۱۲ پاسخ

از بیمارستانت راضی بودی ؟ چطور بود؟

منی ک زایمان اولم طبیعی بود وانقدسخت زایمان کردم ک باورکنید حس خوب اون لحظه رو دکترلعنتی ازمن گرفت تا سه ماه عاجزترین بودم
ولی زایمان دومم سزارین بود حلالش باشه هزینه ای ک کردم بهترین حسا رو تجربه کردم
الهی ک خدا براهمه زایمان اسون کنه

دقیقا منم واقعا از زایمان طبیعی راضیم بازم برگردم طبیعی انتخابمه
آخ که چه حسیه اون موقع که بچه میاد بیرون کاش میتونستم اون حس سبکی رو همیشه داشته باشم


قدم نو رسیده هم مبارک عزیزم
انشالله قدمش پر از خیر و برکت باشه براتون 😍

خوشبحالت یعنی تو ۱ساعت ونیم زاییدی ؟؟؟

سلام مبارک باشه عزیزم. بچه چند کیلو بود؟که تونستی؟من بچه تپلیه میترسم از پس زایمان طبیعی برنیام

عزیزم شما هموروعید داشتی اذیت نشدی ک موقع زور زدن

درخواست دوستی دادم قبول کن

چقدر جالب که نوشتید😁
دردای زایمان طبیعی مثل درد پریودیه؟
با شدت بالا؟

اخی عزیزم😢 چه بغضی کردم
من بشدت میترسم از زایمان طبیعی😞 خوشبحالت که فارغ شدی
برامون دعا کن

مبارک باشه قدم کوچولو پر از خیر وبرکت باشه براتون

منم طبیعی بودم م خیلی از انتخابم راضیم🥹❤️‍🩹

آخی عزیزم بسلامتی برا منم دعا کن خیلی میترسم

سوال های مرتبط

مامان قـنـد عـسـل😚🍓 مامان قـنـد عـسـل😚🍓 ۴ ماهگی
تجربه ی زایمان پارت 11
اومدن بین دردا ماما منو معاینه کرد
که یهو داد زد باریکلاا فول شده سرش داره میاد
بهم گفت وقتی که دردت یکم ولت کرد استراحت کن نفس عمیق بکش و وقتی که دردت اومد اول ی نفس عمیق بعد سرتو بگیر بالا به شکمت نگاه کن و دستاتو بزار زیر رونات و محکمم زور بزن منم دقیقا همین کارو میکردم.. با زور اول نشد.. با زور دوم هم نشد با زور سوم گفت افرین باریکلاا سرش داره دیده میشه با زور چهارم که با تمام توانم و دردی ک داشتمم زور زدم اول سرش اومد و بعدش کل بدنش عین ی ماهی لیز خورد و دختر قشنگم به دنیا اومد.. لحظه ای که گذاشتنش رو شکمم قشنگترین حس دنیاس.. این لحظه رو برای تمام چشم انتظارا ارزومندم🥺💕
وقتی گذاشتش رو شکمم اون گریه میکرد و من گریه میکردم نمیدونستم گریه ام برای چی بود برای دردی ک داشتم یا برای دیدن دخترم یا برای غمی که تو دلم بود🙂❤️‍🩹 دخترمو برداشتن و لباساشو تنش کردن و اوردنش کنارم. و برام بی حسی زدن و شروع کردن به بخیه زدن.. یکمی درد داشت اماا دردش قابل تحمل بود منم تا وقتی که بخیه میزدن مشغول نگاه کردن دخترم بودم.. 🥺🐣
مامان آرن🫀 مامان آرن🫀 ۲ ماهگی
پارت ۳
انقد درد داشتم ساعت نگاه نمیکردم ک دقیق بهتون بگم
همینجوری زور میزدم گفتن سرشو می‌بینیم زور بزن هی بچه خودشو جمع میکنه به پهلو دراز زور میزدم گفتن راست شو گفتن ببرین رو تخت زایمان رو تخت زایمان اصلا طولی نکشید ۲۰ یا ۳۰ دقیقه بود خیلی بوده باشه فک کنم میگفتن زور بزن من همکاری نمیکردم بعدش مامام دستمو گرف ببین اخراشه میخای بغلت کنیش ممکنه نفس کم بیاره یا خودت فقط اذیت میشی از ته دل هر چقد توان داشتم زور میزدم ولی خب هی میگیره درد ول میکنه وقتی درد میگرف باید زور میزدم مامای بخش اومد و ۲ نفر دیگ آماده شده بودن میگفتن سرش داره میاد میگفتم یه چی سفت توی واژنمه گفت سرشه داره میاد خب🥺یه زنه بود ساعت ۲۲ و ۴۱ بود گفت تا ۱۰ و ۴۵ دقیقه بغلت میکنی زور بزن سرش اومد نفهمیدم بدنش سر خورد کبود بود یه تکون دادن گریش بلند شد گذاشتنش رو سینم چند ثانیه بعدش وزنش کردن ۳۲۰۰ بود قدش ۵۰ بود بعدش لای یه کهنه کردن ۱ ساعت روی سینم ۱ ساعت طول کشید بخیه زدن درد نداشت فقط پوست یکم درد داشت بخیه زدن
مامان پناه🩷 مامان پناه🩷 ۱۰ ماهگی
پارت سوم
خلاصه ماما اومد و کلی ورزش کردیم اوج دردام از ساعت ۶ عصر دیروز گرفت اخرای شب نمی‌دونم ساعت چند بود وقتی ب ۷ رسیدم دلم میخاست زود فول شم و زور بزنم و تموم شم خیلی ها اومدن و زایمان کردن و تمام رفتن من همچنان مونده بودم های نگاه ب دیوار و درد و نگاه ب ساعت و هزارتا فکر خلاصه ب۶ رسیدم و دیگ پیشرفت نکردم فقط تایم می‌رفت و من خسته تر بودم ب هشت سانت ک رسیدم خیلی فشار داشتم همش میخاستم زور بدم نمیزاشتن میگفتن ن بعد گفتن ادرارت کامل تخلیه نمیشه باید برات سوند بزاریم تو اون درد و معاینه سوند هم وصل کردن کلی ادرار اومد وای وقتی بهم گفتن فول شدی و زور بزن انگار دنیا رو بهم دادم خیلی قشنگ همکاری میکردم و زور میدادم اصلا جیغ نمیزدم تایم های استراحت کوتاه نفس می‌گرفتم و تایم های درد فقط زور ب پایین تا اینکه حدودا ساعت های ۲:۳۰ بود وسط زور هام دکتر زنگ زد ک تایم پارگی کیسه آب زیاد شده چ اگه از تایم فول شدن تا یکساعت دیگ زایمان نکرد خبر بدید وکیوم کنم وای منو ترس برداشت فقط زور میدادم و التماس میکردم کمکم کنید بچم بیاد زودتر تا اینکه یکی از پرسنل اومد نشست کنارم دستشو کرد داخل واژنم و میگفتم من معاینه میکنم تو همزمان زور بده سخت و دردناک بود اما طولی نکشید گفت داره میاد و بگید بیمار بر بیاد ببره اتاق عمل وای نگم ک بیمار برم رفته بود استراحت و تا بیمار بر پیدا شد و اومد من روی ویلچر نشستم ک برم اتاق عمل قشنگ حس کردم سر بچه اومد هعی داد میزدم اومد داره میاد بزور از ویلچر پایینم کردن خابوندن تخت زایمان دقیقا سر بچه داخل واژن بود نگم
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۸ ماهگی
مامان سپهر مامان سپهر ۴ ماهگی