۸ پاسخ

حرف حق👏💐

واقعا👌

پارسال یکی از اقوام شوهرم تازه بچش دنیا اومده بود تو جمع نشسته بودیم بهم گف نمیخای بچه بیاری منم گفتم به وقتش فعلا زوده (درحال اقدام بودم)بعد گف اره والا کار خوبی میکنه بچه داری سخته فلان منم گفتم اره سخته بعد دوماه باردار شدم ،حالا چند باره هی بهم میگه یادته گفتی فعلا زوده ولی بعدش باردارشدی ،واقعا نمیدونم چطور جوابشو بدم (نا گفته نمونه شوهرش بچه نمیخواست به نحوی باردار شد بعد ب شوهرش گف مقابل عمل انجام شده قرارش داد) حالا یا همش از سختی بچه داری بهم میگه یا از زایمان میترسونه

دقیقا👏👏 خانواده شوهر لطفاً اگه کمکی میکنید لازم نیست جار بزنید منت سر عروس بذارید چون شما فقط در حق پسر خودتون لطف کردید

احسنت توی هر مرحلشم میگن حالا خوبه بعدا اینطوری نمی‌دونم بچه کوچیکه میگن بزار راه بیفته راه افتاد میگن بزار نمی‌دونم فلان اصلاااا منفیییی

گل گفتی

تا ابد و یک روز حق👌🙏🏻

حق

سوال های مرتبط

مامان آیهان مامان آیهان ۶ ماهگی
مامانا بیاید فرهنگ سازی کنیم :
به ما ربطی نداره یه مامان باردار میخواد سزارین کنه یا طبیعی شاید شرایطش خیلی پیچیده باشه و نخواد توضیح بده چرا میخواد سزارین بشه ...
به ما ربطی نداره کی شیر خودشو به بچش میده کی شیر خشک میده بدن خودشه بچه خودشه و دخلی به ماها نداره که چطوری میخواد بچشو بزرگ کنه شاید خیلیا تلاش زیادی کردن که بچه رو شیر بدن و نشده و گفتن ما باعث افسردگی و ناراحتی اون خانم میشه 😐
به ما ربطی نداره جنسیت بچه چیه تا زمانی که خود مامان بخواد بگه و واقعا دختر و پسر فرقی هم نداره خیلیا زندگی طایفه ای و ایلی دارن و پسر بودن بچه براشون مهمه و فشار میارن به دختر یا عروسشون واسه همین پرسیدن ما فقط استرس به طرف میده ...
دوستان تربیت و بزرگ کردن بچه یه مسئله ایه که کاملا به نوع ریشه و خانواده طرف بر میگرده و هر کس دوست داره بچشو یه جور خاصی بزرگ کنه و دخالت ما و نظر دادن و تز دادن ما باعث استرس و سر در گمی اون مامان میشه
در کل که آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است ...
به تو چه
به من چه ✨
مامان قند مامان قند ۱ ماهگی
تجربه من از سزارین🤰🏻
گذاشتم تجربه‌ام بعد از یه مدت بنویسم چون به معنای واقعی کلمه تا چهار روز اول که فکر میکردم دیگه هیچ‌وقت خوب نمیشم و تا همیشه درد دارم🫠 ولی به قول مامانم درد کوه کوه میاد مور مور میره😅 (یعنی آدم وقتی مریضه یا مشکل داره طول میکشه تا خوب بشه) امروز نه روز از زایمانم گذشته و دیگه تقریبا بدون درد میتونم بشینم و پاشم و بخوابم و روی پهلوهام بچرخم. روزای قبل هر روز یکی از این کارا نمیتونستم و برای بعضی‌هاش واقعا فقط گریه میکردم. البته هنوزم کامل کامل مثل قبل نیستم ولی هر لحظه خدا رو شکر میکنم که اون روزای گند اول گذشت😭 شاید هم من خیلی دردسستم چون تجربه‌های سز بقیه که میخوندم فکر نمیکردم اینقدر سخت باشه اما الان میگم واقعا زایمان سز حداقل برای من خیلی سخت بود، نمیدونم پشیمونم یا نه چون زایمان اول بودم و عملا شانس طبیعی خودم از خودم گرفتم ولی شاید اگه طبیعی هم بودم اوضاع از اینم برام بدتر بود چون طبیعی‌ها هم تجربه خوبی نداشتن اکثرا فقط اینو میدونم زایمان خیلی سخته از هر مدلش و ما زن‌ها واقعا خیلی قوی هستیم😭 من همیشه دلم میخواست سه تا بچه داشته باشم اما اینقدر حالا فقط خود زایمان اولی سخت بود که میگم آیا واقعا حاضرم چندسال بعد دوباره همه این سختی‌ها بکشم؟😭 تازه این‌بار تجربه نداشتم و نمیدونستم چی پیش رومه و استرس نداشتم، دفعات بعد که میدونم🥲 واقعا دم اونایی که چندتا بچه دارن یا بچه‌هاشون پشت همن گرم😭