۱۰ پاسخ

اگ وابسته باباش بود الان دهنت سرویس بود انگار خدا میدونه چی ب صلاحه..

پسر منم میره من اصلا ازاین موضوع خوشم نمیاد

دختر من همینجوره

انگاردخترمنوتوصیف کردی دایی های منوشایدسالی یکی دوبارببینه همچین ازکت وکولشوبالامیره انگارهرروزداره اونارومی ببینه یا پشت عموم گریه میکردمیگفت منم‌ باهات بیام کابینت کارامده بودخونمون انقدرباهاش صمیمی شده بودبایدمیدیدی یه باردوست شوهرم امده بودباهاش کارداشت یه لحظه بغبش کرددیگه بغل شوهرم نمیومدمیگفت باهات بیام😶من نگرانم راستش

پسر منم همین بود
وقتی ۳ سالش بود یه بار یه خانوم ۶۰ ساله دید که بسیار زیبا بود.مثل اروپایی ها.سفید با چشمای آبی و موهای بلوند
پسرم بدون هیچ مقدمه ای دستش رو گرفت و گفت بیا بریم خونمون و مامان بزرگ من شو

من همیشه نگران این راحتی بیش از حدش و این عدم وابستگیش به خودم بودم

الان تقریبا ۷سال کامل هست
هنوز همون‌طور اجتماعی هست ولی فهمیده و عاقل شده
با غریبه ها حد رعایت می‌کنه ولی از وابستگی به من خبری نیس🥴با اینکه بینهایت منو دوست داره

تو سن همینجوری هستن پسر منم همینجوری بود انگار ن انگار ماهستیم...ولی از ۴سال ب بعد ب حدی وابسته شده ک هیحا نمیره ..کلا این سن بچه ها زیاد وابسته نیستن

دختر من وابستس پدرمو دراورده
البته چند روز پیش باباشو دید رفت بغلش کونشو کرد ب من انکار ن انگار مادری داره

عزیزم اجازه نده بدون خودت جایی بره

دایان هم دقیقا اینجوره😐😐😐منم بشدت از این موضوع ناراحتم

بچه های منم برعکس کسی رو میبینه گریه میکنه و نمی ره ولی منم دوست داشتم یکم اجتماعی بود

سوال های مرتبط

مامان رادمهر مامان رادمهر ۲ سالگی
خانوما پسرم خییییلی ب مامانم وابسته شده فقط مامانمو میخواد خونمون اصلا نمی مونه
الان ۳ روز بود مسافرت بودیم اصلا نذاشت مامانم ببینه چیکارمیکنه موقع غذا موقع خواب هررررموقع فقط چسبیده بود ب مامانم خیلی اذیتش کردمنم سر اون همش دعواش کردم بیچاره مامانم ساعت ۵ شب میخوابیدفقط چسبیده بود ب اون خیلی اذیتش میکنه ازخونه اونامیایم انقدررررگریه میکنه
خیلی لجباز شده همشم دعواش میکنم به قرآن اعصابم نمی‌کشه دیگه میزنمش ازحرصم
خونه خودمونم میایم اصلا بااسباب بازی بازی نمیکنه فقط میگه مامان مامان یاهم ک گریه میکنه بریم خونه مامان جون روانی شدم دیگه شوهرمم تا۱۲ شب سرکاره
خونمون مرکزشهره ی سره میبرمش بیرون شهربازی هرچی هم بخوادبراش میخرم
مامانمو دیدنی ازمن متنفرمیشه گریه میکنه میگه مامان نیادبره خونشون
بخدااصلا آدمی نبودم حتی سر بچه داد بزنم الان هم دادمیزنم هم میزنمش خیلی عصبی شدم
این بچه یک دقیقه باخودش بازی نمیکنه اصلا

دعواش میکنم مامانمم ناراحت میشه
موندم چ غلطی کنم
#فرزند پروری# پوشک# شیرخشک# آنومالی