مامانای قشنگ سلام
یکم صحبت داشتم باهاتو
بی مقدمه بگم
هیچوقت ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودتون مقایسه نکنید
مخصوصا با عکس و تو فضاهای این چنینی که اکثرا دنبال دیده شدن هستند
خیلی ها که واسه تاپیک قبل من کامنت گذاشته بودن فضای خونه به چشمشون زیبا اومده بود و بقول خودشون از کتابخونه خیلی خوششون اومده بود مطمئنا خیلی ها هم ممکنه با دیدنش غبطه خورده باشند
اول بگم که این عکس از فضای خونه دوستم بود چون با موضوع تاپیک همخونی داشت انتخابش کردم
من تا حدودی اهل مطالعه هستم و یه کتابخونه کوچول مچول کنج پذیراییم دارم
دوم اینکه من هم اولین بار که فضای خونشو دیدم خیلی جذبش شدم و به دوستم گفتم چقدر خوبه این همه کتاب داری… چقدر کتابخونت چشم نوازه
اما خودش میگفت حقیقتش عادی شده واسه خودمون و از اونجایی که همسرش استاده و کتابهای زیادی داره مجبور به طراحی این کتابخونه شدند(اکثر کتابها، کتابهای مرجع بودند)
و اینم بگم که هر دو معمارند و طبیعیه که دیزاین خونشون با خیلی از ما متفاوته
هیج وقت حسرت زندگی دیگرانو نخورید مخصوصا اگه صدای خنده کوچولوهاتون تو خونه میپیچه
چیزای مادی و وسایل باب میلتونو بلاخره یروزی بدست میارید
اما صدای خنده های بچه ها تو این سن، شیرین کاری هاشون،، دیگه تکرار نمیشه 🤍
تا میتونید بخندید و بخندونیدشون🌟
ماچ به صورت ماه خودتون و کوچولوهاتون😘

پوشک
نوزاد
فرزند پروری
شیر خشک
کولیک
مادر ن

تصویر
۱۴ پاسخ

حققق 👌🏻💖

اصولا آدما ظاهربین هستن و فقط ظاهر قضیه رو نگاه میکنن ولی حرف شما کاملا درسته👌❤️‌کاش پشت همه این عکسا زحمت و تلاش و سختیای صاحب عکس مشخص بود🫂

عالی گفتی

این عکسی که گذاشتی خونه خودته؟

حقققق❤️❤️❤️👌🏻

عزیزم🥺👏👏👏👏

چقدر تو خوبی شادی
یکی از با شخصیت ترین و مهربون ترین آدمای گهواره 🥹💕

😍😍😍دقیقا

👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻

وقتی پول باشه خونه لوکسم هست

کاملا درسته👌

کاملااا درست😌🤍

من ب شخصه اصلا عادت ب قیاس ندارم 🤌🌱
واقعا همینطوره ک گفتی

چ قشنگ گفتی🥹

سوال های مرتبط

مامان عسل مامان عسل ۲ سالگی
پوشک## پوشک #پوشک #پوشک # بچه # پوشک # پوشک## پوشک#سلام به همه ی مامان های عزیز
کسانی که راجب چسپندگی گل دختراشون نگرانن
اصلا نگران نباشید خودش خوب میشه طبق تجربه ای که داشتم و سختی هایی که کشیدم میگم
من دخترمو که تازه متوجه شده بودم 1 سال و نیم بود و خیلی غصه خوردم کلی گریه کردم چون شنیدن بودم که باید عمل شه و واسه بچه خیلی دردناکه
خلاصه اینکه رفتم دکتر و پماد گرفتم و طبق گفته های دکتر استفاده کردم حدود10 روز من از اون پماد استفاده کردم آره نتیجه داد بدنش باز شد اما با کلی سختی با کلی شب بیداری هایی که هم خودم داشتم و هم دخترم چون بدنشو می‌سوزند و اذیت بود و من مجبور بودم بشورم با این همه اگر از اون پماد. استفاده نمی‌کردم باز بدنش بسته میشد
تا اینکه دیگه بریدم گفتم هرچی میخواد بشه دیگه استفاده نمیکنم اما عذاب وجدان منو کشته بود هر روز و هرشب به دخترم فکر میکردم
تا اینکه 1 ماه پیش یکی از دوستام رفته بود پیش ماما
و من ازش خواستم راجب دخترم بپرسه که چیکار کنم
وقتی دوستم پرسیده بود دکتر اعصابش خورد شده بود و گفته بود چیکار دارید به بدن بچه بزارید روند طبیعی خودش رو طی کنه و خودش خود به خود خوب میشه
و همین طوری هم شد حدودا دو هفته هست که خوب شده خداروشکر
خواستم این موضوع رو با مادرایی که مثل من نگران بودند در میان بزارم
مامان کیهان مامان کیهان ۲ سالگی
خوب بالاخره پسر من ترسش ریخت و کامل انجام پی پی رو در دستشویی یاد گرفت🙂
چند تا نکته کوچیک بگم که بعد از صحبت با مشاور کودک به من کمک کرد که شاید به درد بعضی مامانها بخوره. چون خودم واقعا به استیصال رسیده بودم

پسر من با اینکه کلی آموزش داده بودم و حرف زده بودم باهاش, خیلی از پی پی اش میترسید و خیلی مضطرب میشد و حاضر نمیشد بیاد دستشویی
تو شلوارش پی پی میکرد و من با اینکه واقعا به هم میریختم ولی با آراامش باهاش حرف میزدم. اما مشاور میگفت بچه ها ۱۰برابر بیشتر از بزرگترها زبان بدن رو میفهمن. اون کاملا استرس و ناراحتی رو از نگاه ها و حرکات شما میفهمه و همین میتونه عامل اضطرابش باشه😮‍💨😮‍💨
🟢🟢پس قدم اول اینه که آرامش داشته باشیم. آرامش واقعی
و این و بپذیریم که این روند کاملا طبیعیه و هر بچه ای متفاوته و بچه رو با هیچ کسی مقایسه نکنیم. همین مقایسه که مثلا میگیم آخه چرا بچه من همکاری نمیکنه!!؟؟؟ پس چرا بقیه بچه ها اینجوری نیستن؟؟ باعث میشه اعصاب خودمون به هم بریزه
بقیه در کامنتها👇👇


#فرزندپروری #پوشک #ترک پوشک #مادر #کودک
مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
مامان روشان🎼🦄 مامان روشان🎼🦄 ۲ سالگی
تجربه من از پوشک گرفتن 🚽
غول مرحله آخر👹
اول از همه بگم من صرفا تجربه شخصی خودم رو براتون میگم و این نسخه رو نمیشه برای همه پیچید.
اولین کاری که قراره بکنید آمادگی ذهنی بچس،شما میتونید با خوندن کتاب،شعر،کارتون،بازی کردن این آموزش رو از قبل بهش بدین که جای جیش و پی پی کجاست.من از حدود دوماه پیش این آمادگی رو ایجاد کردم جوری که دخترم خودش میگفت جیش باید تو دستشویی بکنیم فقط کلامی بود ولی عملی هیچ اقدامی نکرده بودیم.دوم دختر من چند ساعت در طول روز پوشکش خشک بود حتی شبا و این یکی دیگه از علائم آماده بودن بچس.این نشونه خوبیه که بچه کنترل داره روی مثانه ش.سوم اینکه برای اقدام اگر خودتون شرایط روحی جسمی ندارید اصلا شروع نکنید یا حتی اگر بچه از مریضی خاصی درومده،یا سرماخوردگی یا حتی یبوست یا اسهال بوده اصلا اقدام نکنید که جواب عکس میده.من از اونجایی شروع کردم که همه این شرایط فراهم بود خداروشکر و روزی که پوشک دخترم تموم شد دیگه نرفتم تهیه کنم و گفتم دیگه مامان دیگه پوشک نیست،پوشک برا نی نی هاست تو باید از این به بعد شورت بپوشی
ادامه تو کامنت ها...
مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 مامان شکلات 🍼🧑‍🍼🍫 ۳ سالگی
چه خبرا خوبین ؟
دخترم این موقع خوابیده شبی پدر منو دربیاره
بچه ها ما یه دختر همسایه داریم پنج سالشه
میاد خونه ما با کل وسایل دختر من بازی می‌کنه ولی هیچ کدوم از وسایلش رو دست دختر من نمیده همیشه کارش همینه دفعه پیش اومده بود خونه ما قشنگ یک ساعت بازی کرد موقع رفتنش دخترم خیلی گریه کرد باهاش بره مجبور شدم بفرستم باهاش بره بعد پنج دقیقه خودم دم در بودم دخترمو از خونه انداخت بیرون درم بست
چند روز پیشم بازم یه لحظه دخترم رفت پیشش دیدم جیغش در اومده خیلی گریه کرد بعد که آروم شد گفت منو زده
باز امروز مامانش زنگ دخترم بیادخونتون اومد یه دوساعتی بازی کرد
ولی خودش اصلا اسباب بازی هاشو دست دختر من نمی‌ده به هیج وجه من سر همین موضوع قطع رابطه کردم با مامانش چون مامانش میگه بچه باید هنر نه گفتن بلد باشه
اون موقع که دختر من یک سالش بود یه سه چرخه داشت چند بار دختر من دست زد بهش دخترش جیغ میزد که دست نزن به سه چرخه ام من دخترمو با کالسکه برده بودم تو کوچه دخترش داشت با کالسکه دختر من بازی میکرد دختر منم سوار سه چرخه اش شد تا دید دختر من سوار شده سریع جیغ داد که پیاده شو من هر کاری میکردم دخترم نمیومد پایین مامانشم اصلا نگفت که مامان نی نیه تو هم داری با کالسکه اون بازی خدا شاهده یک کلمه از دهن این زن در نیومدکه بگه بزار یه ذره بازی کنه منم زوری بچمو پیاده کردم آوردمش خونه دیدم دخترش زودتر از ما در حیاط وایستاده که بیاد خونمون 🤦
منم بهش گفتم برو خونتون تو بی ادبی دختر من با تو بازی نمیکنه مامانش تا مدت ها قهر بود که بچمو تو خونه راه نداده
به جاریمم گفته من نمی تونستم به بچم چیزی بگم اعتماد به نفسش میموده پایین
باز دوباره امروز خیلی شیک بچشو فرستاده خونه ما
مامان کایلین مامان کایلین ۲ سالگی
دیروز دو سه نفر از کایلین خیلی تعریف کردن
یکیشون یکی از همکارام بود که درباره اصول زبان آموزی و دو زبانه کردن کایلین ازم پرسید و خیلی خوشش اومده بود از اینکه اینقد با لهجه درست لغات رو میگه
یکی هم اپراتور شهر بازی و یه مامان دیگه که برای همدلی و ناز بودنش ذوق کردن( چون به یه بگه چهار ساله که از روشن نشدن دستگاه گریه افتاده بود دلدار داد که باید صبر کنه و بعد با هم سوار شن و حتی بهش تعارف زد رنگی که دوست داره رو اون سوار شه)
برگشتنی تو راه در حالی که تقریبا داشت چرت میزد تو بغلم نگاهش کردم و فکر کردم چرا اینا رو من نمیدیدم یا حواسم نبود ، فکر می‌کنم انقد که به غذا نخوردن و جیغ زدن و اینهاش یادمه این قشنگیایی که بقیه میبینن رو یادم نیس یا بی توجهم نسبت بهشون،
به خودم گفتم این بچه نباید برای من عادی بشه هیچ بچه ای نباید عادی بشه برامون لحظه‌های قشنگ بزرگ شدنشون
اون چیزایی که منحصر به فردشون می‌کنه
باید با این چیزا به خاطر بیاریمشون وقتی که ازمون دور میشن و از آشیونه می‌رن 🥺ی
مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
هانا خیلی وقت بود که نمیذاشت پوشکش کنم تحت هیچ شرایطی اجازه نمیداد خلاصه از اونجایی که از ۱۰ ماهگی تو خونه بازش گذاشته بودم و فقط بیرون رفتنی پوشک میکردم کاملا با مقوله جیش و پی پی آشنا بود و هیچ ترسی ازشون نداشت یه چندبارم براش توضیح دادم کتاب خریدم و خلاصه با قصه و اینا یاد گرفت که باید بره دستشویی و جیشش رو بگه اینم بگم شب تا صبحم کلا خشک بود...حالا الان مساله اینه که تا الان هیچ مشکلی نداشتیم اما دو سه روزه که خیلی ریلکش خودشو خیس میکنه بعدش میگه جیش کردم یا شبا تا صبح حداقل دوبار باید لباسشو عوض کنم خیس میکنه تو خواب...دیشب خونه برادر شوهرم با اینکه از استرس هر یه ربع یک بار بردمش دستشویی هی گفت ندارم ندارم خیلی ریلکس اومد جلوی بالکن روی پادری جیش کرد منو بگو میخواستم بمیرم اون لحظه اما جاریم خودش دید که چقدر بردم دستشویی و آوردم بنده خدا هیچی نگفت اما واقعا زشت شد..به هانا هم چیزی نگفتم اما وقتی برگشتیم خونه بهش گفتم شما دیگه بزرگ شدی نباید تو خونه جیش کنی باید بگی بریم کجا؟ بجای اینکه بگه دستشویی به فرش اشاره داد با خنده لج درار گفت همینجا....حالا دیگه بفکر شورت آموزشی افتادم آیا واقعا نم پس نمیده؟ خوبه؟ بسته ای باید خرید یا دونه ای؟
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
این پنج روزی که اومدیم ایران بیشتر به این پی بردم که چقدر ادبیات و رفتار بچه ها تابع اطرافیان هست.
خصوصا این مورد برای ایلیا که دو زبانه هست کاملا مشهود بود.
روزهای اول مابین صحبتهاش خیلی خیلی از کلمات زبان دومش استفاده میکرد مثلا برای گفتن رنگها یا شمارش پله ها تا ده... ولی بلافاصله نگاه میکرد به واکنش اطرافیان تا ببینه متوجه میشن یا خیر و خیلی سریع فارسی اونهارو تکرار میکرد.
از دیروز هم فقط وقتی ازش به زبان دوم سوال میپرسم به اون زبان جواب میده وگرنه فقط فارسی صحبت میکنه و خیلی زود فهمیده که اینجا زبان همه فارسی هست.
درمورد رفتارهاش هم دیروز با پدرم تا سر خیابون رفته بودن وقتی برگشته بود بلافاصله رفت زیر میز و شروع کرد با چنگال زیر میز رو دستکاری کردن ازش پرسیدم داری چیکار میکنی؟ گفت شبیه اقاهه که رفته بود زیر ماشین، ماشین درست کنه:)
پدرم گفت از کنار یه مکانیکی خودرو رد شدن و ایلیا هاج و واج به تعمیرکار نگاه میکرده و خب چون اولین بار بوده که میدیده براش جالب بوده.
یا دیروز تو بازی هاش ماشیناش رو حرکت میداد و صدای بوق ممتد زدن درمیاورد. چیزی که تو کشور محل تولدش ندیده بوده و براش جذاب هست اینروزا.
اینکه چقدر بچه ها شبیه موم تو دست ما هستن و قابل تغییر و انعطاف پذیر برام خیلییی خیلییی جالب هست و در عین حال ترسناک. که چه مسئولیت بزرگی به عهدمون هست برای رفتار با بچه هامون.