۷ پاسخ

یکی بود انقدر بخاطر از شیر گرفتن بچه استیکر گریه گذاشته بود ک خدایی نکرده فک کردم بچه چیزیش شده قلبم اومد دهنم
حالا یاد اون افتادم🤣
دنبال ناراحتی میگردی خواهرم ؟
خب خدارو شکر بزرگ شده دیگ

منم مسه شما امشب شب سوم که از شیر گرفتم خودم خیلی ناراحتم بیشتر از بچه

دخترمنم عادتی بود تو ماشین با ممه میخابید
آلان خسته خسته ام ک باشه نمخابه
باید بیام خونه تو تاب ریلکسی بخابه
منم تقریبا ۱۲ روزه گرفتم شیر رو
خیلی اذییت نشد واذییتم نکرد چون دخترعمه وعمه وازهمه مهم ترباباشم بود

منم پسرمو سه روزه از شیر گرفتم شبا خیلی بی تابی میکنه نوک سینه هام لاک قرمز زدم میاد نگاه میکنه میگه اوف شده روشونو میکشه میره تفلک دلم براش میسوزه 😔

واسه چی باید بچه رو از شیر گرفت ؟ واسه اینکه غذا بخوره ؟

اوههه چقد اونجا سرده
من الان زیر کولر خوابیدم خخخخخ

ای جانم واقعا خیلی سخته 🥺ولی چه میشه کرد باید گرفتشون 😢

سوال های مرتبط

مامان تیام مامان تیام ۲ سالگی
#فرزندپروری#شیرخشک#پوشک

تجربه خیلی سخت ازشیرگرفتن پسرم
روز اول صبح که قطره تلخک رو زدم گذاشت دهنش سریع دراورد دیگه نخورد گفت ماما ممه اَع تاخواب ظهر چیزی نفهمید تو خواب ظهر یه کوچولو گفت ممه بعد پستونک گذاشتم دهنش خوابش برد جالب اینجا شیرگاو یا پاستوریزه رو هم نخورد
به شب که رسیدیم بدتر شد تا ساعت ۲بی قراری و گریه بزور بالاخره خوابید ولی امروز صبح ساعت۶/۳۰بیدارشد یکسره گریه کرد تا۹/۳۰ بعد یه ساعت بازی کرد نصف شیرموز خورد بعد مجبور شدم سینه هامو بدوشم خیلی ناراحت بودم گفتم دوباره بدم ولی به هیچ عنوان لب نزد فقط باهاش بازی میکنه لپشو گذاشت رو ممه ساعت ده و نیم صبح خوابید تا ۱/۳۰ظهر بعد بیدار شد یکم غذا خورد رفتیم باغچه تاساعت ۷بازی کرد بعد تو ماشین بهم گفت ممه دراوردم دوباره لپشو گذاشت روش خوابید تاالان که هنوز خوابه
فقط مشکل اینجاس جاگزین نمیکنه چیزی رو واین خیلی بده فعلا یه دونه شیرخشک گرفتم ببینم میخوره شبا بجاش بدم خیلی روزای سختی هست😑😮‍💨😓
مامان هانا مامان هانا ۳ سالگی
سلام به همه خواستم بگم من ۵ شب که دخترم رو از شیر گرفتم
دو شب اول بی تابی کرد حدود دوساعت گریه ک د تا خوابش برد
به هق هق افتاد هر چی میگفتم میگفت نه اما مقاومت کردم شبهای دیگه ۶ صب بیدار شد و یه یه ساعتی بهونه آورد خوابید
خیلی چیزا امتحان کردم تا از شیر بگیرم زیتون سیز گال تلخ زدم از عطاری تلخک گرفتم ازیترومایسین که شربت خیلی تلخی بود مالیدم رژ لب چسب. هیچی فرقی نکرد فقط فلفل سیاه البته بگم فقط یه بار دهن زد و دید تند زودی پشتش آب خورد و تمام. چند روز فقط میمالم به ممه بو میکنه میگه آخه دیگه نمیخوره و مهمتر از همه اینکه باهاش زیاد حرف بزنید. به عروسکش بگیرد ممه آخ شده به دورو بری ها بگید ممه آخ شده هی تو وهنش بشینه اونوقت راحت میشه گرفتش توی روز که یکی دوبار میگه ممه تا میگم آخ شد میره دنبال بازی فقط مقاومت کنید گریه کرد دلتون نسوزه
و اینکه ما مجبور شدیم پنج شب رو با ماشین دور بزنیم تا بخوابه چون هانا فقط با خوردن سینه می‌خوابید نه بهل نه پستونک نه تاب پس ماشین بهترین گزینه بود