خب بعد از ۴ روز چون امروز احساس میکنم بالاخره کمی موفق بودم اومدم تجربه ی خودم از پوشک گرفتن رو بگم ، ببخشید اگه طولانیه چون میخام کااااااااامل از سیر تا پیاز تعریف کنم شاید برای کسی مفید باشه
نکته ی اول از همه اینه ک وقتی تصمیم گرفتین از پوشک بگیرین دیگه قید فرش و مبل و پتو و زندگی رو بزنین
یعنی خودتون رو براش اماده کنید که همه جا باااااید کثیف بشه که اگرم واقعا شد انتظارشو از قبل داشته باشید و عصبی نشید
البته من بااین ک خودم ادم وسواسی نیستم و برامم مهم نیس کثیف بشه یا نه درهرصورت روی مبلام سفره ی یک بار مصرف پهن کردم بعدم روش پارچه انداختم
روی فرش حال روفرشی پهن کردم و روی فرش اتاق خاب پتو پهن کردم که اگه هرجا اتفاق افتاد قابل شستن باشه

خب من روز اول که گندم از خاب پاشد بهش فرصت دادم صبحونه بخوره و جیش اولش رو تو پوشک بکنه بعد ساعتای ۱۱ بازش کردم و بهش گفتم دیگه نمیخام برات پوشک ببندم هروقت دستشویی داشتی بگو تا بیایم اونم هیچی نفهمید که چی گفتم😂 ولی گف باشه
شروع کردم هر یک ربع به بهونه ی برچسب زدن به دیوار بهش گفتم بریم دسشویی ( اینم بگم که دختر من تاحالا اصلااااا تو دسشویی جیش نکرده بود قبلا )
اولش ذوق داشت و به بهونه برچسب میومد ولی جیش نمیکرد
منم بهش میگفتم اگه جیش کنی فرشته مهربون برامون برچسب میاره اگه نه نمیاره
ادامش پایین میذارم



پوشک پوشک پوشک اسهال فرزندپرورى پوشك زايمان سونو انتى انومالى تب اسهال استفراغ ويروس پوشک شیرخشک جیش پی پی‌ شیرشب ازمایش فرزند پروری

تصویر
۳ پاسخ

دو بار اینجوری اومد بعدش دیگه چون نمیخاست اونجا جیش کنه و منم بهش برچسب نمیدادم دیگه نیومد
هی به بهونه های مختلف و به زور و بلا باید میبردمش که خیلی نق میزد و گریه میکرد و بهونه میگرفت و لج میکرد ( همین قسمتش صبوری زیاد میخاد )
خلاصه روز اول حتی یک بار هم تو دستشویی جیش نکرد و همش خطا داد ، بی نهاااااااایت اذیتم کرد کلییییی گریه میکرد و‌نمیومد دستشویی به هزار بدبختی راضیش میکردم که بریم باز وقتی میرفتیم دیگه بیرون نمیومد 🦦 ادامشو تاپیک بعد میذارم

خب؟ادامه

منم میخام پسرمو از جیش بگیرم 😭😭😭ولی هنوز موفق نشدم

سوال های مرتبط

مامان گندم🌾 مامان گندم🌾 ۲ سالگی
پارت دوم از پوشک گرفتن :
کلللل لباسای خودش و من و خونه زندگیم رو با شلنگ اب میداد کل روز تو‌ دستشویی بودیم هر بیس دقه کلی رو پاش اب میریختم ، عروسکاشو میاوردم جیش کنن ، کتاب قصه مربوط به جیش میخوندم ( قبل تر هم کتابشو کلی باهم خونده بودیم ) ولی فایده نداشت بعد که میرفت بیرون تو شرتش جیش میکرد
ولی چون شرت اموزشی پاش میکردم خداروشکر جایی کثیف نشد
موقع خواب هم چون من تاحالا براش پوشک چسبی استفاده میکردم همیشه ، این چند روز پوشک شورتی پاش میکردم و میگفتم این شرته تو شرتت جیش نکنی! ( چون دختر من همیشه تو خواب جیش میکنه و شرتش خشک نیس)
البته برامم مهم نبود چون من بیشتر قصد داشتم تو روز پوشکشو بگیرم تا بعد به جیش شب و ظهر موقع خاب برسیم
ولی اولین مشکلی که پیش اومد این بود ک تو خاب جیش میکرد و میفهمید
تا صبح هر یک ساعت با هر جیشی ک میکرد پامیشد گریههههههههه میکرد میفهمید نباید جیش میکرده ولی کنترلی هم رو خودش نداشت و از طرفی چون خاب زده میشد لج‌میکرد هرچی بهش میگفتم بریم دستشویی یا شرتت رو عوض کنم فقط جیغ میزد و گریه میکرد
روز اول واقعااااااا کلافه کننده بود و خودمم عصبی شده بودم به شوهرم گفتم برو پوشک بخر اماده نیس منم دیگه حوصله ندارم کفت باشه
ادامش پایین میذارم


پوشک پوشک پوشک اسهال فرزندپرورى پوشك زايمان سونو انتى انومالى تب اسهال استفراغ ويروس پوشک شیرخشک جیش پی پی‌ شیرشب ازمایش فرزند پروری
مامان گندم🌾 مامان گندم🌾 ۲ سالگی
موقعی که گندم رو‌میخاستم از شیر بگیرم یادمه چقددددرررر میترسیدم و استرس داشتم و فکر میکردم سخت ترین کار دنیاست چون خیلی به سینه وابسته بود بدون اون نمیخابید اصلا
ولی بالاخره روزی ک گرفتمش در پوکرترین حالت ممکن دیدم اسون تر از چیزی بود که فکرشو میکردم و زود باهاش کنار اومد
الانم تقریبا ۶ ماهه که گندم قشنگ میدونه جیش جیه پی پی چیه فرقشون رو‌میدونه
هروقت ما میریم دستشویی لج میکنه برا اون زودتر بره دستشو میزنه به کمرش میگه جیش دارم جیش دارم😂
ولی من میترسم خیلی و هرچقدم همههههه اطرافیان چندین ماهه که میگن امادس از پوشک بگیرش هی امروز فردا میکنم
ولی الا‌ن دارم به خودم میگم شاید مثل‌همون قضیه از شیر گرفتن فقط واسه خودم بزرگش کردم و شاید راحت تر از چیزی باشه ک فک میکنم
خلاصه تصمیم دارم از فردا صبح یهووو شروع کنم و دیگه پوشکش نکنم😐😂
هرچه بادا باد
اگه موفق شدم میام تجرمو میگم



پوشک پوشک پوشک اسهال فرزندپرورى پوشك زايمان سونو انتى انومالى تب اسهال استفراغ ويروس پوشک شیرخشک جیش پی پی‌ شیرشب ازمایش فرزند پروری
مامان شیلاجون مامان شیلاجون ۳ سالگی
سلام اومدم تجربمو راجب از پوشک گرفتن بگم
من تازه دو روز بود شروع کرده بود و واقعا هلاک بودم اومدم تاپیک زدم که چقدر سخته و درد دل کنم
خیلی ها نوشتن زوده نباید میگرفتی
اومدم بگم اصلا این حرفها نیست یه وقت تنبلی خودمون رو به پای ناتوانی بچه نزاریم
من روز اول که شروع کردم پاکت خالی پوشک رو به دخترم نشون دادم و گفتم پوشک نداریم باید هروقت جیش داشتی بهم بگی که بریم دسشویی . قطعا که اصلا نفهمید منظورم چیه اما تو ذهنش موند که پوشک نداریم . و خلاصه روز اول که همش میبردمش تند تند دسشویی بحدی که شب گررریه میکرد می گفت نمیام دسشویی و بماند که روز اول و دوم و سوم و چهارم همش تو شلوارش جیش میکرد حتی پی پی
چون واقعا خیلی متوجه نیست چی میگیم بچه چشم باز کرده پوشک داشته . فقط هر سری میگفتم مامان نباید تو شلوارت جیش کنی باید هروقت جیش داشتی بریم دسشویی
بهش بحالت شعر همش میگفتم وقتی میخواد بیاد جیش
باید بریم دسشویی
اینقدر این شعر رو خوندم که با خودش میخوندش و حفظ شده بود
بلاخره روز پنجم گفت مامان جیش دارم
البته هروقت پی پی داره هم میگه مامان جیش دارم(مهم اطلاع دادن هست حالا چه جیش چه پی پی)روز پنجم و ششم یکی دوبار خطا داشت و تو شلوار جیش میکرد که مهم نبود چون هواسش پرت بازی بود وگرنه همش خودش میگفت و میرفتیم
خداروشکر الان روز دوازدهم یا سیزدهم هست حتی وسط بازی هم میگه. این تجربه من بود
گفتم درمیون بزارم باهاتون . فقط چندتا نکته اینکه
دسشویی رو جذاب کنید با برچسب یا یه کوچولو آب بازی
ازهمه مهمتر اصلا عصبانی نشید البته من استیکر خنده و گریه داشتم وقتی نمی‌گفت بهم استیکر ناراحت میزدم وقتی میگفت کلی تشویق میکردم و استیکر خنده میزاشتم براش. بنطرم خیلی سخت بود اما با صبر و تحمل شدنی .