۷ پاسخ

حق داشتی ناراحت بشی، عروسی خواهرت یوده خسته هم بودی لابد. از طرفی اونم بچه است از رو بدجنسی این اداهارو درنیاورده. حالا فردا به دخترت بیشتر توجه کن و ازدلش دربیار خودتم سرزنش نکن.

دختر منم عروسی داداشم این بلا رو سرم اورد

عزیزم احتمالا از شلوغی مضطرب بوده ولی خب شمام دیگه خسته شدی و از طرفی عروسی خواهرت بوده حق داشتی ناراحت بشی

عادیه بچه ها تو جای شلوغ که میرن مخصوصا عروسی اذیت میشن اون سر و صدا و همهمه کلی چهره غریبه براشون اذیت کنندس بهتر بود که نمیبردیش ولی خب چاره ای هم نبود . به خاطر همین حس اضطراب و استرس که بهش دست داده چسبیده بود به شما نهایت دیدی خیلی اذیت میکرد ناچارا باید پاراکیلد بدی بچرو بخوابونی ولی خیلی زیاد ندیا همون اندازه مجاز فقط هم یکبار بهش بده تو یه جای اروم بخوابونش بعد خوابش سنگین شد ببر تو مجلس

پسر منم برای بله برون ی دونه داداشم سنگ تموم گذاشت اینقدر گریه کرد و محکم گردن منو چسبید که منو کلافه کرده بود دلم میخواست خودم بکشم در صورتی که اصلا به من وابسته نیست

عزیزم همه درکت میکنیم
کاش میدادی مادرشوهرت نگه میداشت هم دخترت اذیت نمیشد هم خودت

دقیقا منم خسته میشم

سوال های مرتبط