#کودک #فرزند پروری #پی پی
مامانا یه سوال
شما با این آدما چکار میکردین جا من بودین ،مغزم دیگه درده 🥲
مادرشوهرم، یه همسایه داره که بچه کوچولو دارن ،یکسال و نیم از کوهیار من بزرگتر ،،تا من میرم خونه مادرشوهرم مامانش میفرستتش برو خاله راحله برات یه چیز خوشمزه آورده 🥲😑
من عادت دارم خوراکی خودم به کوهیار ببرم همه جا که هر چ پرچی ندن به بچم ،مادرشوهرم هر چ تو کیفش بهش میده
من اوایل به اندازه بچم میوردم الان یدونه بسکویت میارم برا این بچه
ولی تموم میکنه خوراکی کوهیار میخوره،😐😐😐😐به مامانش گفتم ،گفت چرا گدایی بده بچم میگم بچت به سهم خودش راضی نیست
گفتم ولش کن مامانش گاوه بچه گناهی نداره، باز دیروز همین اتفاق افتاد دیر اومد خوراکیش دادم تموم کرد دید تو ظرف کوهیار نیست دمپایی ورداشت زد سر بچم
کفری شدم رفتم در خونه ننه اش دعوا برگشته میگع بچم از حقش دفاع کرده 😐 آلان غصم گرفتتم بچم چ مظلوم گریه میکرد
الآنم باز اومدم خواهرشوهرم نذاشت خوراکی بدم گفت برو پیش مامانت بچه ۳سال و نیم سنگ ورداشت پرت کرد مکه میشن آخه
)اینکه چرا هی میرم خونه مادرشوهرم چونکه زمین ما اونوراست مجبورم برم بالا سرکارگر یه سر بزنم بهشون اینحا ک‌مستاجریم دوره یخورده سختمه شوهرمم گفته هر طرحی ک خانومم گفته بزنید برای خونه)،
با این زبون نفهم چکار کنم میگم بچت نفرست میگه همه همسایه ها هر چ دارن باید بهش بدن🥲

تصویر
۲۷ پاسخ

با احترام به همه اهل گهواره
ازاونجاییکه گفته همه همسایه ها هرچی دارن باید بهش بدن،یبار برییینین بفرستین براش😒😒

انقدر ازین آدمای حق به جانب بدم میاد

همسایه دوران خیلی قدیما بود که همه خوب با محبت بودن این دوره همسایه اصن نباید رو داد دم در پایین اگه دیدی در حد سلام علیک نه که بیاد خونه ات بمونه حرف بزنی رفاقت بگیری اشتباهه محضع این دوره

وقتی میادبچش خب براش دربازنکنین خونه حریم داره دیگه خودتون ب خونه راهش ندین وقتی انقدبی تربیته

بااحترام من اگه ببینم خونواده ای انقدرپرروهست ودوسداره فقط بگیره وبچشم تربیت نداره تفم توصورتش نمینداختم دیگه برن گمشن هنوزبراش خوراکی میبری؟همون دمپایی روبرمیداشتی میزدی توسرخودش تاهم دیگه بچتونزنه هم خودش میترسیددیگه نمیومد

عزیزم این دفعع خوراکی پسرت دادی خورد ظرفشم جمع کن کلا اومد بگو کوهیار بزرگ شده دیگه براش خوراکی جایی نمیبرم شاید خیالش راحت بشه خوردنی نیست بره

بزن زیر گوش بچش دیگه اینورا نیاد

دو دفعه راهش ندی دفعه بعدی نمیفرسته متاسفانه یک عده آدم بی شعور محبت رو وظیفه میدونن

ببین چه قشنگ بچشو از سرش وا میکنه میندازه خونه شما خودت استراحت میکنه

ی چادر سفیدی چیزی بنداز رو سرت ی چاقوام بگیر دستت درو ک واکردی بنداز دنبالش صدا وحشتناک در بیار 🤣🤣
دیگ اونورا نمیاد

توهم یکی میزدیش که چرا به بچت زده اصلا راهش نده هروقت اومد در باز نکن برو دعواش کن بگو در نزن

چقدر عجیب🤔
یکی دیگه بچه آورده بقیه باید سیرش کنن؟؟
در ضمن چه لزومی داره بچه همش اینور اونور باشه مگه خونه زندگی و ننه بابا نداره؟!☹️
اصلا این مدل آدما سبکم نیستن نمیتونم درک کنم و اصلا دوست ندارم باهاشون ارتباط داشته باشم چون رفتارشون مستقیم رو بچه تاثیر میذاره
نه فقط بخاطر خوراکی اینجور که میگی ادبم نداره اخه

فقط راهش ندید تمام
آیفونم بکشید کسی اومد بع گوشیتون زنگ میزنه

ترامپ درونی داره بچه اش 😂😂😂

وقتی اومد درو باز نکن دستشو بگیر ببر در خونه ننش بگو بچتو بگیر یه بار دیگه زد بچم کتک میخوره

نده بهش بچه بد تربیت شده بعد تو جامعه هم میخواد همینجوری سواستفاده کنه
درسته که بچس ولی باید بفهمه یه چیزایی رو
وقتی مادرت تربیتت نمیکنه جامعه میزنه پس سرت

لازم نیست همه جیو خودت بگی ب مادرشوهرت بگو تحویلش نگیره دیگه‌ نمیاد بگو نوه تو میزنه

چه ننه بی تربیت و پرویی داره.معلومه بچه به مادرش رفته زنیکه گدا

ای کاش یکم از روی این زنو من داشتم

فقط ی همچین مادری میتونه ی بچه پررو و بی ادب تحویل جامعه بده

چ آدم بیشعوری
من بودم میگفتم ینی چی
شاید ی همسایه گوه داد بچت باید بدی بهش😒
ایجور ادم ها باید برینی بهشون
بچه هس حالا بچه ها یچی دست کسی مببنن میخان ولی ن اینکه مادرش بی شخصیت باشه بگ هرکی هرچی داشت باید بده
بگو خب شاید یکی گوه داد بچت باید بخوره 😒🫡

چه پرووو
کاش خواهرشوهرومادرشوهرت بهش میگفتن 😐

وای چه زن پر رو و بی آبرویی هستش
کاش از اول نمیدادی و نمیزاشتی بچت باهاش بازی کنه
وظیفت نیس که
لطف کردی
یه نفرم که فرق بین وظیفه و لطف رو نمیدونه
همون بهتر که کاری براش نکنی

وای چقدر بی لول و بی شخصیته
بنظرم بچه رو که فرستاد یه بیسکوییتی شکلاتی چیزی بده بهش بفرستش بره
بگو برو خونتون کوهیار سرماخورده مریض نشی
یا برو برو کوهیار خوابه ،کوهیار حمومه ،پیش باباشه
کلا بهونه بیار رد کنه بره
حالا اگر بچه مظلوم و باادبی بود یه چیزی
بچه از ننش پروو تره
فقیر نیستن که دلت بسوزه
چشمش کور برا بچش خوراکی بخره
واقعا از کارای بچه و مادرش عصبی شدم چ طاقتی داری

از همون اول نباید رو میدادی

درو رو بچه باز نکنید چون بچه از مادرش بدتره

وا چقد پرو

در خونه رو باز نکنید براش

سوال های مرتبط

مامان فندوق مامان فندوق ۲ سالگی
خانوم ها کمک واقعا دیگه کم اوردم شما بگین من چیکار کنم امروز پدرشوهرم اومد دخترمو برد خونشون که نزدیک همیم تو ی کوچه بعد نیم ساعت اومد که آره چرا به بچه غذا نمیدی خونه ما اومد گشنه بود ی کیک گرفتم همیچن خورد من گریه ام گرفت چرا به بچه غذا نمیدی گشنه میزاریش چون غذا نمیدی بهش نمیرسی لاغر مونده بده بخوره از این حرفا منم اصلا شوکه شدم یعنی چی این حرفا گفتم من به بچم خوراکی نمیدم چون خیلی بد غذاس اگه خوراکی بخوره غروب دیگه شام نمیخوره گفتم خودم خوراکی نمیدم که شام بدم بخوره من امیشه سر غذا خوردن دخترم انقدر حرص میخورم بعد شوارمو صدا کردم گفتم بیا ببین بابات میگه به نفس غذا نمیدم گشنه نگهش میدارم شوهر اکمد گفت این چه حرفیه میزنی مگه میشه ادم به بچه خودش غذا نده از این حرفا منم گریم گرفت گریه کردم کلی شوهزم گفت ولش کن اهمیت نده من میدونم تو چقدر رو بچه حساسی ولی من دلم بدجوری از دستش شکست واقعا نمیدونم چطور به خودش اجازه میده همچین چیزی بگه مگه میشه ی مادر بچشو گشنه نگه داره اخه شب هم داشتیم از هیت میومدیم مادر شوهرم صدای دخترمو که شنید درو باز کرد ی کلوچه دستش بود به دخترم گفت بیا بهت قاقا بدم گشنه نمونی منم اصلا اهمیت ندادم رفتم تو خونه شما بگید من چی بگم به اینا
مامان ماهورا🦋🌈 مامان ماهورا🦋🌈 ۱ سالگی
شیر خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک
داغون ترینم فقط خداروصدهزار مرتبه شکز میکنم که خودم خونه دارم ورگنه با بچه نمیتونستم یک روز خونه مامانم بمونم از دست این بردار کوچیک بیشعورم یعنی بخدا چقدر امروز اشک ریختم اون ۱۰سالشه دیگه بچه این سن که مغز توی سرش هست بعنی همش داره سر به سر بچم میزاره بچم گریه میکنه منم خیر سرم داشتم خونه مامانم سفارش داشتم درست میکردم همسرم سرکار بود ورگنه میزاشتمش پیش اون فقط همین یک بار بود برده بودمش خونه مامانم برادرم گوشی مامانم دستش بود فیلم میدید بچم گریه میکرد گوشیمو بسونه من بهش گفتم بیا این گوشی منو بگیر همون فیلم تو گوشی من ببیین گوشی مامانو بده بچم گوشی کنو نمیخواسنه همش دادو بیداد میکنه نمیده همش سر به سر بچم میزاره بخدا منم دیکه اعصابی ندارم از دست بچه اونم اذیت این میکنه دیگه با گریه داد از خونشون ا‌مدم در گفتم نمیام تو این خونخ ایقدر اعصابم خورد بود چون مامان بابام هیچی به این پسرشون نمیکن
من بدبخت همش باید بچم گریه کنه از دست اون
مامان 𝓮𝓵𝓪𝔂 مامان 𝓮𝓵𝓪𝔂 ۲ سالگی
سلام خانوما میخام باهاتون درد دل مادرانه کنم من یه مادرم نگران و حساس به بچم از اول به دنیا اومدن بچم اینارو دارم با اشک مینویسم😭
الای وقتی دنیا اومد قندش پایین بود گفتن باید بستری شه وگرنه تشنج میکنه از اون روز ترس تشنج تو مغزم بود میگفتم خدایی نکرده بچم تشنج کنه فقط میترسیدم با زدن هر واکسن میمردم و زنده میشدم ولی به زور اون دوروز سر میکردم تموم میشد رسید به واکسن ۱۸ ماهگی گفتم خدایا شکرت دیگه واکسنش موند ۶ سالش بد یه ماه از واکسن یهو خونه مادرم تب کرد مادرم فهمید اومدم خونه تبش گرفتم ۳۸ و ۹ بود زود شیاف و شربت اینا دادم تا صب بالاسرش بودم سه شب بالا سرش نخابیدم بد س روز با شوهرم دعوام شد میخاسم برم خونه مادرم نزاش کاش میرفتم بد نزاش برم منم گفتم بچه رو بازم ببریم دکتر رفتیم یه امپول زد تبش قط شد منم خوشحالم که بچم خداروشکر دیگه تب نداره شب شد مدام دستم میزارم سرش خنگ خنک هس فردا صبحش بچه عوض شده بود دیگه الای قبلی نبود بردیم دکتر گف تشنج خفیف کرده ولی مغزش اسیب ندیده بچم بدنش سرد بود تب داخلی کرده بود تا حالا اونطور نشده بود امپول باعث شده بود تبش بزنه تو من الان از اون روز مردم دیگه میخام خودم بکشم امپول منو قول زد همش نگرانم همش گریه میکنم میگم منکه رو بچم اینقد حساس بودم چرا این اتفاق افتاد چرا بردم امپول زدن بهش...