خانوما پسرم خییییلی ب مامانم وابسته شده فقط مامانمو میخواد خونمون اصلا نمی مونه
الان ۳ روز بود مسافرت بودیم اصلا نذاشت مامانم ببینه چیکارمیکنه موقع غذا موقع خواب هررررموقع فقط چسبیده بود ب مامانم خیلی اذیتش کردمنم سر اون همش دعواش کردم بیچاره مامانم ساعت ۵ شب میخوابیدفقط چسبیده بود ب اون خیلی اذیتش میکنه ازخونه اونامیایم انقدررررگریه میکنه
خیلی لجباز شده همشم دعواش میکنم به قرآن اعصابم نمی‌کشه دیگه میزنمش ازحرصم
خونه خودمونم میایم اصلا بااسباب بازی بازی نمیکنه فقط میگه مامان مامان یاهم ک گریه میکنه بریم خونه مامان جون روانی شدم دیگه شوهرمم تا۱۲ شب سرکاره
خونمون مرکزشهره ی سره میبرمش بیرون شهربازی هرچی هم بخوادبراش میخرم
مامانمو دیدنی ازمن متنفرمیشه گریه میکنه میگه مامان نیادبره خونشون
بخدااصلا آدمی نبودم حتی سر بچه داد بزنم الان هم دادمیزنم هم میزنمش خیلی عصبی شدم
این بچه یک دقیقه باخودش بازی نمیکنه اصلا

دعواش میکنم مامانمم ناراحت میشه
موندم چ غلطی کنم
#فرزند پروری# پوشک# شیرخشک# آنومالی

۵ پاسخ

خوشبحالت آرزو توی دلم موند پسرم یه ساعت پیش مامانم یا خواهرم بمونه بتونم واس خودم وقت بزارم .از نوزادی تا الان جز من و باباش جایی نمیمونه حتی برای نیم ساعت

تنها راهش اینه که مادرت براش سخت بگیره هر کاری گفت انجام نده مادربزرگ‌ها که که یکی هم مادر خودم همه چیز براش محیا می کنه باید قطع کنه و هفته ای یک بار برید

یه متن نوشتی همش داری میگی دعواش میکنم خب از تو پناه برده به مامانت - هرچی بیشتردل بدی به بچه خودت و اون آرامشتون بیشتره همه کاراتو موقع خوابش بکن کل روز باهاش بازی کن ببین چجوری اروم میشه و میچسبه بهت

خب کمتر برو خونه مامانت تا یکم وابستگیش کم شه دیگ

بنظرم از مشاور کمک بگیر

سوال های مرتبط