۵ پاسخ

در همین لحظه دلم همشو‌ باهم خواست😂🦦

دقیقااا
گل‌ گفتی

دلخوشی این روزام دخترمه🥺

همچنین عزیزم 😍

الان که دقت میکنم درحال حاظر بزرگترین دلخوشیم همیناس😂❤

سوال های مرتبط

مامان H🍩ssein مامان H🍩ssein ۸ ماهگی
***

**«نوزاد: رباتِ انسان‌نما یا موجودِ فضاییِ سه‌روزه؟»**

صادقانه بگم، من دیگه نمی‌تونم این وضعیت رو تحمل کنم! فکر کن، یه موجودی که تازه دیروز صبح از یه بعدِ دیگه به سیاره ما پرتاب شده، هنوز بویِ «کائنات» ازش می‌آد، بعد انتظار داری… انتظار داری که چی؟

اینکه فوراً بلند شه، یه گزارشِ تحلیلی از وضعیتِ ترافیکِ تهران تو ساعتِ هشت صبح بده؟ یا اینکه وقتی بهش شیر می‌دی، با لحنِ یه منتقدِ سینمایی بگه: «طعمش خوب بود، ولی کاش کمی غلظتِ بیشتری داشت و ادویه‌اش هم کمتر بود!»

من دیگه دارم به این نتیجه می‌رسم که مردم فکر می‌کنن نوزادان، یه سری رباتِ آزمایشی هستن که از کمپانی «ایلان ماسک» با یه آپدیتِ ناقص اومدن! انگار منتظرن تا وقتی چهار ماهش شد، فوراً درخواستِ Kitِ «راه رفتنِ پیشرفته» رو از اپ استورِ نوزادان دانلود کنه!

«چرا نمی‌شینه؟» آخه عزیزِ من، اون تازه یاد گرفته چطوری یه وزنه ۱۰ کیلویی (که اتفاقاً اون وزنه خودشه!) رو با گردنش تحمل کنه! انتظار داری الان مشغولِ حلِ جدولِ سودوکو باشه؟ یا اینکه وقتی داره گریه می‌کنه، بهش بگی: «عزیزم، دیگه بس کن، ما می‌دونیم که الان از لحاظِ احساسی چقدر خسته‌ای، ولی لطفا یکم دیگه انرژی جمع کن و یه تیکه شعرِ حافظ بخون!»

واقعاً که! انگار توقع داریم نوزاد، قبل از اینکه یاد بگیره چشم‌هاش رو پلک بزنه، بتونه یه سخنرانیِ انگیزشی در موردِ «چالش‌هایِ رشدِ در دورانِ شیرخوارگی» ارائه بده!
کولیک شیر پوشک فرنی
مامان هاکان👼🏻🩵 مامان هاکان👼🏻🩵 ۱ سالگی
هاکانِ مامان…
۸ ماهه شدی. ۸ ماهه که دنیای منو زیر و رو کردی، قلبمو گرفتی و گذاشتی کف دستت.
از روزی که صدای نفس‌هات رو شنیدم، دیگه هیچ چیزی توی دنیا برام مثل قبل نشد.
من با تو یاد گرفتم مادر بودن یعنی چی. یاد گرفتم چجوری بی‌خوابی بکشم، اما با یه لبخند کوچولوت همه خستگیامو فراموش کنم.

هاکانم…
وقتی دستای کوچولوتو دور انگشتم حلقه می‌کنی، وقتی سرتو می‌ذاری روی سینه‌م و آروم می‌گیری، دلم می‌لرزه از این همه عشق.
گاهی که خوابی، فقط نگاهت می‌کنم و بی‌صدا اشک می‌ریزم. از ترس روزایی که شاید نتونم همیشه محافظتت کنم… از عشق زیادی که قلبم جا نداره براش…

پسر نازنینم…
اگه بدونی مامان چقدر برات آرزو داره…
آرزوی سالم بودن، قوی بودن، خوشبخت بودن…
آرزوی اینکه یه مرد مهربون، باوقار و عزیز بشی…
که دلت هیچ‌وقت نشکنه، که هیچ‌وقت احساس تنهایی نکنی.

هاکانم، تو دلیل زنده‌بودن منی.
اگه هزار بار دیگه هم به دنیا می‌اومدم، بازم آرزو می‌کردم مامان تو باشم.
با همه سختیا، با همه گریه‌ها، با همه شب‌بیداریا…
بازم می‌گم: “خدایا شکرت که هاکانو بهم دادی.”

دوستت دارم بیشتر از نفس کشیدن، بیشتر از هر چیزی توی دنیا.
مامانِ دیوونه‌ت، همیشه پناهت می‌مونه… تا آخر دنیا.