۳۲ پاسخ

کاملا طبیعیه دختر منم همینه ولی باباش میگیره میزارش پشت فرمون اروم میشه فقط نگاه میکنه ث ذوق میکنه میدونم کار پرخطریه اما توی خیابون های خلوت این کارو میکنه گاهی هم با گوشیم براش اهنگ میزارم یا فیلم خودشو میزارم قشنگ میشینه نگاه میکنه در غیر این صورت اگه نخابه اونم مثل دختر شما میکنه

دختر منم چند روزیه اینجوری شده و چقدررررر سخته😭😭😭
اگه بهتر شد راه حلشو اینجا هم بگید لطفا

چقدر با این پستتون و نظرای بقیه مامانا امیدوار شدم من فک میکردم فقط دختر من این مدلی همش گریه میکنه تو ماشین پیچ و تاب میخوره نق نق من یه مسیر ده دقیقه ای رو کلی چالش دارم باهاش و همین باعث شده همش تو خونه بمونم جدیدا هم تو کاسکه نمیمونه میگه بغلم کن حتی پیاده رویم اطراف خونم نمیتونم با دخترم برم واقعا برام سخت وطاقت فرسا شبا هم متاسفانه الان دیر میخوابه و صبحم از اول تا الان ۷ بیدار و تا ظهر همش نق میزنه و خواب داره و بغل می‌خواد نمیزاره اصلا تکون بخورم و خوابشم به شدت بده

من برای دیاکو تشک بادی گرفتم از دیجی کالا خیلی راضیم میزارم عقب قشنگ برای خودش آزاده اسباب بازی هم میزارم کنارش دوست داشته باشه بازی میکنه یا میخوابه ایمنی صندلی ماشین نداره ولی چاره ای نبود

سلام عزیزدلم منم دخترم دقیقا همینجوریه حتی بخاطر کاراش قید مسافرت رو زدم ولی برای مسیر های نیم ساعته حدودا یه خیار یا سیب که کمتر کثیف کاری دارن میدم دستش اروم میشه چون دختر من عاشق خوردنه

من می‌زارم صندلیش ولی کافیه یه نگاه پشت بندازم دیگه گریه که باید بیام جلو منم🥴🥴

بچهای من تا پاشون‌ به ماشین میرسه خوابشون میگیره

من فکر میکردم فقط دختر من اینجوریه😬وقتی میشینم تو ماشین اینقدر اذيت میکنه ،فقط دوست دارم زودتر برسم به مقصد🥴😅

طبیعیه عزیزم منم پسرم همینجوری بود تا سرکوچه خونون نمیتونستم برم الان خداروشکر خوب شده الان عاشق ماشینه

دختر من بدتر شد اما بهتر نشد😪

هیچ راه حلی نیس
دخترای منم همینن

عزيزمممم🥲

اگه پیدا کردین حتما به اشترک بذارین من نمیتونم توی کالسکه هم بذارمش وایمیسته سر پا

به نظرم صندلیشو روبه جلو بزارید یه کم تاثیر داره بیرونو بیشتر میبینه مقاومتش کمتر میشه

عزیزم کمربندشو ببند مقاومت کن نشینه تو صندلی هر روز که بزرگتر بشه سختتر میشه🤕

پسر من اصلا اصلا توی بغل تو ماشین نمی‌مونه
همش میاد سرپا باشه یا خم شه دنده و ضبط ماشین رو بگیره
ده دقیقه تو ماشین بشینم و زمانی از ماشین پیاده میشم مثل اینکه سه ساعت ورزش سنگین کردم

یه شعر کودکانه که دوست داره و عادت داره با باباش با هم واسه رز کوچولو بخونید 😍

فکر نمیکردم بیشتر بچه ها اینجور باشن🥲خوبه که این پست یه دلگرمیه که حداقل بدونی فقط تو نیستی که داری این شرایط سختو تحمل میکنی ...

با پستت کلی بغض کردم ، هروقت میرم بیرون بدون اینکه کسی بفهمه گریه میکنم همش یاد قبل میوفتم که بیرون چقدر حالمو خوب میکرد چقدر زندگی ب کامم بود چقدر از دیدن محیط بیرون لذت میبردم آهنگ مورد علاقم خیابون مورد علاقم مغازه های مورد علاقم و ...اما الان با هایلین بیرون رفتن فقط و فقط بخاطر خود هایلین که با محیط اشنا بشه یا کمی عادت کنه اما هرسری که میرم از زندگی کردن متنفر میشم یه غمی تو دلم میشینه که فقط میگم زودی برگردم خونه اینقدر اذیتم میکنه گریه بیقراری ، هر لحظه بچه داری برام عذابه امیدوارم که زود بچه ها بزرگ بشن و بهتر بشن ، واقعا مادر بودن اینقدر سخت بود و من نمیدیدم ؟؟؟

منم درگیرم والا سوار ماشین میشه انگارکتکش میزنی گریه جیغ بی قراری همش اینور اونور وول میخوره

یاد کارای دخترم افتادم خندم گرفت😂😂😂😂😂😂😂😂😂

دقیقا دختر منم همین شده.تو صندلی ماشین صندلی غذا کالسکه همش اذیت میکنه و نمیمونه میگ بغلم کن انقد نق میزنه.مثلا با کالسکه میزم دوری بزنم هوامون عوض بشه وسط کار نجبورم ّبغلش کنم یدستم هم کالسکه تا خونه دیگ هلاک و پلاک میشم شبم کمردرد.اما باز از رو نمیرم و راه میوفتم خیابون و پارک😂

پسر من عاشق ماشینه 😅
همش بازی اینا می کنه بعدش میخوابه 🥺

منم پسرم از نوزادی همین بوده تا الان.
منم ۴ بار مسافرت طولانی ۷ ساعته رفتم.
ولی تنها کاری ک میکنم شب حرکت میکنیم ک موقع خابش باشه و فقط میخابه.
داخل شهر ک بخایم بریم بیرون هیچی دیگه کاری‌نمیتونم بکنم فقط کلافه میشم.

ما هر دو هفته ۴ ساعت و نیم از عسلویه میریم شهر خودمون، دوباره دو هفته بعد برمی‌گردیم. خیلی بهم حال بده ۱ ساعت می‌خوابه، تا یک ساعت هم سر حاله، بقیه مسیر رو یا ازم آویزونه، یا سرش تو دنده‌ست، یا میخواد سوییچو بکشه، یا فلش رو دربیاره یا میخواد بره زیر صندلیم. هر اسباب بازی هم ۲ دقیقه نگهش میداره

فکر میکنم تو این سن همه بچه ها همینن
من با دخترم تا شیراز میام و برمیگردم
شیطنت داره گاهی اذیت هم داره و واقعا مسیر طولانی برای منم اظطراب آوره ولی خب به مرور بهتر میشن و یاد میگیزن

منم بیچاره میشم. چون خودم رانندگی میکنم ، بعضی وقتا مجبورم بذارم روی پام پشت فرمون .البته مسافت های کوتاه . نه توی کریر قبلا میموند. نه الان که صندلی ماشین داره. توی بغل هم اروم نمیمونه. همش غر و نق و گریه .
میترسم تا هفت هشت سالگی از ماشین بیرار بمونه

پسر منم به شدت بدقلقی میکنه هیچ‌جوره نه گول میخوره نه اروم‌میشه.حالا فکر‌کن تا الان ۵ .۶ بار مسافرت رفتیم‌و هرسری بدتر از قبل🤣

پسر منم انقدر گریه میکنه جیغ میزنه تا ‌پیاده میشیم آروم میشه
موندم چکار کنم

واى دختر منم ديشب انقدر غر زد درش اوردم از صندلى بغلش كردم بعدش بالا اورد رو خودش و من قبل رسيدن به مهمونى اونم تو بارون🫠😭ميخواستم بشينم فقط گريه كنم و نرم

راه حل که ندارم ولی برم صندلی ماشینش رو وصل کنم استفاده کنم تا نتونسته سر پا وایسه 🚶‍♀️🚶‍♀️

😂😂😂فهمیدی به منم بگو... تازه من خودم راننده ام دایا میدم به آبجی وداداشش آرومش کنند جایی میرم باید سریع به مقصد برسم بس که اذیت میکنه. تازه دنده هم میخواد عوض کنه. در ماشین باز کنه یا کلید هارو بزنه

سوال های مرتبط

مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۴ ماهگی
امروز بدترین ورژن مرجان بودم
۶ و نیم با رز بیدار شدم با یه سر درد عجیب کل دیشب را کابوس میدیدم شیر دادم و پوشک عوض کردم بعد طبق روال آماده کردن صبحانه و قهوه و پیاده روی صبح و گوش کردن نصفه و نیمه پادکست جوری که وسطش با بداخلاقی قطعش کردم و به همسرم گفتم تمرکز ندارم باشه یه روز دیگه اومدم با رز خونه و اونم رفت دفتر رز خوابید نهار گذاشتم و به چندتا نرونده رسیدگی کردم بیدار شد هرکار کردم نهار نخورد حوصله بازی باهاش نداشتم و فقط براش وسیله ریخته بودم که کاریم نداشته باشه چشم به راه همسر اومد و رز رو تحویل دادم و افتادم رو تخت بعد پیشنهاد داد بریم بیرون دم دستی ترین لباسم رو پوشیدم رفتم و رز انقدر تو ماشین اذیت کرد که گفتم فقط برگردیم رسیدیم خونه هرکار کردم شامش رو نخورد سر بچه ام داد زدم و غذا رو ریختم سطل زباله همسرم برد خوابوندش و الان بدون مسواک روتین پوستی اومدم تو تخت خواب میخوام بخوابم
راستی کلی چیز ناسالم خوردم چیپس کیک برنج اضافه و ....
اینجور حالم خراب بود چرا؟ نمیدونم
این عکس ۸ ماهگی خودمه در حالی که به خاطر دندون به شدت حالم خراب بوده امروز دقبقااااا حال این عکس بودم
#شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند پروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس
مامان 🌹رز مامان 🌹رز ۱۴ ماهگی
صبح بخیر🌞
رز داره دوتا دندون بالا رو هم در میاره ، یعنی نوکش زده بیرون و لثه ها به شدت متورمه😢 دیروز لب به شیر و غذا نزد و خونه خواهرم برام شد جهنم فقط گریه شدید بی قراری و ..‌‌ نزدیک های ساعت ۷ خواهرم پیشنهاد داد ببریمش بیرون شاید تو کالسکه بخوابه و من در حال انهدام و فروپاشی روانی راهی خیابون شدم تو کالسکه نمی موند و مدام بی قرار😶 در حال عبور از خیابون ماشین ها اصلا به خط عابر و اینکه یه مادر با کالسکه ایستاده تا رد شه ذره ای اهمیت نمیدادن یه لحظه به خودم اومدم و دیدم وسط خیابون دارم سر ماشین ها فریاد میزنم و میگم این خط کوفتی عابر پیاده است صبر کنید خواهرم با تعجب دستم رو گرفت و ماشین ها ایستادن و من رد شدم یکم سکوت بین جفتمون ، یه فنجون قهوه دیروقت ،بارون نم نم، رز خواب و زدم زیر گریه. خواهرم کلامی حرف نزد همسرم اومد برگشتم خونه خوابیدم صبح رز که بیدار شد بهتر بود شیر دادم لباس و پوشک و صبحانه رو برداشتم و زدم بیرون
هوا عالی بود با رز صبحانه خوردیم تاب بازی کردیم یکم شعر خوندیم و برگشتیم به تنظیمات کارخونه
رز خوابیده من اینجا مقابل هم راه ترین دوست های عمرم اعتراف میکنم دیروز از مادری متنفر و امروز عاشقش ام
شما در چه حالید؟
کانال بله @rosemom
#فرزندپروری شیر خشک شیر خشک نوزاد نوزاد رفلاکس فرزند