۶ پاسخ

چون تو زنشی ،،اون خواهرشه،،
معلومه که غیرتش رو زنش بیشتر از خواهرشه
ولی حق داری واسه طرز حرف زدنش ناراحت بشی🫠

صبوری کن برو یه لیوان اب بخور بخواب فراموش کن اتفاقای امروزو

مردهاااهمیشعع زورمیگن منکه 24سالعهه درگیرشم هرروزبهانه های مختلف ی روزمیگع خونع اون ابجیت حق نداری بری برات زنگ نزنع و...حالاخودمون نزدیکه ک عروس بیاری ما!!!!!اماکلاااتوحاشیع هستتت کلااامردازش برمیادک ادم رادیوانععع کنهعع

والا کار تو اشتباه هس

ولش کن سر ب سرش نزار مرد جماعت جون ب جونشون کنی طرف خانوادشونن بعدم تو زنشی فرق داره منم الان شوهرم ی حرفی بگم میگه تو چیکار ب اونا داری هرکسی صلاح زنشو یا دخترشو داره اوایل عقدمون شوهرم خیلی گیر میداد سر مانتو کوتاه نپوشیدن خواهراش حسادت میکردن چرا رو تو غیرتی میشه ب ما چیزی نمیگفت ک چرا کوتاه میپوشین😐

بهتره توو عصبانیت تصمیم نگیری

سوال های مرتبط

مامان دلین مامان دلین ۱ سالگی
دیروز سره یه شیر خشک گرفتن با شوهرم قهر کردم .شیر خشک هفته ای یه دونه میخوره من حواسم نبود ک فردا پسفردا میشه اخره ماه یه کم دیگه شیر خشک داش اخه سمت خونمون دفه قبل ۱۰ جا رفته بود تا از اخر زنگ زدم پسر داییم تو داروخونه کار میکنه گف دارم گفتم بذار کنار یه ۲ تایی فردا شوهرم میاد میگیره ک خسته شده بود از گشتن پیدا نمیکرد هرجا میرف
گفتم تو این برف و خونه نشین شدن یه تعدادی سره کار نرفتنا باز همه هجوم نیارن برا یه شیر خشک بچم نمونه بی شیر .۲ بار گفتم شیر خشک یادت نره .حالا اقا رفته پولشو کشیده بعد زنگ زده به غر زدن ک ۲ روز دیگه شیر نداش ک گفتی شیر بگیرم ؟ ازاد حساب شده ! گفتم چرا قبل اینکه بگیری زنگ نزدی ک ازاده بگیرم یا نه شیر داره تا ۲ روز دیگه یا نه حالا فرقش ۱۰۰ تومن بود .یه جور حرف میزد انگار میلیارد خرج کرده .اونم منی ک همه جا همیشه تو هر حالتی هوا دار جیبش بودم ک جای الکی خرج نشه برا یه ۱۰۰ تومن خودشو کشت دیشب هرچی از دهنش در اومد گف .منم عصبی شدم دلین اذیت میکرد همون لحظه زدمش 😞😓
بعد بهش گفتم بخاطر یه ۱۰۰ تومن بی ارزش رو اعصابم میری بچه رو میزنم .همیشه بهش گفتم ک عصبیم میکنی دست خودم نیس توام ک خونه نیسی عصبانیتمو سره بچه خالی میکنم پ سعی کن عصبیم نکنی .دیگه شرو کرد به تهدید کردن و برو خونه باباتو نه قیافه داری نه ارایش میکنی عصبی هم هسی و.... دیگه به کارم نمیای دیگه هیچ خاصیتی ندارم .نمیگه ک من اگر عصبی شدم از سره بچه اونه ک از سره زایمانمه سختیشو کشیدم.نمیگه اگه اندامم سروصورتم هرجور ک شده توی زندگی بااونه ک اینجور شده وگرنه خونه بابام ترگل ورگل بودم .هی میگف زنگ میزنم بابات بیاد ببرت
مامان مـاهان و فندوق مامان مـاهان و فندوق ۱۶ ماهگی
چقدر سخته آدم از مهمترین آدمای زندگیش اصلا درک نشه🥲🥲
امشب ب معنای واقعی اینو حس کردم
بهتون گفته بودم دخترم هیچ جوره سینمو نمی‌گرفت مجبور بودم با شیشه شیر فعلا بدوشم بدم بهش همه اون راهکارهایی ک بهم گفتین توی تاپیک قبلیم انجام دادم ولی هیچ جوره دخترم سینمو نگرفت🥲🥲
همش ک نمیتونم یکسره بدوشم بهش شیرخشک دادم
امشب شوهرم پیشم نبود دلم گرفته بود زنگ زدم گفتم حرف بزنم تا حالم بهتر بده واقعا زد حالم بدتر کرد چون بهش گفتم بهش شیر میدم با شیشه شیر بهم گفت تو اخودت داری عادتش میدی ب شیشه شیر برا همین سینتو نمیگیره واقعا دلم شکست چند روز پیشم مادرشوهرم زنگ زد کلی حرف زد ک چرا اینکارو میکنی اگ نمیخوره تو فقد بده بهش اخه بچه ای ک سینرو نمیگیره شیر نمیخوره سیر نمیشه مدام گریه میکنه دیگه چکار کنم😔😔
من ی مادرم واقعا میدونم دارم چکار میکنم صلاح بچمو خوب میدونم ک دارم چکار میکنم منم نمیزارم بچم گشنه یا تشنه بمونه چرت بعضیا ی همچین طرز فکری دارن واقعا دلم از بقیه ن ولی از شوهرم گرفت
واقعا امروز حس کردم مادرخوبی نیستم 🥲🥲
چون واقعا نیاز داشتم وقتی ب کسی میگم درکم کنه کنارم باشه ن اینکه کلی حرف بزارن پشتم ک من از قصد اینکارو میکنم🥲
امشب ت دلم گفتم ای کاش هیچوقت مادرنمیشدم 😭😭
خدایا من سکوت میکنم ولی خودت همچیو میبینی میسپارمش ب خودت🥀🥲