۱۳ پاسخ

مال ما یه کوچه با پدرشوهرم، با مامانم اینا 4کوچه خونه مامانم اینا همیشه میریم و بعضی وقتا دخترم رو میبرن اما خونه پدرشوهرم هر چندماه یکبار میریم و دخترم رو نمیفرستم

مادرشوهرم طبقه پایینن پسرم هرروز می‌ره کاری هم داشته باشم راحتم میسپارم به اون نگه میداره

جفتشون. دورن
بیست دقه فاصلس
ولی خونه بابام بیشتر میره
بیشتر میان دنبالش میبرنش
خونه مادرشوهر میریم‌با کلی کلک وایمیسته اصن دوس نداره اونجارو
خونه عموشم نزدیک دلش میخاد بره اونجا

من مامانم میادخونم رفتارای بدیادبچم میده وای به حال اینکه تنهابره

من مادر شوهر طبقه بالاس ولی هنوز بچه هامو یه ساعتم نگه نداشته

ما نزدیکیم ولی اصلا نمیزارم بچمو اونجا ... از خداشه نگه داره ولی من دوست ندارم

من خونم چسبیده له خونه مادرشوهرم دوتاویلایی بغل همیم خدا پدرشوبیامرزه عصای دستمه نباشه من گیرمیفتم رستارو روزی دوساعت میبره پیش خودش منم راضیم چون حواسش به تربیت بچه هست وهرحرفی پیشش نمیزنن هرکاری هم نمیکنن

خونه مامانم اینا نزدیک ببشتر وقتاخودمم اینجام دلاناهم کارداشته باشم میزارم پیشش میمونه قبلا هم میموندا ولی الان خیلی بهونه منو میگیره

نزدیکیم ولی نمیبرم و‌نمیزارم پیش کسی زیاد

چرا قهوه ؟

مادرشوهرم طبقه بالای ماهستن پسرم زیادمیره کارداشته باشم میبرم میذارم

خونه من نزدیک نیست ای کاش نزدیک بود میدادم یه چند ساعت نفس میکشیدم

من نزدیک نیستم ولی میخواستم بدونم کسایی که نزدیک مادرشوهرشونن مثلا چند کوچه فاصله دارن مشکلی با این قضیه ندارن بچشون زیاد نمیره اونجا

سوال های مرتبط