۳ پاسخ

بگو منم مثل خودت آدمم تو به آرامش احتیاج داری بعد یه روز کاری منم مثل خودت
تو یه کار مشخص داری
من هزار تا کار
بهتر نیست حداقل شب که میای خونه هردو به آرامش برسیم باهاش حرف بزن
ساده رد نشو هروقت گفتن بچه هارو ساکت کن بگو تو بلدی خودت بیا
برو تو اتاق درو ببند بعد گفت چرا اینجوری
بگو منم مثل خودت
تمام روز زحمت کشیدم الان باید درک بشم

بهترین راه ب رینی ب هیکلش ،،،
یعنی چی از سرکار میاد میره اتاق با گوشی بازی میکنه بگو ما اینجا چی هستیم پس، اینی ک همش سرکارع چرا پول نداده لباس عید بخری ی دعوای اساسی راه بنداز درستش کن اگر درست نشد خودتو بچه هاتو بردار از اون زندگی برید

مرگ موش😍

سوال های مرتبط

مامان دیانا مامان دیانا ۲ سالگی
دخترم و خیلی وقت از پوشک گرفتم .پی پیشو همیشه میگف اما جیش و ن .ی مدت اسهال شد الان دیگ پی پیشم نمیگ .میریزه شلوارش .واسه جیشش هم هر چقدر می‌خوام ببرم دستشویی نمیاد .یا هم ک اگ بیاد جیش نمیکنه بعد میاد تو خونه جیش می‌کنه.بخدا در مونده شدم نمی‌دونم چیکار کنم
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان دیار مامان دیار ۲ سالگی
الان یهو یادم افتاد که ۴ ماهه دیگه تولد دیار جونم هست❤
برای تولد یک سالگی اش میخواستم یه تولد مفصل بگیرم با کلی مهمان ، یعنی در واقع میخواستم همه فامیل رو دعوت کنم که تعدادشون خیلی زیاد میشد در حد عروسی
که منصرف شدم
حالا تولد ۳ سالگی اش چون متوجه میشه دوست دارم براش خونه مامانم اینا یه تولد نسبتا مختصر بگیرم
ولی هر چی فکر میکنم که کی رو دعوت کنم هیچ کس رو نمیبینم دورم🙁
دیگه مثل قبلا با کسی ارتباط نداریم به جز مامانم اینا و داداش و زن داداشم‌
با مادرشوهرم اینا
که البته خواهرشوهرم هم یک ساله قهره

دوتا دختر خاله داشتم مثل خواهر بودیم واقعا ولی بعد از دوران بارداریم که من همش استراحت مطلق بودم و جایی نمیتونستم باهاشون برم دیگه رابطه مون مثل قبل نشد 😔
و من چقدر ناراحتم از این موضوع که این دوتا رو از دست دادم و راستش یه سری اخلاق های جدید هم ازشون دیدم که دیگه نمیتونم خودم رو قانع کنم که مثل قبل باشم باهاشون ولی اون دوتا رفیق جون جونی هم‌شدن در نبود من و الان همش با هم بیرونن..... حالا بماند که من چقدر غصه این رو میخورم
ولی واقعا من الان بخوام تولد بگیرم آخه به کی باید بگم بیاد 🤔

قبلا اینقدر رفت و آمد داشتیم که همیشه خونمون شلوغ شد

شما هم همینطورین؟؟
با بچه های یکی از عمه هام خیلی زیاد رفت و آمد داشتیم که اون هم بعد از فوت عمه ام الان حدودا ۴ ساله که دیگه خیلی کم‌شده رفت و آمدمون فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری شیرخشک نان نان نان دورهمی شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک نان نان نان نان نان نان نان نان نان نان دورهمی دورهمی دوری دورهمی دورهمی دورهمی
مامان دیانا مامان دیانا ۲ سالگی
خانما دخترم و دوماه بیشتر از پوشک گرفتم یادگرفته بود پی پیشو می‌گفت اما جیش و ن .بعد دو هفته پیش مریض شد افتاد ب اسهال الان دیگ هرکاری میکنم پی پیشو نمیگ .اصلا دستشویی نمیاد .خیلی لج می‌کنه .حتی اگر دستشویی هم ببرم اونجا جیش و پی پی نمیکنه میاد میریزه تو شلوارش .بخدا خسته شدم دیگ نمی‌دونم چیکار کنم
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری