیلی جنگیدم خیلی تلاش کردم
حقم خیلی بیشتر از اینا بود
نبود؟! کاش خدا پیاممو بخونه و درجوابش بیاد بغلم کنه بگه فقط بگو چه چیزایی میخوای همه رو بهت میدم خیلییی زود !
خیلی خستم
خیلی دلتنگ خودمم
خیلی
فرزندپروری
مامان هور مامان هور ۴ سالگی