۵ پاسخ

خدا بهت یه بچه ناز قسمت کنه به زودی

بمیرم برای دلت😔😔 نمیدونم چی بگم آروم بشی اما تو خودت نریز، بزار هرچی دلته بیاد بیرون...

خدا بزرگ عزیزم ناامید نباش
یه روز نوبت تو هم میرسه

دقیقا زمانی که اصلا فکرشو نمیکنی بارداری خدا دامنتو سبز میکنه

منمممم منممم

سوال های مرتبط

🌱فـرفـری🧡 🌱فـرفـری🧡 قصد بارداری
دای مهربونم، سلام. می‌دونم که صدامو می‌شنوی، حتی اگه زبونم قفل شده باشه و نتونم درست حرف بزنم. خدایا، شش سال… شش ساله که منتظرم. شش ساله که هر ماه با امید شروع می‌کنم و با ناامیدی تموم می‌کنم. دیگه خسته شدم، خدا. خیلی خسته شدم.

خدایا، تو شاهدی که چقدر دلم بچه می‌خواد. تو می‌دونی که چقدر این آرزو برام بزرگه. هر روز با فکرش بیدار می‌شم و با حسرتش می‌خوابم. خدایا، چرا منو لایق مادر شدن نمی‌دونی؟ مگه من چه گناهی کردم؟

خدایا، این روزها خیلی دلم شکسته. هر بار که یه مادر با بچه‌اش رو می‌بینم، قلبم یه جوری می‌شه. انگار یه تیکه از وجودم رو دارن با خودشون می‌برن. خدایا، منم دلم می‌خواد مادر باشم. منم دلم می‌خواد بچه‌مو بغل کنم، ببوسم و بزرگش کنم.

خدایا، می‌دونم که نباید ناشکری کنم. می‌دونم که تو صلاح منو بهتر می‌دونی. ولی خدایا، دیگه طاقت ندارم. دیگه نمی‌تونم این همه درد رو تحمل کنم. این همه انتظار داره منو از پا درمیاره.

خدایا، کمکم کن. بهم صبر بده، بهم امید بده، بهم یه نشونه بده. بهم نشون بده که هنوز امیدی هست. بهم بگو که منم یه روز مادر می‌شم.

خدایا، تو تنها امید منی. تو تنها کسی هستی که می‌تونه این درد رو از دلم برداره. پس کمکم کن، خدا. خواهش می‌کنم کمکم کن."😭😭😭😭گ
نهال🌱🩷 نهال🌱🩷 قصد بارداری
دیگه خسته شدم خجالت میکشم چیکار کنم چرا خدا منو نمیبینه چرا هر دفعه ناامیدترم میکنن مگه بندش نیستم چرا این بلا رو سرم میاره بخدا خسته ام کم اوردم...این ماه امپول ازاد سازی زدم سه تا فولیکول خوب داشتم بازم نگرفت نمیدونم چیکار کنم همش امپول درد ناراحتی یک سال و نیمه ارامش ندارم هرماه ناامید هرماه استرس چیکار کنم...این ماه کلی همسرم ذوق داشت کلی شوق داشت دست میزاشت رو دلم حرف میزد الان چجور بهش بگم چیزی نیست چطور میتونم ذوقش کور کنم اصلا دلم نمیاد بهش بگم ای هدا چرا منو نمیبینی تو که مهربونی تو ک بخشنده ای و...چرا نمیبینی منو چرا بهم نینی نمیدی منم ببین خواهش میکنم دیگه چقد التماس کنم خسته شدم ببین منو....همسرم هشت ماه پیش ازمایش داد مشکلی نداشت خودم تنبلی دارم ولی همسرم سیگار میکشه خو مشکل دیگه از چیه وقتی ازاد سازی زدم سه تا فولیکول خوبم ازاد کردم پس مشکل چیه چرا نمیشه😭😭😭😭😭😭 منم دعا کنید کم اوردم الان سخت تر از همش نمیدونم چطور به همسرم بگم ک منفیه😭😭😭😭😭
آریو &ایلدا آریو &ایلدا قصد بارداری
«دوباره همون نقطه… همون خونه‌ی اول»

انگار تموم این دویدنا، تموم این نفس‌نفس زدنا تو مسیرِ رسیدن به آرزویی که هر لحظه دورتر میشه، فقط یه خواب بوده؛ خوابی که با صدای سردِ دکتر، وقتی کلماتِ «ذخیره‌ی پایین» و «IVF» رو مثل تگرگ روی سرم می ریزه، ناگهان پرپر شده.

نمی‌دونم شنیدی؟ صدای شکستنِ آرزوهای آدم ها رو وقتی تو چهاردیواریِ مطب می‌پیچه، اون صدا بلندترین صدای دنیاست؛ صدای خُرد شدنِ تموم رویاهایی که براشون جنگیده بودی. تو اون لحظه، انگار تموم دنیا روی شونه‌هام آوار شد.

سرم پر از «چرا»های بی‌پاسخِ. چرا من؟ چرا این مسیر برای بقیه مثل یه جاده‌ی هموار ِ برای من، هزارتویی از سنگلاخُ بن‌بست؟ هر بار که فکر می‌کنم به مقصد رسیدم، دست دراز می‌کنمُ می‌بینم جز سرابی از امید، چیزی تو دستام نمونده.

دوباره بغض، دوباره گریه، و دوباره همون سوال لعنتی که تو رگ‌هام می‌جوشه: بازم باید بلند شم؟ باز م باید این بندِ پوتین‌های خسته‌م رو سفت کنم و تو بیراهه‌ای که انتهاش معلوم نیست، بدوم؟

گاهی فکر می‌کنم شاید من برای دویدن ساخته شدم، حتی اگر پایانِ این دویدن، رسیدن به هیچ نباشد. اما خسته‌م… بیش از اونچه کلمات بتونن توصیف کنن ، از این «دوباره شروع کردن‌ها» خسته‌م.